ی گفت ای موران همه به خانه‌های خود روید مبادا سلیمان و سپاهیانش ندانسته شما را پایمال کنند». 
خداوند متعال در خلال این آیه زبان و سخن را برای مورچه‌ها ثابت کرده است و اینها که در این آیه آمده چیزهایی بود که ملکه مورچه‌ها به کارگران آنها می‌گفت. پس آیا دانشمندان زبان مورچه‌ها را کشف کرده‌اند؟ بله، دانشمندان می‌گویند که در شکم و سر مورچه‌ها غده‌های شیمیایی وجود دارد که فرستادن این ماده شیمیایی را به عهده دارد و این ارسال و فرستادن زبان مورچه‌هاست که با آن مورچه‌ها را مخاطب قرار می‌دهند. 
در زبان مورچه‌ها یک زبان صوتی، یک زبان اشاره‌ای، یک زبان شنیداری، یک زبان دیدنی و یک زبان بویایی وجود دارد. زبانی که میان مورچه‌ها شایع است زبان شیمیایی می‌باشد. و مورچه با حس بویایی خود که بر روی شاخکهای زیرین وی قرار دارد این اشارات شیمایی را درک می‌کند. هر گاه مورچه‌ها بخواهند که کوچ دسته جمعی بکنند یکی از مورچه‌ها به دنبال غذا خارج می‌شود و یک ماده شیمیایی را در مسیرش می‌ریزد و این نیز یکی از زبانهای مورچه‌ها می‌باشد. 
همچنان خداوند متعال در خلال این آیات یک نوع معرفت را ثابت کرده است، همین طور یک روحیة اجتماعی را برای آنها ثابت کرده است. آن مورچه با آه و ناله کردن در فکر نجات خودش نبود بلکه دوستانش و همراهانش را از سلیمان و لشکرش می‌ترساند واین دلالت بر روحیه اجتماعی و همکاری آنها با هم می‌کند. مورچه‌ها دارای مغز کوچک و خلأهای عصبی و اعصابی برای اندازه‌گیری معلومات هستند و همچنین نقشه‌هایی دارند که به وسیله آنها به سمت غذا و منازلشان می‌روند. 
مورچه‌ها یک سر و یک بدن و یک دم استوانه‌ای شکل دارند و همچنین دارای 6 پا می‌باشند که به وسیله آن می‌توانند سریع حرکت کنند و بعضیها نیز اعضایی برای پرش دارند. و مورچه‌ها دارای 5 چشم می‌باشند که دو چشم از آنها مرکب و در دو طرف سرشان قرار دارد. که از چشمهای ساده‌ای به وجود آمده‌اند و از لحاظ قرار گرفتن و ترکیب و ترتیب به هم چسبیده‌اند به گونه‌ای که مثل چشم واحدی عمل می‌کنند. و سه چشم باقی مانده به شکل مثلثی قرار گرفته‌اند. چشمهای مرکب برجسته‌تر هستند و چشمهای ساده ترکیبی ندارند ولی چشمان مورچه‌های مذکر بزرگتر از چشمهای مؤنث‌ها می‌باشد و بعضی از اینها به سبب نیروی مهمی که به آن وابسته‌اند به همدیگر نزدیک می‌باشند. 
هر مورچه‌ای دو شاخک دراز مثل مو دارد که توسط آنها چیزها را حس می‌کند و مثل دست و پا و انگشتان عمل می‌کنند و این شاخکها را دو حس نامیده‌اند. 
مورچه‌های دارای یک نوع تصرف عاقلانه می‌باشند(1). و از جمله باهوشترین حشرات می‌باشند و مورچه یک موجهای نورانی را می‌بیند که انسان آنها را نمی‌بیند. و زبان مورچه یک زبان شیمیایی می‌باشد. که دو وظیفه دارد یکی اینکه پیام را برساند و دیگری ترساندن می‌باشد. وقتی مورچه‌ای را له می‌کنند بویی از آن صادر می‌شود که مورچه‌های دیگر به آن پناه می‌برند و یا از نزدیک شدن به مورچه کشته شده خودداری می‌کنند و هیچ مورچه‌ای نمی‌تواند داخل خانه‌اش بشود مگر اینکه کلمه رمز را بیان نکند. 
مورچه‌ها دارای دستگاه هاضمه عجیب و دهان و مری و معده و روده و دستگاه مکنده و تلمبه می‌باشند. 
مورچه‌های مؤنث تخمهای خود را نزدیک خانه‌های بزرگترها می‌گذارند و مربّیانی را به مراقبت شبانه‌روزی از آنها اختصاص می‌دهند. که حرارت مناسب را برای تخمها افزایش می‌دهند تا اینکه تخمها بیرون بیایند. و به صورت کرم کوچک بدون دست و پایی بیرون می‌آیند، مربیان از آنها مراقبت کرده و به آنها غذا می‌دهند. تا اینکه 7 هفته با میل غذا می‌خورد. سپس با دهانش می‌ریسد و یک توپ ابریشمی برای خود می‌بافد و می‌خوابد وقتی که چند روز سپری می‌شد از خوابش بیدار می‌شود و نخهای توپ ابریشمی را می‌برد و ابریشم دور خود را می‌جود که در این کار مربیها به وی کمک می‌کنند و نظافت آنرا به عهده می‌گیرند تا جایی که پاها و دستهایش پدیدار می‌شود و مورچه به نظافت کردن خیلی عشق می‌ورزد. 
مورچه‌ها، غیر مورچه‌ها را بدون هیچ علامتی تشخیص می‌دهند و محبت و دوستی فقط میان اهل یک روستا موجود است. و غیر آن روستا دشمنان آنها هستند. تا جایی که ممکن است میان چند روستا از مورچه‌ها جنگ در گیرد. پس در صفهای منظم و کشنده می‌ایستند و جنگ شروع می‌شود و کشته و زخمیهای زیادی در این جنگ واقع می‌شود. و مورچه‌های فاتح اسیران را برای خدمت در روستایشان می‌گیرند و کشته شدگانشان را در قبرهای مخصوص دفن می‌کنند و همچنین سرزمینشان را از جسد دشمنانشان پاک می‌کنند. تا جایی که گفته‌اند : مورچه‌ها در کارهایشان نزدیکترین حشرات به انسان هستند. و گاهی مورچه‌ها به صورت یک نیروی آشوبگر و ویران کننده در می‌آیند، و بیشتر از انسانها برای خود انسانها خطر درست می‌کنند. تا جایی که احتمال دارد که ستونهای چوبی خانه‌ها رابشکافد تا اینکه سقف خانه‌ها فروبریزد یا اینکه آپارتمانهایی را در کتابخانه‌ها به وجود بیاورند و برگ کتابها را بخورند و آنها را پاره کنند. 
این موضوع را با سخن حضرت علی (رضی الله عنه) خاتمه می‌دهم که می‌فرماید : «به مورچه‌ها در این جثه‌های کوچک و نازکی اندام بنگرید که با گوشه چشم دیده نمی‌شود و به اندیشه درک نمی‌گردد، چگونه مسیر خود را می‌پیماید و برای بدست آوردن روزیش می‌شتابد. دانه را به لانه‌اش انتقال می‌دهد و آنرا در انبارش آماده می‌کند، در تابستان برای زمستان و در وقت آمدن برای وقت بازگشتن دانه‌ها را گرد می‌آورد، خداوند ضامن روزیش بود. و مناسب حال راه روزیش را گشاده، پروردگار بسیار نعمت دهنده از آن غافل نیست و خداوند جزا دهنده آنرا محروم و بی‌بهره نمی‌گرداند، و اگر چه در سنگ خشک و سنگ سخت باشد. و اگر در مواضع خوردن و در بالا و پایین آن و آنچه در درون مورچه است از اطراف اضلاع شکمش و آنچه در سر آن است از چشم و گوش؛ اندیشه کنی، از آفرینش آن به شگفت آمده و از وصف آن رنجور می‌شوی، پس بلند و برتر از آن است خدائی که مورچه را بر روی دست و پایش برقرار داشت و آنرا بر روی ستونها و اعضایش بنا کرد، در حالی که در آفرینش آن، آفریننده‌ای شرکت نداشته و توانائی اورا یاری نکرده است هیچ خدائی غیر از خدای یگانه وجود ندارد و هیچ معبودی غیر او نیست». 
---------------------------------------------------------------------------
1) از نکته‌های ظریفی که از این آیه برد‌اشت می‌شود : «قالت نملهٌ یا ایها النمل ادخلوا مساکنکم لا یحطمنکم سلیمان و جنوده و هم لا یشعرون» این مورچه به مهربانی و جهت هشداری به سایر مورچه‌ها آنها را مخاطب قرار داده است «یا ایها النمل» و با تشویق آنها را به خودداری از لشکر سلیمان امر کرده است «ادخلوا مساکنکم» و برای این کار دلیل ذکر کرده است. «لا یحطمنکم سلیمان و جنوده» و از کار سلیمان و لشکرش به شدت معتذر است. ببین که چطور مو