دان مغناطیسی آن قرار گیرد، حجم خود را از دست داده و به اندازه یک تخم‌مرغ کوچک می‌شود. البته همان وزن قبلی را داراست. تصور چنین حالتی بسیار شگفت‌انگیز است که زمین به همراه پنج قاره خشکی و اقیانوس‌ها و دریاهای سطح آن که   مساحت آن را به خود اختصاص داده‌اند، در صورت جذب شدن توسط چاله‌های سیاه، به اندازه یک تخم‌مرغ کوچک گردد.
پس مرحله سوم و در واقع نوع سوم خورشید، زمانی پدید می‌آید که نور از آن خارج نشده(1)  و قدرت جاذبه بسیار شگفت‌ و حرارت بسیار بالایی داشته باشد.
چه عکس‌العملی خواهیم داشت، اگر حدیث شریف زیر را بخوانیم که به این حقیقت در هزار و چهارصد سال پیش اشاره داشته است، در ترمذی آمده است که ابوهریره روایتی را از پیامبر(ص) نقل کرده است که فرمود : «هزار سال در آتش دمیده شد تا به سرخی گرایید، هزار سال دیگر در آن دمیده شد تا سفید گشت و هزار سال دیگر نیز در آن دمیده شد تا سیاه گشت و کاملاً تاریک شد».(2) 
این حدیث یکی از دلایل نبوت پیامبر(ص) است، زیرا ایشان از کجا می‌دانست که هزار سال در آتش دمیده شده و قرمزرنگ گشته است؟
امام مُناوی در کتاب «فیض القدیر» در شرح این حدیث می‌فرماید : «ظاهر حدیث نشان می‌دهد که منظور پیامبر(ص) از هزارسال، تکثیر و مبالغه بوده و زمان طولانی را مدنظر داشته است».(3) 
پس آسمان‌ها و هرچه در آن است، از جمله کهکشان‌ها، گازها، ستارگان، سیارگان، برج‌ها، دنباله‌دارها، خورشیدها و ماه‌ها.
و زمین و هر چه در آن است، از جمله؛ کوه‌ها، دشت‌ها، دریاها، رودها، ماهی‌ها، پرندگان، گیاهان و گل‌ها، جانوران، شب و روز و خورشید و ماه.
و انسان با خلقت و سرشت و هیکل و اعضا و همسر و فرزندان‌اش همه و همه بر وجود خداوند دلالت دارند و به سوی او رهنمود می‌شوند و از کمال او و ظهور صفات او در پدیده‌ها خبر می‌دهند. چرا که خلقت بر خالق و سازه بر سازنده، نظام بر نظم، حرکت بر محرک، گام‌ها بر مسیر و آب بر وجود تشنگان دلالت دارد. آیا آسمان دارای برج‌ها و زمین دارای گذرگاه‌ها بر آفریننده‌ای حکیم و آگاه، دلالت ندارند؟
بپرس از دشت سبز‌رنگ و از آب جاری
		از صحراها و کوههای یخ‌مانند

از مرغزار زیبا و از شکوفه و شبنم
		از شب و روز و پرندگان آوازخوان

و نیز از دَم حیات و زمین و آسمان
		و از هر چه پرسی، حمد و ستایش خدا می‌شنوی

*          *          *
خورشید و ماه از جلوه‌های حکمت اویند
		و خشکی و دریا فیضی از بخشش او

پرنده تسبیح او و کشت‌ها تقدیس او
		و موج دریا تکبیر گویند و ماهی‌ها مناجاتش کنند

مورچه در زیر صخره سیاه بی‌زبان مجد او گوید
		و زنبور از میان کندوی خویش بانگ حمد گشوده است

پروردگار آسمان و زمین است که برای برتری او
		انس و جن و سرزمین‌ها خاضع شده‌اند

مردمان به آشکارا نافرمانی‌اش کنند و او می‌پوشد
		بندگان از یادش برند اما او فراموششان نمی‌کند

*          *          *
-----------------------------------------------------------------------
1) قدرت جذب چاله‌های سیاه به قدری است که اگر پرتوهای نوری از کنار آن عبور کنند جذب آن می‌شوند و اگر فاصله بیشتر باشد، مسیرشان تغییر می‌یابد (مترجم).
2) به روایت ترمذی، حدیث شماره 2591.
3) فیض القدیر، ج 3، ص 80.از جمله حقایق انکارناپذیر اینست که تاکنون صدهزار میلیون کهکشان در فضا شناسایی شده است، که کهکشان راه شیری با صد هزار میلیون ستاره و کوکب و طول صد و پنجاه هزار سال نوری و عرض بیست و پنج هزار سال نوری، یکی از کهکشان‌های متوسط است. فاصله ماه تا زمین یک ثانیه نوری و فاصله خورشید تا زمین هشت دقیقه نوری و فاصله منظومه شمسی تا زمین سیزده ساعت نوری می‌باشد. حال با دانستن اینکه نور در یک سال، ده میلیون میلیون کیلومتر را طی می‌کند، درک این فاصله تاحدودی قابل فهم می‌شود.
منظومه شمسی که ما در آن واقع هستیم و سیزده ساعت نوری طول دارد را درنظر می‌گیریم و تحقیقات کیهان‌شناس آلمانی (جوهان بوت) را می‌نگریم، وی می‌گوید : مسافت میان ستارگان منظومه شمسی از یک قاعده ریاضی دقیق پیروی می‌کند. او ورقه‌ای را منتشر کرد که حاوی اعداد زیر بود : 0، 3، 6، 12، 24، 48، 96، 192. هر عدد دو برابر عدد قبل از خودش می‌باشد. عدد صفر را برای عطارد، عدد 3 را برای زهره، 6 را برای زمین و 12 را برای مریخ درنظر گرفت و به همین حد اکتفا کرد، سپس این اعداد را با 4 جمع کرده و حاصل را در نه میلیون مایل ضرب کرد. عددی که به دست آمد، فاصله هر ستاره را تا خورشید بیان می‌کرد. این قاعده در قرن نوزدهم بیان شد و جنجال زیادی بر پا کرد و در دو مورد صحیح نبود، یعنی اگر عدد 24 یا 192 را با قاعده مذکور جمع و ضرب می‌کردند، مکان به دست آمد از نتیجه آن، جایی را نشان می‌داد که محل وجود هیچ ستاره‌ای نبود. اما پس از مدتی کشف شد که در محل عدد 24 مجموعه‌ای از ستارگان کوچک و در محل عدد 192 نیز ستاره اورانوس، واقع است. با این وصف، قانون مذکور کاملاً دقیق بود و هر ستاره‌ای را در یک سلسله اعداد هندسی یا ریاضی، ترتیب داده، سپس با عدد 4 جمع کرد و در نه میلیون ضرب نمود که حاصل این عملیات، بیانگر فاصله هر ستاره تا خورشید بود.
به راستی که عظمت خداوند سبحان در هستی نمودار است و جایگاهی است برای مجسم شدن اسم‌های نیکوی او، که می‌فرماید :
قُلْ انْظُرُوا ما ذا فی السَّمواتِ وَالأَرْضِ 	(یونس : 101)ابودرداء از پیامبر(ص) روایت می‌کند که فرمود : «آیا شما را به بهترین و پسندیده‌ترین عمل نزد خداوند آگاه نکنم که شما را به بالاترین درجه می‌رساند و برتر از بخشش طلا و ورق و رویاروی شدن با دشمنانتان و زدن گردن‌هایشان باشد و حتی از اجر شهادت در راه خدا نیز بالاتر باشد، آیا شما را به چنان عملی آگاه نکنم؟ گفتند : البته ای پیامبر خدا، آگاه کن. فرمود : ذکر و یاد خدای تعالی».(1) 
از این حدیث روشن می‌شود که ذکر خدا نقش بسیار مهمی در زندگی انسان مؤمن دارد و چگونه چنین جایگاهی نداشته باشد، در حالیکه در بیشتر از سیصد آیه از قرآن، تکرار شده است و بیان می‌دارند که انسان باید در همه حال در ذکر و یاد خدا باشد، زیرا عبادت قلب و فکر و زبان است. یکی از اقسام ذکر، یادآوری نشانه‌های خدا در هستی و آیات او در قرآن است، یاد خدا در استفاده از نعمت‌های ظاهری و باطنی، عمل به اوامر و ترک‌ نواهی، تعریف خدا برای مردم، و یاد او در قلب و بر زبان. تسبیح و حمد گفتن و توحید و تکبیر او را نمودن و یادآوری نقش پرورش‌دهندگی او و تنها خدا را فریاد زدن در هر حال و وضعیت، نیز، ذکر خداوند است. او را بسیار یاد کن، تا قلبت آرام گیرد، نگرانی‌هایت رفع شود، سینه‌ات فراخ و روزیت فراوان شده و بر دشمنت پیروز گردی.
تفکر در آیات و نشانه‌های آفاق و انفس نیز، ذکر خداست، این تفکر برای شناخت پروردگار و درک مقام و منزلت او در حد ممکن است، که فرموده است :
اِنَّ فی خَلْقِ السَّمَواتِ وَ الأرْضِ وَ اخْتِلافِ الَِّیلِ وَ النَّهارِ لآیاتٍ لاُوْلی ألألْبابِ* الّذینَ یَذکُرونَ اللهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَ