د روضه‌خوان از بهر غوغا
		بگیرد دم به تصنیف و بلالا

غم او بهره‌برداری زدین است
		مرا غم بهر دین عمده همین است

الهی مصلحی دینی بیاید
		بیاید دفع آفاتش نماید

نباشد بین ما اخلاق ایمان
		بحقّ حقّ که بی‌یار است قرآن

همه احکام آن افتاده از کار 
		شده متروک نی دارد خریدار

دلم زین غصّه‌ها دریای خونست
		که اعلام دیانت سرنگون است

زمام مسلمین با مردم دون
		امام دین زده بر دین شبیخون

ز درد و غصّه هر دم می‌کشم آه
		غم دل با که گویم گاه و بیگاه

چسان بر دین حقّ جانم نسوزد
		که بینم جای آن باطل فروزد

مسلمانان همه چون گوسفندان
		شده از بهرشان گرگان نگهبان

خدایا باغ دین آفت رسیده 
		هدر شد زحمت و رنج کشیده

سفیران تو بس زحمت کشیدند
		برای دین چه محنتها بدیدند

همین دینی که با محنت بپاشد
		بدونِ پاسبان اکنون چهاشد

همین باغی که با خون شهیدان
		بشد خرّم کنون گردیده ویران

همین دین است بودی بهتر از باغ
		همی تخریب آن دلها کند داغ

همین دینی که از بهرش پیمبر 
		مصیبتها بدید از قوم کافر 

برای دین سه سالی در شعب ماند
		خود و اطفال وی اندر تعب ماند

برای دین پیمبر دربدر شد 
		تمام عمر در جنگ و سفر شد

تمام عمر بودی در تکاپو
		که تا این باغ را خرّم کند او

مقابل گشت با شمشیر عدوان
		که تا این دین رسد روزی بسامان 

زدند از کین بر او سنگ جفا را 
		شکستند آنرخ ایمان نمارا 

شدی مقتول بس از یاورانش 
		احد رنگین شد از خون کسانش

بامّت گفت پیغمبر مکرّر
		که قرآن بهرتان ثقلی است اکبر

بلی از ثقل اکبر نی شود یاد
		شده پامالِ ملّت داد و بیداد

یزیدی کرد گر پامال ابدان
		لگد کوبست فعلاً دین و قرآن

بنام دین شده پامال این دین
		ز بدعتها شده پامال آئین

خدایا باغ دین گردیده بی یار
		کنم ناله بر ان صبح و شب تار

دو سی سال است گویم کردگارا
		بپایان میرسان خود عمر ما را 

خدایا برقعی از غم رها کن
		مزید فضل خود بر او عطا کن<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:6.txt">معانی ولایت در لغت و اصطلاح</a><a class="text" href="w:text:7.txt">آیات قرآن که دلالت بر ولایت تشریعی دارد</a><a class="text" href="w:text:8.txt">اخبار نفی ولایت تکوینی از رسول و امام</a><a class="text" href="w:text:9.txt">أدلّة عقلیّه و نقلیّه بر نفی ولایت تکوینی مخلوق</a><a class="text" href="w:text:10.txt">اشکال و جواب آن</a><a class="text" href="w:text:11.txt">اشکال و جواب آن</a><a class="text" href="w:text:12.txt">ما مطالب تازه نیاورده‌ایم</a><a class="text" href="w:text:13.txt">ولایت تکوینی مستقلّ و غیر مستقلّ فرق ندارد</a><a class="text" href="w:text:14.txt">توقیع امام منتظر در این مطلب</a><a class="text" href="w:text:15.txt">ادلّة غالیان و جواب آنان!</a><a class="text" href="w:text:16.txt">دلیل بر اینکه خالق روح مرغ خدا بود</a><a class="text" href="w:text:17.txt">تعجّب از بی‌خبران قرآن</a><a class="text" href="w:text:18.txt">قیاس غلط و تشبیه بیجا به شیطان</a><a class="text" href="w:text:19.txt">دلیل دوم غالیان تشبیه و جواب آن</a><a class="text" href="w:text:20.txt">دلیل سوم غالیان قطب جهان و جواب آن</a><a class="text" href="w:text:21.txt">دلیل چهارم غالیان قلب عالم و جواب آن</a><a class="text" href="w:text:22.txt">دلیل پنجم غالیان خلیفه و جواب آن</a><a class="text" href="w:text:23.txt">دلیل ششم غالیان معجزات و جواب آن</a><a class="text" href="w:text:24.txt">دلیل هفتم غالیان واسطة فیض و جواب آن</a><a class="text" href="w:text:25.txt">دلیل هشتم غالیان شهداء علی خلقه و جواب آن</a><a class="text" href="w:text:26.txt">دلیل نهم غالیان حجّت و جواب آن</a><a class="text" href="w:text:27.txt">دلیل دهم غالیان. وعاء مشیّت و جواب آن</a><a class="text" href="w:text:28.txt">دلیل یازدهم غالیان – آیات و اخبار و جواب آن</a><a class="text" href="w:text:29.txt">از شرک نمی‌ترسند ولی از تقصیر در ولایت می‌ترسند</a><a class="text" href="w:text:30.txt">آیا ولایت مطلقة کلّیّه برای بشر مدرکی دارد؟</a><a class="text" href="w:text:31.txt">استدلال غالیان به اخبار مجعوله</a><a class="text" href="w:text:32.txt">موهومات و خرافات را به نام ولایت نیاورید</a><a class="text" href="w:text:33.txt">جای تأسف و هم جای تعجّب است</a><a class="text" href="w:text:34.txt">آیات و روایات در کفر غالیان</a><a class="text" href="w:text:35.txt">تقرّب رسول و امام کسبی و به اطاعت و عبادتست</a><a class="text" href="w:text:36.txt">امام علیه‌السّلام مناصب خود را معین کرده</a><a class="text" href="w:text:37.txt">غربت عقائد حقّ در زمان ما</a></body></html>در اینجا از نویسنده سؤالاتی شده که جواب آن را ذیل سؤال نوشته‌ام 
سؤال مؤمنین از این خادم الشّریعة المطهّرة

محضر مبارک ... تقاضا داریم برای روشن شدن اذهان به سؤالات ذیل جواب دهید : 
س- حضرت عالی فضائل و مناقب ائمّه(ع) را قبول دارید یا خیر؟
ج- بلی تمام فضائل و مناقب ایشان را که در قرآن واخبار صحیحه باشد قبول دارم و خودم مروّج آن می‌باشم.
س- بعضی از افراد می‌گویند شما به مقام ولایت توهین و یا انکار کرده‌اید صحّت دارد یا خیر؟ 
ج- افتراء و تهمت است من مقام ولایت را از خرافات و موهومات نجات داده‌ام، متأسّفانه این اشخاص از حسد و یا حفظ دکّانشان، مرا متّهم می‌کنند تا مردم به گفتار من توجه نکنند.
س- آیا شما حاضرید مجلس بحثی از علماء تشکیل شود مجهّز به ضبط صوت و خبرنگار تا معلوم شود حقّ با کیست؟
ج- حاضرم مجلسی باشد با حسن تفاهم و اشکالات خود را بگویند، اگر جواب کافی دادم اعلام کنند و اگردلیلی نداشتم خود تسلیم می‌شوم با سخن حقّ عنادی نداریم.
س- آیا شماخبر أنّی تارک فیکم الثّقلین را قبول دارید؟
ج- بلی قبول دارم و در اطراف آن خبر تحقیقاتی قبلاً نوشته‌ام که در اینجا ذکر می‌کنم : و سبب نوشتن این مطالب تحقیقی این شد که دو کتاب فحش‌نامه و سبّ و لعن و تکفیر علیه من نوشتند و من ناچار شدم جوابی برای دفاع از خودم بنویسم (اگر چه قبلاً بعلّت اینکه مانع از چاپ و نشر آن بودند ناچار یکی از دوستان با تغییراتی آنرا با نام خود بچاپ رساند) ولی برای تکمیل این بحث آنچه نوشته‌ام در اینجا ذکر می‌کنم و آنچه چاپ شده به نام حدیث الثقلین است «و هو هذا» :حدیث ثقلین
ما چون کتاب درسی از ولایت را نوشتیم و منتشر شد، دکّاندارانی که دکّانهائی به نام ولایت محمّد و آل محمّد علیهم السّلام باز کرده بودند و مردم را بنام ولایت سرکیسه می‌کردند و هزاران خرافات ضدّ اسلام و قرآن بنام ولایت بدین بسته بودند و حتّی معتقد بودند با داشتن ولایت نه عذاب و نه حسابی و نه کتابی است بلکه برای خاطر ولایت، آنان می‌توانند روز قیامت خدا را وادار بگذشت نموده که از قوانین کیفری خود صرفنظر کند. دیگر خبر نداشتند خدا محاسب دقیق است و مو را از ماست می‌کشد. و لذا برای آنکه مردم آن کتاب را نخوانند و یا اگر خواندند باور نکنند، آمدند صدها تهمت به ما زدند و ما را منکر ولایت خوانده بلکه ما را اهل عداوت معرفی کردند و ده‌ها کتاب ردّ بر ما نوشتند و از هیچ تهمتی که بتوانند فروگذار نکردند، از جمله دو کتاب مملوّ از خرافات و موهومات بود که ما حدیث الثّقلین را که خود قبول دارند قاضی قرار دادیم برای بطلان مطالب آن دو کتاب و اکنون متن کتاب حدیث الثّقلین را برای شما می‌نگارم : 

بسمه تعالی
شبی در منزل یکی از دوستان عالی مقدار،