تُم مُّؤْمِنِينَ{278} البقرة: ٢٧٥ – ٢٧٨

خداوند می فرمايد: آنانکه سود را می خورند بر نخيزند ( از گور) مگر چنانچه بر می خيزد کسی که او را شيطان ديوانه ساخت، به سبب آسيب رسانيدن، اين بعلت آنست که سود خواران گفتند: همانا بيع مانند سود است، حال آنکه خداوند حلال کرده بيع را و حرام نموده سود را. پس آنکه وی را پندی از سوی پروردگارش آمد و باز ماند از اين کار پس او را است آنچه گذشت و کارش به خدا مفوض است و آنکه بازگشت بسود خواری، پس آن گروه باشندگان دوزخ اند که در آن جاويدان اند، خداوند نابود می سازد سود را و افزون می گرداند برکت صدقات را... تا به فرمودهء خداوند: ای مؤمنين از خدا حذر کنيد و ترک کنيد آنچه مانده است از سود. بقره: 275 

وأما الأحاديث فكثيرة في الصحيح مشهورة، مِنْهَا حديث أَبي هريرة السابق في الباب قبله

و اما حديث در اين مورد در صحيح زياد و مشهور است از جمله حديث ابو هريره است که در باب پيش گذشت.

 1615- وَعَن ابنِ مَسْعودٍ رضي اللَّه عَنْهُ قَال: « لَعَنَ رسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم آكِلَ الرِّباَ وموكِلهُ» رواه مسلم.  
 زاد الترمذي وغيره: « وَشَاهديه، وَكَاتبَهُ » .

1615- از ابن مسعود رضی الله عنه روايت است که گفت:
رسول الله صلی الله عليه وسلم خورنده و دهندهء سود را لعنت نمود.
و ترمذی و غيره افزوده که: و دو شاهدش و نويسنده اش را.
123- السابع: عنه عن النَبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « منْ غدَا إلى المَسْجِدِ أو رَاح، أعدَّ اللَّهُ لَهُ في الجنَّةِ نُزُلاً كُلَّمَا غَدا أوْ رَاحَ » متفقٌ عليه.

123- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: کسی که اول روز يا اول شب بسوی مسجد رود در هر صبح و يا هر شامی که می رود، خداوند برايش در بهشت مهمانسرايی آماده می سازد.

124- الثامن: عنه قال: قال رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « يا نِسَاء المُسْلِماتِ لاَ تَحْقِرنَّ جارَةٌ لِجارتِهَا ولَوْ فِرْسِنَ شاةٍ » متفقٌ عليه.

124- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: ای زنان مسلمان هيچ زن همسايه  برای زن همسايه حقير نشمارد، هر چند که سم گوسفندی هم باشد.
 
125- التاسع: عنه عن النبي صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « الإِيمَانُ بِضْعٌ وَسبْعُون، أوْ بِضْعٌ وَسِتُّونَ شَعْبَةً : فَأفْضلُهَا قوْلُ لاَ إلَهَ إلاَّ اللَّه، وَأدْنَاهَا إمَاطَةُ الأذَى عنِ الطَّرِيق، وَالحيَاءُ شُعْبةٌ مِنَ الإِيمانِ » متفقٌ عليه.

125- و هم از وی رضی الله عنه روايت است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: ايمان را هفتاد و اند يا شصت و اند، شاخه است، که بهترين آن کلمهء لا اله الا الله و پايين ترين آن دور کردن درشتيها و موانع (مثل سنگ، و ديگر موانعی که در راه قرار دارد) از راه است و حياء و آزرم شاخه ای از ايمان است.
ش: علمای اسلامی در بارهء اين عدد (هفتاد و چند) مراد را کثرت و مبالغه دانسته اند. حافظ بن حجر عسقلانی در اين مورد شيوهء ابن حبان را ترجيح داده که از نظر وی اين نظر به حق نزديکتر است.
وی می گويد: من همهء طاعاتی را که خداوند و پيامبرش در کتاب و سنت بيان داشته اند شمرده و حساب کرده ام در نتيجه هفتاد و نه شد که دانستم مراد همين است.
شيخ کازونی نيز در کتاب شرح المشارق ذکر کرده است و حافظ ابن حجر را نيز رأی بر اينست چنانچه وی همهء اعمال را که شامل اعمال قلب و لسان و بدن باشد، بصورت تفضيلی بيان داشته است. وی می گويد: اعمال قلب شامل معتقدات و نيات می باشد، که اين 24 خصلت باشد، ايمان به خدا که در آن ايمان به ذات خدا، صفات توحيد و اينکه خداوند مانند ندارد اعتقاد بر اينکه غير خدا حادث است، ايمان به ملائکه، کتب، پيامبران، قدر خير و شر آن، ايمان به روز آخرت که شامل مسئلهء قبر، بعث،نشور، حساب، ميزان، صراط، جنت و نار باشد، و محبت خدا و حب و بغض برای خدا محبت نبی صلی الله عليه وسلم اعتقاد بر تعظيم آن، که شامل درود بر پيامبر واتباع از سنت آن باشد، و اخلاص که شامل ترک ريا، نفاق، توبه، خوف، رجاء، شکر، صبر، رضا به قضا و توکل و رحمت باشد و تواضع که شامل احترام به بزرگان، رحم و شفقت بر صغار، ترک کبر وعجب، ترک حسد، کينه و غضب می باشد.
اما اعمال زبان 7 خصلت را در بر می گيرد، از جمله: بعضی خاص به اعيان است که 15 باشد، پاکيزگی د رحواس و از نظر دستور که شامل اجتناب نجاست، ستر عورت در نماز واجب و مستحبی زکات و آزادی بردگان است. سخاوت که شامل اطعام طعام و اکرام مهمان، روزهء فرض و نفل حج عمره و همچنين طواف، اعتکاف، التماس شب قدر می شود. خروج بخاطر دين که شامل  هجرت از دار کفر، وفاء به نذر، تحری در ايمان و ادای کفارات باشد.
و از جمله بعضی تعلق به اتباع است که 6 خصلت می باشد، از جمله تعفف به نکاح، قيام به حقوق عيال، بر والدين و از جملهء آن اجتناب عقوق، تربيت اولاد، صلهء رحم، اطاعت ا زکار فرما و آقای برده و مهربانی بر بردگان است.
و از جمله تعلق می گيرد به عامه که 17 باشد، قيام به امارت با عدل، متابعت، جماعت، طاعت اولی الامر، اصلاح بين الناس که شامل می شود قتال با خوارج و باغيان معاونت بربر، که شامل امر به معروف و نهی از منکر، اقامت حدود و جهاد از جملهء آن است.
مرابطه و اداء امانت و نيز اداء خمس و قرض با وفاء به آن و اکرام همسايه وحسن معامله که شامل می شود جمع مال از حلال و انفاق مال در حق آن و ترک تبذير و اسراف و رد سلام و جواب عطسه کننده و نگهداشت ضرر از مردم، اجتناب لهو و دور کردن پليدی از راه که مجموع اين 69 خصلت می گردد، و نيز ممکن است تا 79 برسد به اعتبار افراد، ضم و پيوست بعضی شان به بعض ديگر.
حافظ سيوطی در حاشيهء سنن ابی داود پس از اينکه اين روايت (هفتاد و چند) را ترجيح داده گفته است: اين قولی است که ديگر علماء نيز راجح دانسته اند. اما مقصود حديث مبارک اينست که اعمال شرعيهء که ايمان ناميده می شود در اين عدد منحصر می باشد اما شرع اين عدد را برای ما معين نساخته و آن را نيز از هم جدا نگردانده است. اما برخی از متأخرين اين را در همين عدد منحصر گردانده اند و اين قول صحيح و راجح نيست، زيرا امکان زياد وکم شدن آن می رود. البته آنچه بيشتر صحيح به نظر می رسد، آنست که ابوسليمان خطابی بيان کرده که اين تعداد به علم خدا و پيامبر صلی الله عليه وسلم منحصر باشد و در شريعت با تفصيل بيان شده است. اما شريعت مقدس عناوين اين را برای ما مشخص نگردانده است و نه هم عدد آن را واضح گردانده و نه کيفيت تقسيم آن را شرح فرموده است. البته آنچه ما بدان امر شده ايم به آن عمل می داريم و از آنچه نهی گرديده ايم خويش را از آن باز می داريم. پس ضرورتی برای تعيين و حصر اين عدد ديده نمی شود. (مترجم)
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:691.txt">1</a><a class="text" href="w:text:692.txt">2</a></body></html>قال الله تعالی: { وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء} الب