اهیم براساس این سبک شیعی، ایمان اصحاب را ثابت کنیم نمی‌توانیم. پس دلیل بر ایمان ابوبکر و عمر و عثمان و علی و دیگر صحابه کجاست و چه می‌تواند باشد؟! 
أ) قرآن: باید گفت: قرآن آیات زیادی به صورت عام و آیاتی به صورت خاص آورده است و شیعه آنچه را که این آیات بر آن دلالت دارند را باطل قرار داده‌اند بجز آنچه که آن را به علی تفسیر کرده‌اند – یعنی آنها این را که آیه بر فلانی و فلانی دلالت می‌کند باطل قرار داده‌اند و گفته‌اند: این آیات عام و کلی هستند و نمی‌توان آنها را چنین تفسیر کرد که مصداق آن افراد مشخص از اصحاب هستند چون آیات یا عام هستند یا مقید، و ما نمی‌دانیم در چه کسی همه شرایط شیعه یافت می‌شوند!! 
اگر یکی از دشمنان دین بگوید: من در ایمان این چهار خلیفه شک دارم؛ و آیات نفاق در مورد اینها نازل شده‌اند، دلیلش این است که شیعه می‌گویند: ابوبکر و عمر و عثمان خلافت را که حق علی بود که خدا و پیامبرش علی را تعیین کرده بودند غصب کردند. و اینها وصیت را زیر پا گذاشتند و نگذاشتند وصیت پیامبر اجرا شود و علی هم به خاطر حفظ زندگی و جانش وصیت را به فراموشی سپرد.
و این دلیل نفاق این چهار خلیفه است، و بنابراین در ایمانشان شک دارم، و معتقدم که آنها با پیامبر (ص) همراه بودند و نفاق خود را پنهان می‌کردند و اکنون نفاق آنها آشکار گردید. شما پاسخ این دشمن دین را چگونه می‌دهید؟! 
و اگر این دشمن دین ادامه بدهد بگوید: 
قرآن کریم پیامبر (ص) و همراهانش را به ایمان متصف کرده است، و از طرفی در همان وقت آنها را به نفاق متصف می‌کند، و به ما نگفته است که مؤمن کیست و منافق کیست، و این کارهایی که از همه آنها سر زده است بر نفاق آنها دلالت می‌کند؟! 
ب) اگر شما به او بگویید: بیا تا سنت برای ما داوری کند: 
می‌گوید: سنت و حدیث را همین کسانی روایت کرده‌اند که ما در ایمان شان شک داریم، بنابراین ما سنت را قبول نداریم؛ و آنها به نفع یکدیگر شهادت می‌دهند و این شهادت پذیرفته نیست. 
ج) و سپس آن دشمن دین بگوید: بنابراین ما نه قرآن را باور داریم و نه سنت را، پس دین باطل است. 
می‌گویم: رحمت خدا بر ابی زرعه باد که می‌گوید: (آنها می‌خواهند اعتبار شاهدان ما را مخدوش کنند تا از این راه کتاب و سنت را باطل نمایند، و خودشان به مخدوش بودن اعتبار سزاوارترند و آنها زندیق‌اند). به خاطر این است که برای علما ثابت شده است که مذهب شیعه پلی است برای از بین بردن دین و هر کس که می‌خواهد دین را از بین ببرد از دروازه و پل مذهب شیعه وارد می‌شود. 
چهارم: در همه کتاب‌های حدیث شیعه که به روایت آثاری در مورد عقاید پرداخته‌اند و کتاب‌های تفسیر و رجال در همه اینها اصحاب کافر و گمراه قرار داده شده‌اند به جز چهار نفر از اصحاب. 
*	نمونه‌هایی از طعنه به اصحاب در کتاب‌های شیعه اثنا عشری: 
و اینک در اینجا نمونه‌هایی از کتاب‌های حدیث آنها ارائه می‌دهیم: 
أ) کتاب الکافی: 
1- کافی از ابو جعفر روایت می‌کند که گفت: وقتی این آیه نازل شد که:(يَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ )(اسراء: 71).
مسلمانان گفتند: ای رسول خدا! آیا تو امام همه مردم نیستی؟ فرمود: من پیامبر خدا به سوی همه مردم هستم، ولی بعد از من از سوی خدا برای مردم از اهل بیت من امامانی خواهند آمد؛ آنها در میان مردم بلند می‌شوند و تکذیب می‌شوند و پیشوایان کفر و گمراهی و پیروانشان بر آنها ستم می‌کنند، پس هر کس با آن ائمه دوستی کرد و از آنها پیروی نمود و آنان را تصدیق کرد او از من و با من است و مرا ملاقات خواهد کرد(1). 
2- و از امیر المؤمنین روایت است که گفت: (چه شده اقوامی را که سنت رسول خدا (ص) را تغییر دادند و از وصیت او دور شدند)؟!(2)  
3- و در تفسیر (فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ)(رحمن: 13). حدیث مرفوعی روایت کرده که یعنی (آیا پیامبر یا وصی را تکذیب می‌کنید)؟. 
حتی وصیت را به قرآن هم نسبت داده‌اند. 
4- از ابو عبدالله روایت شده که در تفسیر:(أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ کُفْرًا )(ابراهیم: 28). گفت: (منظور از این، همه قریش است کسانی که با پیامبر خدا (ص) دشمنی کردند، و کمر جنگ او بستند، وصیت او را انکار کردند)(3). 
و این گونه در ایراد احادیث و روایات در اثبات وصیت و امامت ادامه داده است، وصیت و امامتی که اصحاب آن را نشناخته و به آن عمل نکردند و در نتیجه به گفتة او گمراه شدند!! 
5- و در آن از حمران بن اعین روایت شده که گفت: به ابو جعفر (ع) گفتم: (فدایت شوم ما چقدر کم هستیم! اگر همه جمع شویم و بخواهیم گوشت یک گوسفند را بخوریم آن را تمام نخواهیم کرد!! ابو جعفر گفت: آیا با تو از چیز عجیب‌تری از این سخن نگویم: مهاجرین و انصار همه رفتند به جز سه نفر – با دستش اشاره کرد -)،(4) یعنی همه مرتد شدند به جز سه نفر!! 
ب) کتاب رجال الکشی: 
از ابو جعفر (ع) روایت است که گفت: (بعد از پیامبر (ص) همه مردم مرتد شدند به جز سه نفر، گفتم: آن سه نفر چه کسانی هستند؟ گفت: مقداد بن اسود، و ابوذر، و سلمان فارسی)(5). 
و از ابو بصیر روایت است که گفت: به ابو عبدالله (ع) گفتم: مردم همه مرتد شدند به جز سه نفر: ابوذر و سلمان و مقداد؟ ابو بصیر می‌گوید: ابو عبدالله (ع) گفت: پس ابو ساسان و ابو عمره انصاری کجا رفتند)؟(6) 
ابو جعفر می‌گوید: همه مرتد شدند و فقط سه نفر باقی ماند و ابو عبدالله دو نفر دیگر اضافه می‌کند! کدام یک را باید تصدیق کرد؟! 
ج) تفسیر صافی و قمی 
از امام صادق روایت است که: (در روز غدیر خم وقتی پیامبر (ص) ایستاد، هفت نفر از منافقین در کنار او بودند: ابوبکر و عمر – و در روایت قمی آمده: اول و دوم- و عبدالرحمن بن عوف، و سعد بن ابی وقاص، و ابو عبیده و سالم مولای ابی حذیفه، و مغیره بن شعبه. 
عمر گفت: آیا چشم او را نمی‌بینید که گویا چشم دیوانه‌ایست – یعنی پیامبر (ص) بار خدایا! از این دروغ به درگاهت استغفار می‌کنیم- اکنون بلند می‌شود و می‌گوید: پروردگارم به من گفت. وقتی پیامبر (ص) بلند شد گفت: ای مردم، چه کسی برای شما از خودتان سزاوارتر است؟ گفتند: خدا و پیامبرش. گفت: بار خدایا، گواه باش. سپس گفت: آگاه باشید هر کس من مولای او هستم پس علی مولای اوست، و او را به خاطر امیر قرار گرفتن مسلمین سلام کنید. آنگاه جبرئیل نازل شد و پیامبر خدا را از سخن قوم آگاه کرد، پیامبر آنها را فرا خواند و از آنها پرسید، اما آنها انکار کردند و قسم خوردند، آن وقت خداوند آیه نازل کرد:(يَحْلِفُونَ بِاللّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدْ قَالُواْ کَلِمَةَ الْکُفْرِ)(توبه: 74).
«به خدا سوگند می‌خورند که آن را نگفته‌اند و حال آن که آنها سخن کفر را گفتند»(7).
در صورتی که تمام این سوره قبل از حجه الوداع نازل شده است و غدیر خم به اجماع مفسرین بعد از حجه الوداع بوده است ... به راستی که ریسمان دروغ خیلی کوتاه است!! 
و این آیه در مورد منافقین در غزوه تبوک یا در غزوه‌ای قبل از آن نازل شده است، و بعد از حجه الوداع فقط یک آیه نازل شده است. 
اگر ما این کتاب‌ها را بررسی ک