ا أَنفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى)(نجم:32).
«از پاک بودن خود سخن مگوئید، زیرا که او پرهیزگاران را بهتر می‌شناسد».
سرور انسانیت و امام بزرگان پیامبرمان محمد (ص) می‌گوید: (هیچ کسی از شما را عملش نجات نمی‌دهد، گفتند: تو را هم ای پیامبر خدا؟! فرمود: مرا هم عملم نجات نمی‌دهد مگر آن که خداوند با رحمت خویش مرا بپوشاند)(8) . 
و در روایتی دیگر آمده است: (مگر آن که خداوند با آمرزش و رحمت خویش مرا بپوشاند)(9) . 
این حدیث را ابو هریره و ابو سعید خدری و جابر بن عبدالله و عایشه از پیامبر(ص) روایت کرده‌اند، چنانچه در صحاح و مسانید و سنن آمده است. 
شما را بخدا آیا می‌توان گفت: (پیامبر علیه خودش گواهی می‌دهد .... تا مردم فریب او را نخورند...)؟! 
پناه بر خدا! حقا و انصافا که ما نیازمند آنیم که این مواقف بسیار خطرناک خود را بازنگری کنیم.
----------------------------------------------------------------------
1) مسلم (3/111). 
2) بخاری (7/207) و مسلم (7/65). 
3) بخاری (7/209) و مسلم (7/66). 
4) احمد، المسند (1/200). 
5) احمد، المسند (1/237). 
6) فضائل الصحابة (1/214). 
7) پیشین (1/387). 
8) بخاری (13/83)، و مسلم (17/134). 
9) بخاری (13/83)، و مسلم (17/133). 88- شما گفته‌اید: (خداوند در کتابش گروهی از اصحاب را ستوده است، و ما آن را به همان ترتیبی که درنوشتة شما آمده ذکر می‌کنیم، سپس به تحلیل و بررسی آن می‌پردازیم:
آیه اول:(وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ)(توبه: 100).
«پیشگامان نخستین مهاجرین و انصار و کسانی که به نیکی روش آنان را در پیش گرفتند و راه ایشان را به خوبی پیمودند، خداوند از آنان خوشنود است و ایشان هم از خدا خوشنودند و خداوند برای آنان بهشت را آماده ساخته است که در زیر آن رودخانه‌ها جاری است و جاودانه در آن جا می‌مانند، این است پیروزی بزرگ و رستگاری سترگ».
سپس شما گفته‌اید: خداوند در این آیه، سه گروه را ستوده است. 
اول: پیشگامان مهاجرین، و آنها کسانی اند که در ایام هجرت پیامبر یا اندکی بعد از آن هجرت کرده‌اند. 
کلمه ﴿من﴾ در ﴿مِنَ الْمُهَاجِرِينَ﴾ برای تبعیض است، بنابراین کسانی را که در هجرت تأخیر کرده و بعداً هجرت کرده‌اند را بیرون می‌کند. بنابراین، آیه فقط پیشگامان مهاجرین را می‌ستاید نه همه مهاجرین را. و به عبارتی دیگر: زمانی می‌توان از این برای همه مهاجرین و انصار استدلال کرد که با دلیل قطعی ثابت شود که کلمه ﴿من﴾ بیانیه است و تبعیضیه نیست، و چه دلیل قطعی برای این وجود دارد؟ 
می‌گویم: 
اول: اینکه، شما اقرار کردید که آیه پیشگامان مهاجرین را می‌ستاید نه عموم مهاجرین را، و قبل از این گفتید: (و آنها کسانی اند که در ایام هجرت پیامبر یا اندکی بعد از آن هجرت کرده‌اند). 
از شما می‌پرسیم که پیشگامان مهاجرین و کسانی که در ایام هجرت پیامبر (ص) یا اندکی بعد از آن هجرت کردند چه کسانی هستند؟! ابوبکر و عمر و عثمان و سعد بن ابی وقاص و زبیر ... ده نفری که اندکی قبل از پیامبر یا همراه او هجرت کردند، آیا اینها در این آیه داخل هستند، و آیه شامل آنها می‌شود یا نه؟! 
یا اینکه منظور از آیه فقط عمار و ابوذر و مقداد می‌باشد؛ چون سلمان از انصار است؟! 
دوم: اینکه، آیه کریمه دو چیز را به آنها وعده داده است: 
اول اینکه ﴿رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ ﴾ خداوند از آنها خوشنود است، و ایشان از خدا خوشنودند. و خداوند عالم غیب است و هیچ انسانی را وعده نمی‌دهد که از او راضی است، مگر آن که می‌داند که آن انسان با ایمان و تقوا زندگی به سر می‌نماید، و اگر چنین نیست، پس ما جسارت می‌کنیم – و نعوذ بالله- به خداوند می‌گوییم که پروردگارا شما مطلقاً از اینها اعلام رضایت نموده‌ای و حال آن که اینها سزاوار رضامندی شما نیستند؛ چون اینها به زودی وصیت را تغییر می‌دهند - وصیت دروغینی که به خدا و پیامبرش نسبت داده می‌شود-، و آن را اجرا نخواهند کرد، پس باید به صورت مقید و مشروط از آنها اعلام رضایت می‌کردی و می‌گفتی: (از آنها راضی هستم اگر وصیت مرا در مورد علی اجرا کنند)!! 
و یا اینکه همان طور بگوییم که ابو مهدی گفته است: (وعدة نیک الهی مشروط به این است که آخرین اعمال زندگی نیکو باشند)! 
خداوند اعلام می‌کند که از گروهی راضی است و آنها از او خوشنودند، آیا انسانی می‌تواند آنچه را خداوند در مورد آنها بدون قید و شرط گفته است مقید و مشروط کند؟! بار خدایا، از گمراهی به تو پناه می‌بریم! 
مگر اینکه بگوییم: خداوند عزوجل غیب را نمی‌داند، و علم غیب را به ائمه داده است! و آنها آنچه را که شده و آنچه را که می‌شود می‌دانند، و خداوند به نفع آنها کنار رفته است؛ همان طور که قانونگذاری برای مردم را خداوند به آنها واگذار کرده است، چنان که صحیح‌ترین کتاب شیعه می‌گوید، و رهبر انقلاب ایران بر آن تأکید می‌کند: کلینی در مورد ادارة جهان هستی می‌گوید: از ابو جعفر صادق روایت است که گفت: (خداوند همواره تنها بود، سپس محمد و علی و فاطمه را آفرید، و آنها هزار سال ماندند، سپس همه چیزها را آفرید و آنها را بر خلق اشیاء شاهد قرار داد، و همه اشیاء را مؤظف به پیروی از آنان کرد و امور اشیاء را به آنها سپرد، و آنها هر چه را که بخواهند حلال قرار می‌دهند و آنچه را بخواهند حرام می‌سازند، و هرگز چیزی را نمی‌خواهند مگر آن که خداوند متعال بخواهد ...)(1). 
و یا اینکه برای خدا آشکار شده (بدا) که وعده‌اش را که به آنها داده تغییر دهد، چون این عقیدة عبدالمطلب است که ایمان نصیب او نشد، و این عقیده را او برای شیعه تشریع کرده است. کلینی در کافی که صحیح‌ترین کتاب شیعیان است از ابوعبدالله روایت می‌کند که گفت: (عبدالمطلب اولین کسی بود که عقیدة «بدا» را مطرح کرد، او روز قیامت تنها بحیث یک امت مبعوث می‌شود و با شکوه پادشاهان و سیمای پیامبران آراسته است)(2). 
چنین به نظر می‌آید که همه اهل بیت امام شده‌اند، و کسی جز ابو لهب باقی نمانده است، و اگر سوره‌ای در مورد او نازل نمی‌شد ممکن بود که می‌گفتند او از روی تقیه چنان می‌کرده است، یا می‌گفتند او باز می‌گردد، و عقاید شیعه هم از مؤمنان اهل بیت و هم از کافرانشان گرفته می‌شوند!! 
خداوند عالم غیب است و وعده‌اش را تغییر نمی‌دهد و هر گاه گروه و افراد مشخصی را وعده داد که از آنها خوشنود است، باید این وعده الهی متحقق شود. 
وعده دوم: خداوند متعال می‌فرماید:(وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ)(توبه: 100).
«و خداوند برای آنان بهشت را آماده ساخته است که در زیر آن رودخانه‌ها جاری است و جاودانه در آن جا می‌مانند، این است پیروزی بزرگ و رستگاری سترگ».
پس خداوند متعال تأکید می‌کند که برای