 آنها بهشت را آماده کرده است، آیا بعد از این کسی جرأت می‌کند که بگوید: باید خداوند قید و شرط می‌آورد یا آن را خاص می‌کرد(3)؛ چون آنها «وصیت» را اجرا نکردند، وصیتی که وجود ندارد مگر در اذهان کسانی که روایات دروغینی را قبول کرده‌اند تا عقیده‌ای را تأسیس نمایند که با هر کسی که با آن مخالف باشد می‌جنگد؛ و اگر آن را اعلام نکند و آشکارا نگوید او را متهم می‌کند، حتی اگر او پیامبر (ص) باشد، چنان که خمینی او را متهم کرده است، و قبلاً گذشت!! 
-----------------------------------------------------------------------
1) الکافی (1/441)، و خمینی در کشف الاسرار (ص 92) آن را آورده و تأیید نموده است.
2) الکافی (1/447).
3) امام رازی در این موضوع بحثی شیوا دارد، ر. ک. تفسیر رازی (16 / 130).89- شما گفته‌اید: (دوم: پیشگامان انصار، و آنها کسانی اند که در یاری کردن پیامبر با جای دادن و انفاق پیشی گرفتند، و مطلق انصار و پسرانشان و هم پیمانانشان در مفهوم آیه داخل نیستند، چون آیه اینطور بیان می کند: «والسابقون الأولون من الأنصار»، پس آیه فقط سابقین و پیشگامان انصار را می‌ستاید نه همه آنها را ...). 
سپس به این سو و آن سو رفته‌اید و بر این مفهوم تأکید نموده‌اید. 
در اینجا چند چیز قابل تأمل است: 
اول: اینکه، پیشگامان و سابقین انصار که سزاوار این تکریم می‌باشند چه کسانی هستند؟! 
افرادی را که شیعه از هلاک شوندگان، یعنی همة اصحاب استثناء کرده‌اند هیچ یک از آنها از انصار نیست، و به گفتة شیعه: اصحاب وصی پیامبر را یاری نکردند و بخاطر آن هلاک شدند بجز چهار نفر که از این چهار نفر، فقط سلمان (رض) انصاری است، و او در جای دادن مشارکت نداشت چون او غلام آزاد شده بود و چیزی نداشت. پس بنابراین، هیچ کسی از انصار که پیامبر و مهاجرین را جای دادند و خداوند آنها را وعده داده است که «از آنها راضی و خوشنود است و آنها از خداوند خوشنودند» و «برایشان بهشت را آماده کرده است»، نجات نیافته است، و خداوند یا نمی‌دانست که آنها از وصی حمایت نمی‌کنند، و یا اینکه بعدها برایش ظاهر و (بدا) شد که به احترام شیعه باید وعده‌اش را پس بگیرد؟! 
أستغفر الله... أستغفر الله... أستغفر الله. 
دوم: آیا در کتاب‌های شیعه اسامی سابقین انصار که خداوند آنها را ستوده است ذکر شده است؟! 
سوم: آیا شیعه می‌توانند بین کسانی از انصار که ایمان آورده و یاری کرده‌اند و بین کسانی که منافق بوده‌اند فرق بگذارند؟! و براساس کدام مرجع می‌توانند این کار را بکنند؟! 90- شما گفته‌اید: (کسانی که از سابقین اولین مهاجرین و انصار به خوبی پیروی کرده‌اند، این گروه عبارتند از کسانی که بعد از بدر تا بیعت الرضوان و یا تا فتح مکه مسلمان شده‌اند، بنابراین، شامل هیئت‌های عربی نمی‌شود که در سال نهم آمده و مسلمان شده‌اند... آنان کسانی هستند که سیره و رفتار خوبی داشته‌اند و از ارتکاب گناه و زشتی‌های اخلاقی دور بوده‌اند و از آنها به خوبی پیروی کرده‌اند). 
چند چیز در اینجا قابل تأمل است: 
اول: اینکه، کسانی که به نیکی روش آنان را پیموده‌اند چه کسانی هستند؟! شما فقط چهار نفر را عادل و درستکار قرار می‌دهید؛ چون هیچ کسی از این افراد همانند برادران مهاجر و انصار شان وصی را به گفتة شما یاری نکرده‌اند بلکه آنها اصلاً این وصیت را نمی‌دانستند؛ وهرگز عقل نمی تواند بپذیرد که هیچ یک از مهاجران و یا انصاریها و یا کسانی که پیرو راستین آنها بودند در تمام دوران زندگی خلفای سه گانه از «وصی» پیامبر خدا (ص) حمایت نکرده اند!!!
دوم: اینکه شما گواهی دادید که تابعین و پیروان سابقین – یعنی آن دسته از صحابه که بعداً هجرت کردند – رفتار و سلوکشان خوب بوده است. آیا می‌توانید از اینها ده نفر را به استناد از کتابهایتان نام ببرید؟! چگونه شما دانسته‌اید که رفتار و سلوک آنها خوب بوده است؟! 91- شما گفته‌اید: (این آیه کجا و عادل قرار دادن ده هزار صحابی که در کتاب‌ها نامشان ثبت شده است کجا، یا صد هزار صحابی که در مواقع مختلفی با پیامبر همراه بوده و او را دیده و با او زندگی کرده‌اند؟ با توجه به فوایدی که شما ذکر کرده‌اید مفهوم آیه همین است). 
می‌گویم: در مورد عادل قرار دادن اصحاب سه موضع است: 
اول: اینکه، همه کسانی که با پیامبر همراه بوده و به او ایمان آورده‌اند عادل هستند؛ چون آنها به شرافت صحبت نایل شده و اسلام را پذیرفته و آن را پسندیده‌اند. و از عموم نصوص شرعی همین بر می‌آید، و علاوه بر این، آنها از دین پاسداری کردند و در راه آن هر یک به اندازة توانش جهاد کرده است. 
و شاهکارهای آنان عبارتند از: شریعت و دینی که برای ما حفظ نمودند، سرزمین‌هایی که فتح کردند، و امروز تعداد مسلمین به یک میلیارد می‌رسد، و قبل از آنها پدران و نیاکانشان بوده‌اند که همه به سبب اصحاب به اسلام مشرف شده‌اند. و هر عمل نیکی که این مسلمین انجام می‌دهند در میزان و ترازوی نیکی‌های آن اصحاب ثبت می‌گردد، پس ما به خیر و فضل آنها گواهی می‌دهیم، و آثار آنان را مشاهده می‌کنیم، و از نظر ما وصیت موهوم و دروغینی وجود ندارد که آنها با آن مخالفت کرده باشند. 
دوم: بر عکس این موضع است، و آن اینکه صاحبان این موضع می‌گویند: ده هزار صحابی که نام‌هایشان در کتاب‌ها ثبت شده و صد هزار نفری که در عصر پیامبر (ص) بوده و او را دیده‌اند همه به جز چهار نفر مرتد شده‌اند یا به وصیت خیانت کرده‌اند، یا اینکه مرتد نشده‌اند ولی آنان مخالفت کرده‌اند و نگذاشته‌اند که وصیت – موهوم– اجرا شود. بنابراین، آنها عادل نیستند و یا کافرند و یا فاسق می‌باشند. و نتیجه این می‌شود که از مدرسه بزرگمرد بشریت و سرور انسانیت از میان صد هزار نفر فقط چهار نفر قبول شده‌اند و (99996) نفر طبق عقیدة شیعه مردود شده‌اند!! 
سوم: موضع سوم موضع کسانی است که می‌گویند: مهاجرین و انصار عادل‌اند، به خصوص طیف اول آنها تا بیعة الرضوان یا تا فتح مکه، یا کسانی که در تمام دوران حیات آن حضرت (ص) با ایشان همراه بوده‌اند. 
و بعضی شرایطی دیگر گذاشته‌اند، ولی این قیود و شرایط بزرگان معروف صحابه، همچون خلفا و بقیة عشرة مبشره، و اهل بدر و اهل بیعة الرضوان را از دایرة عدالت بیرون نمی‌کنند. 
این بود اقوالی که در مورد عدالت صحابه گفته شده است. قول اول، قول جمهور اهل سنت است، و می‌گویند: هر کس از آن بیرون بیاید شاذ یا اهل بدعت است. 
قول دوم، قول شیعه و به خصوص امامیه است، مطالب پراکنده‌ای از شیعه در این مورد در کتاب ذکر شد که همه این موضع را تأیید می‌کند. 
قول سوم، قول برخی از اهل سنت است که قولی مرجوح است، و شیعه امامیه نمی‌توانند بگویند نظر ما همین است؛ چون با عقیدة امامت منافات دارد. 
به نظر شما کدام یک از این اقوال درست است؟! 92- سخن مرا که در مورد عدالت صحابه گفته‌ام آورده‌اید که گفته بودم: (خداوند عزوجل همه مهاجرین و انصار را بدون قید و شرط ستوده است، چون «ال» برای عموم است، و همه کسانی را که به نیکویی راه آنان را در پیش گرفته‌