رح و نقدی سراغ نداشته باشد او را ثقه قرار می‌دهد، شاید ابن حبان از سخن امام بخاری اطلاع نداشته است.
و مدار حدیث بر شریک بن عبدالله است، و پیش‌تر سخن علما را در مورد او بیان کردیم که او به تشیع و اضطراب حدیث و کثرت اشتباه متهم است(6) . 
و همانطورکه ملاحظه می فرمایید، حدیث با این معنی درست نیست، چون جزو بعضی از الفاظ حدیث ثقلین است که ضعیف می باشد. 
مناوی به بیان درجة حدیث نپرداخته است، بلکه فقط طبق عادت برخی از علما که بیشتر به شرح متون می‌پردازند وکمتر سند را تحقیق می‌کنند؛ به شرح آن پرداخته است، و این خللی است در منهج و راه و روش که آن را برای خود و برای دیگران نمی پسندیم. 
چهارم: این ادعای شما که (اهل بیت برابر با قرآن هستند و تمسک به آنها از گمراهی نجات می‌دهد). آیا همه آنها اینگونه هستند یا بعضی از آنها؟
- آیا عباس عموی پیامبر (ص) از اهل بیت پیامبر است یا نه؟!
مامقانی شیعی امامی در مورد عباس می‌گوید: (می‌گویم: روایات در مورد او به شدت مختلف هستند و روایاتی که او را مذمت می‌کنند قوی‌ترند)(7) . 
- آیا پسر عباس، عبدالله از اهل بیت است یا نه؟! 
کشی شیعه امامی ادعا می‌کند که او (به علی خیانت کرد و بیت المال بصره را برداشت)(8) . 
- آیا زید بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب از اهل بیت است یا نه؟! کشی شیعه امامی می‌گوید: (او شراب می‌نوشید). 
- مجلسی، جعفر بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر صادق را دروغگو می‌نامد(9) . 
- آیا حسن بن حسن (المثنی) از اهل بیت است یا نه؟! 
روایات شما در تنقیح المقال در مورد او مختلف هستند که آیا او کافر است یا فاسق؟!(10) .
- آیا عبدالله بن حسن بن حسن معروف به محض، از اهل بیت است یا نه؟! او را دروغگو نامیده‌اند.(11)  
- آیا محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن، ملقب به النفس الزکیة، از اهل بیت است یا نه؟!
گفته‌اند که او دروغگو بوده، و به دروغ ادعای امامت کرده است(12) . 
و مامقانی می‌گوید: (سایر فرزندان حسن بن علی کارهای زشتی انجام می‌دادند که نمی‌توان آن را بر تقیه حمل کرد؛ به استثنای زید که می‌توان کارهای زشت او را بر تقیه حمل نمود)(13) . 
این چیزی است که شما در مورد فرزندان حسن بن علی - علیهم السلام- که نیمی از تعداد اهل بیت را تشکیل می‌دهند می‌گویید؛ چون اهل بیت از فرزندان حسن و حسین هستند، و نصف آنها یعنی فرزندان حسن از دیدگاه مامقانی کارهای زشتی می‌کرده‌اند، آیا آنها برابر با قرآن هستند؟!! 
پنجم: اگر بگویید: اهل بیت فقط ائمه هستند، و ادعا کنید که بوسیله آنها ما هدایت و راهیاب می‌شویم، می‌گوییم: آنها اکنون کجا هستند؟! آیا ما به امامی اقتدا کنیم که فرار کرده و معلوم نیست کجاست یا اصلاً وجود خارجی ندارد؟! اگر بگویید: ائمه نیستند و ما به سیرة آنها اقتدا می‌کنیم. می‌گوییم: آیا سیرة بزرگترین و برترین انسان محمد(ص) برای ما کافی نیست، و هر دو سیره از کتابها بر می‌آید؟! 
اگر ما به کسی نیاز مداشتیم که با قرآن همراه ‌بود و برابری می‌کرد، آیا به نظر شما خداوند نسل کسی را که ما را به تأسی به او فرمان داده است قطع می‌کرد؟! و آیا خداوند به اقتدا به امامی دستور می‌دهد سپس آن امام را یاری نمیکند؟!!
------------------------------------------------------------------------
1) فیض القدیر (2/174). 
2) فیض القدیر (ح 2631). 
3) احمد (5/181). 
4) المیزان (3/369). 
5) تهذیب الکمال (14/329). 
6) المیزان (2/274). 
7) تنقیح المقال (2/126-128). 
8) مجمع‌الرجال (4/143). 
9) بحار الانوار (51/ 5).
10) تنقیح المقال (1/35، 373). 
11) بصائرالدرجات (ص 173، 176، 180، 181، 194)، و تنقیح المقال (2/177).
12)  تنقيح المقال (ترجمه 10953)
13) تنقيح المقال (3/142). 158) شما گفته‌اید: (تفتازانی بعد از نقل حدیث مسلم می‌گوید: آیا نمی‌بینی که پیامبر (ص) آنها (اهل بیت) را با قرآن همراه نموده که تمسک به آنها از گمراهی نجات می‌دهد، و مفهوم تمسک به کتاب، یعنی تمسک به علم و هدایتی که در قرآن است، و همچنین تمسک به علم و هدایت عترت).
پاسخ:
اول: اینکه، تفتازانی تأکید کرده است که خلیفه بعد از پیامبر (ص) ابوبکر است، و ده دلیل برای این ذکر کرده است، و این نشانگر آن است که آنچه شما از سخن او استنباط کرده‌اید مرادش نبوده است.
دوم: تفتازانی گفته است: امامیه ادعا می‌کنند که امام بعد از پیامبر (ص) علی (رض) بوده است، و صحابه این را می‌دانسته‌اند و آن را پنهان کرده‌اند، سپس تفتازانی بعد ذکر ادعای آنها می‌گوید: (می‌گوییم: هر کس بهره‌ای از دیانت و انصاف داشته باشد قطعاً می‌داند که اصحاب رسول خدا (ص) از مخالفت با فرمان پیامبر (ص) در چنین امر مهمی پاک و بری هستند...)، سپس تفتازانی ادامه می‌دهد و این ادعا را نابخردانه قرار می‌دهد و آن را رد می‌کند.
آیا با وجود آن که او مذهب شما را باطل قرار می‌دهد نقل شما از او درست است؟!
سوم: در متن حدیث صحیح آنچه تفتازانی -رحمه الله- گفته وجود ندارد، زیرا کلمات حدیث چنان که گفتیم به این صورت هستند: (من در میان شما دو چیز مهم باقی می‌گذارم: او کتاب خدا که سرشار از نور و هدایت است، کتاب خدا را بگیرید و به آن تمسک جویید.... و پیامبر (ص) به تمسک به کتاب خدا تشویق کرد. سپس گفت: و اهل بیت من، در مورد اهل بیت من خدا را مد نظر داشته باشید... تا سه بار)(1). 
پس کجا در حدیث آمده است که تمسک به هر دو از گمراهی نجات می‌دهد؟!!
چهارم: پس تفتازانی فقط می‌خواسته است که به علم و هدایت عترت گواهی دهد.
و قبلاً بیان شد که شیعه امامیه به گروهی از اهل بیت طعنه زده‌اند، و این عمل این ادعا را که تمسک به اهل بیت سبب نجات است نقض میکند؛ چون از دیدگاه شیعه همه اهل بیت از علم و هدایت برخوردار نبوده‌اند.
--------------------------------------------------------
1) مسلم (6178). 159) شما گفته‌اید: (دکتر عصام العماد می‌گوید: ما معتقدیم مذهب اثناعشری با دو بال پرواز می‌کند: یکی حدیث ثقلین است، و دیگری حدیث اثنی عشر است، و تا وقتی وهابی‌ها این دو حدیث را درک نکنند نمی‌توانند حقایق و خصوصیت‌های مذهب اثنی‌عشری را بفهمند)(1) . 
و گمان برده اید که این فرد اهل یمن است، و قبلاً وهابی بوده و سپس به مذهب اثناعشری روی آورده است!! 
پاسخ:
اول: اینکه، مذهبی به نام وهابیت وجود ندارد، و بلکه این اسمی است که اهل بدعت برای مبارزه با مذهب سلف صالح که بر پایه کتاب و سنت استوار است اختراع کرده‌اند، و شیخ محمد بن عبدالوهاب - رحمه الله- مردم را به کتاب و سنت دعوت داده است، چیز جدیدی ایجاد نکرده است.
دوم: این یمنی که شما ادعا می‌کنید وهابی بوده و سپس به مذهب شیعه اثناعشری روی آورده است، من به یقین می‌دانم که او رافضی به دنیا آمده و در محیط رافضی‌ها رشد کرده است، و اینکه او در دانشگاه امام درس خوانده است با درس خواندن مستشرقین در مدارس و دانشگاه‌های مسلمین فرقی نمی‌کند.
باور ندارم که فردی بر مذهب اهل سنت باشد و منابع دینی (کتاب و سنت) را بداند سپس به مذهب امامیه روی بیاورد. 
و همة کسانی که شما ادعا کرده‌اید که سنی بوده‌اند و سپس شیعه شده‌اند، شخصیت‌های خیالی هستند یا افرادی فریب خور