 چون برادرانش سایر بزرگان صحابه و رادمردان تاریخ صدر اسلام، دانش آموزان مدرسة پیامبر اکرمص.
موارد ذیل این حقیقت را ثابت می‌کند: 
أ) در دوران حیات پیامبر ص: شماری ازکارهای علی(رض)  اشتباه بود و پیامبرص او را به خاطر آن سرزنش کرد، برخی از این کارها عبارتند از:
1- وقتی علی(رض)  خواست در دوران حیات فاطمه -رضی الله عنها- با زنی دیگر ازدواج کند، پیامبر ص از این کار علی ناراحت شد و ایراد سخنرانی کرد، و فرمود: (فاطمه پاره تن من است، آنچه او را ناراحت کند مرا ناراحت می‌کند، و آنچه او را آزار دهد مرا آزاد می‌دهد)(1) ، و این دلیلی است بر اینکه وقتی علی(رض)  خواستگاری کرد حق با او نبود.
2- شبی پیامبر ص نزد او و فاطمه رفت و فرمود: (آیا شما دو تا نماز نمی‌‌خوانید؟ علی به آنحضرت گفت: ما در اختیار خدا هستیم، اگر بخواهد ما را برای نماز بلند می‌کند. آنگاه پیامبر ص رفت در حالی که با دستش به ران خود می‌زد و می‌گفت: و انسان بیشتر از همه چیز مجادله می‌کند)(2). 
3- و در صلح حدیبیه وقتی سهیل بن عمرو اجازه نداد که در صلح‌نامه نوشته شود: (این آن چیزی است که محمد رسول خدا ص بر آن صلح کرده است) و خواست که اینگونه بنویسد: این چیزی است که محمد بن عبدالله بر آن صلح کرده است، و نویسنده علی بن ابی طالب بود و همان جمله اول را نوشته بود.
راوی ـ براء بن عازب ـ می‌گوید: (پیامبر ص به علی فرمان داد که آن نوشته را پاک کند، علی گفت: نه سوگند به خدا آن را پاک نمی‌کنم. آنگاه پیامبر خدا ص فرمود: آن را به من نشان بده، و علی جای جمله را به آنحضرت نشان داد و پیامبر(ص) آن را پاک کرد) ، پس وقتی علی از اجرای فرمان پیامبر ص امتناع ورزید حق با او نبود.(3)
اینها برخی از نمونه‌هایی بود که در زمان حیات پیامبر ص به علی به خاطر آن اعتراض شده است. اما این امور از جایگاه و مقام او (ص) چیزی نمی‌کاهد، چون کمال انسانی در این نیست که اشتباه نکند، بلکه کمال این است که انسان کمتر به خطا برود، و عدم خطا از ویژگی‌های خداوند است.
ولی خطا و اشتباه بزرگان اندک هستند، و سرور بزرگان پیامبران هستند که هیچ پیامبری نیست که خداوند (جل جلاله) او را سرزنش نکرده باشد، چه برسد به دیگران؟! 
ب) اعتراف علی به اینکه اشتباه می‌کند و معصوم نیست: در نهج‌البلاغه - اگر صحت داشته باشد-  آمده است: 
1- علی (رض) گفت: (از گفتن سخن حق یا مشورت دادن به عدالت دست نگاه ندارید، من بالاتر از آن نیستم که اشتباه نکنم، و کارهایم از خطا و اشتباه مصون نیستند، مگر آن که خداوند مرا حفاظت کند)(4). 
2- و همچنین در نهج‌البلاغه آمده که او گفت: (بار الها! مرا در آنچه با زبان که بوسیله آن خودم را به تو نزدیک کرده‌ام و سپس قلبم با آن مخالفت کرده است بیامرز، بارالها! اشتباهات و سخنان بی‌ارزشی که گفته‌ام را بیامرز، و شهوت‌ها و امیال دل و لغزش‌های زبان را بیامرز)(5). 
در این نصوص علی (رض) اعتراف می‌کند که او مرتکب اشتباه می‌شود، و صحت کارش را تضمین نمی‌کند مگر آن که خدا بخواهد، و اگر او معصوم می‌بود از این نمی‌ترسید و به امکان سر زدن خطا از او اعتراف نمی‌کرد، و به صراحت به مردم می‌گفت که او معصوم است تا به او اعتماد کنند و با او مخالفت ننمایند، به خصوص که در زمان فتنه او نیاز داشت که پیروانش از او اطاعت نمایند.
سپس علی (رض) از خداوند (رض) می‌خواهد اشاره‌ها و نگاه‌های اشتباه چشم را و کلمات نادرستی که از زبان بیرون می‌آیند را بیامرزد، و او در اینجا اعتراف می‌کند که او معصوم نیست، گرچه ما معتقدیم که او از روی تواضع و فروتنی چنین گفته است؛ اما او اعتراف نموده که چنین چیزی ممکن است.
پس چطور گفته می‌شود که حق با اوست، و او با حق است، و اصلاً اشتباه نمی‌کند؟! آیا این سخن به دور از حقیقت نیست؟! 
مسئله دوم: اینکه حق فقط با علی است و با بقیه انسان‌ها نیست، پس شخص، معیار حق قرار گرفته است، نه اینکه حق مقیاس و معیار باشد، و این سخن درستی نیست، حق بصورت کلی بجز با پیامبران با هیچ شخص دیگری نیست، و غیر از پیامبران همة بشر جایز الخطا می باشند که احیانا بر حق هستند، و احیانا اشتباه می کنند. و برای هیچ مسلمانی جایز نیست که در مورد انسانی این عقیده را داشته باشد؛ بنابراین، به ما فرمان داده شده که فقط پیامبر (رض) را الگو و سرمشق قرار دهیم، چنان که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ﴾ [الأحزاب: 21]. «در پیامبر برای شما سرمشق نیکویی هست» و نگفته: در علی یا کسی دیگر از انسان‌ها برایتان سرمشق خوبی هست.
و خداوند متعال می‌فرماید:(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ)(النساء: 59).
«ای مؤمنان! از خدا و پیامبر و فرمانروایانتان اطاعت کنید، و اگر در چیزی اختلاف کرده‌اید آن را به خدا و پیامبرش برگردانید».
پس خداوند به اطاعت از خدا و اطاعت از پیامبر فرمان داده است، و اطاعت فرمانروایان مستقل نیست، و بلکه آنها تا زمانی اطاعت می‌شوند که از خدا و پیامبرص اطاعت کنند، و هرگاه به گناه و معصیت امر نمودند نباید اطاعت شوند. 
سپس بیان می‌کند که احتمال پدید آمدن اختلاف می‌رود، و هر کس معصوم باشد با او مخالفت نمی‌شود، و این دلیلی است بر اینکه فرمانروایان از افراد امت هستند.
مسئله سوم: اینکه، می‌گوید: (از همدیگر جدا نمی‌شوند تا اینکه در حوض نزد من می‌آیند) سخن عجیبی است! حق غیر از شخص است، و حق نمی‌میرد، و فرد می‌میرد، پس آیا وقتی فرد بمیرد حق به همراه او می‌میرد، و از او جدا نمی‌شود؟! سخن عجیب و غریبی است!
حق صفت فعل است، و صفت شخص نیست، نمی‌گویند: فلانی حق است، بلکه می‌گویند: کار فلانی حق و درست است، و وقتی انسان بمیرد کار او تمام می‌شود، و همراه بودن حق با او معنایی ندارد، پس چگونه گفته می‌شود: هرگز از هم جدا نمی‌شوند و حال آن که در قبر کار و عملی انجام نمی‌گیرد؟!
مسئله چهارم: علی (رض) مُرد، و حق با او مرد، پس حالت ائمه بعد از او چگونه است؟! آیا آنها حق دیگری غیر از حقی که با علی است به همراه دارند، یا اینکه حق نپذیرفت که همراه علی دنیا را ترک کند و با ائمه باقی ماند؟! 
و با این روشن می‌شود که این سخن از سخنان پیامبر نیست، و نسبت دادن این روایت به سرور انسانیت ص صحت ندارد، چون مفهوم روایت باطل است. 
دوم- گفتة ابن تیمیه:
ابن تیمیه قول ابن مطهر را آورده و سپس آن را رد کرده است، و اینک سخنان هر دوی آنها ذکر می‌شود:
ابن مطهر می‌گوید: (وقتی فاطمه گفت که فدک را پدرش ص به او بخشیده است، او به فاطمه گفت: سیاه و سرخی را بیاور تا برایت گواهی بدهند، فاطمه ام ایمن را آورد و ام ایمن برای او شهادت داد، او گفت: این گواه زن است، و مورد قبول نیست، و حال آنکه همه روایت کرده‌اند که رسول خدا ص گفت: (ام ایمن زنی از اهل بهشت است)، آنگاه امیرالمؤمنین آمد و