اینکه به صورت گزینشی عمل می‌نمایید؟! 
------------------------------------------------------------------
1) ضحی الاسلام (1/75). 
2) مقدمهء فجر الإسلام (ل). 
3) مقدمهء فجر الإسلام (ل). 62- از ابن عقیل (متوفای سال 1350 هـ) نقل کرده‌اید که می‌گوید: (اما اینکه همه کسانی را که اصطلاحاً صحابی نامیده می‌شدند عادل بدانیم هر چند آنها مرتکب گناهان کبیره‌ای شده باشند، و اینکه توجیه کار آنها را واجب بدانیم پذیرفته نیست؛ چون صحابی بودن به اتفاق مقتضی عصمت نیست تا عادل بودن آنها ثابت شود، و آنها در مورد این عادل قرار دادن خیلی اختلاف کرده‌اند، و جمهور قایل به عدالت اصحاب می‌باشند)(1). 
پاسخ: 
اول: اینکه، این فرد نزد اهل سنت شناخته شده نیست، و شرح حال بیانگر آن است که او شیعه است، چون زرکلی در شرح حال او یکی از کتاب‌هایش را نام برده بنام (النصائح الكافية لمن تولى معاوية)، و اهل سنت از معاویه (رض) اظهار بیزاری نمی‌کنند او یک صحابی است، و اهل سنت فقط معاویه (رض) را در آنچه با علی (رض) کرد خطاکار می‌دانند. و همچنین می‌گویند که او با سپردن زمام حکومت به پسرش به خطا رفت ولی او تأویل می‌کرد و رازهای درون به عهدة خداوند است. 
دوم: از عبارت ابن عقیل چنین بر می‌آید که گویا او از گروهی دیگر غیر از گروه خودش سخن می‌گوید چون آنها را با ضمیر دیگران نام می‌برد و می‌گوید: (عادل قرار دادن آنها نامیده‌اند) که همین عبارات اشاره به این دارد که او شیعه‌ است و سخن از گروهی دیگر غیر از گروه و فرقه خودش می‌گوید. 
سوم: اینکه او می‌گوید: نباید کسانی که مرتکب گناه می‌شوند صحابی نامیده شوند، و این مذهب اهل سنت نیست، پس چگونه او می‌تواند از اهل سنت باشد؟! 
از دیدگاه اهل سنت فقط به خاطر مرتکب شدن گناه صحبت لغو نمی‌شود و فرد همچنان صحابی شمرده می‌شود، اما اگر فرد به عمد دست به گناه بزند جایگاه و مقام او از کسانی که چنین نکرده‌اند پایین‌تر می آید، بنابراین نزد اهل سنت صحابه مقام و جایگاه‌های متفاوتی دارند. 
چهارم: اینکه، ادعای او که گناه کبیره‌ای را که صحابی مرتکب می‌شود تأویل و توجیه می‌کنند، مردود است؛ هیچ کسی از علما کار کسی را که مرتکب گناه کبیره همچون زنا و نوشیدن شراب و غیره شده است توجیه و تأویل نکرده است، با اینکه -بحمدالله- در میان صحابه کسانی یافت نمی‌شوند که این کارها را کرده باشند مگر افراد بسیار کم و اندکی. 
تعداد کسانی که مرتکب این گناهان کبیره شده‌اند چقدر است؟ و چه کسی کار آنها را توجیه و تأویل کرده است؟ توجه داشته باشید که ادعای بدون دلیل مردود و غیر قابل قبول است. 
اما اگر منظور از گناهان کبیره جنگی است که میان آنها در گرفته است، باید گفت که هر گروهی از آنها گمان می‌برد که بر حق است و بر این اساس اقدام به جنگ نمودند، و آنها قصد ارتکاب حرام را نداشتند، چنان که ظاهرشان همین را نشان می دهد. 
پنجم: اینکه، ابن عقیل ادعا کرده است که اهل سنت در مورد عادل قرار دادن خیلی اختلاف کرده‌اند، باید گفت که این ادعای او پذیرفته نیست، چون سلف همه می‌گویند که اصحاب عادل هستند، و فقط بعضی از متأخرین بعد از قرن ششم در این مورد اختلاف کرده‌اند و آنها افراد اندکی هستند. پس چگونه می‌توان آنچه را جمهور علما گفته‌اند با اقوال افراد اندکی رد کرد؟! 
وقتی در مورد مخالفان سلف بررسی کنیم می‌بینیم که یا آنها اهل کلام هستند و ارتباطی با احادیث ندارند، و یا افرادی هستند که از شیوه‌های اهل بدعت تحت تأثیر قرار گرفته‌اند، پیش‌تر سخن ابن حجر را در این مورد ذکر کردیم که همه بر تعظیم و بزرگداشت بزرگان صحابه اجماع دارند. 
-------------------------------------------------------------------
1) النصائح الكافية (ص 166). 63- سخن شیخ محمد ناصر الدین آلبانی را آورده‌اید که می‌گوید: (چگونه می‌توان تصور کرد که پیامبر (ص) به ما اجازه می‌دهد که به هر یک از صحابه اقتدا کنیم، با اینکه در میان آنها عالم و متوسط در علم و پایین‌تر از این است..). [سلسلة الأحاديث الضعيفة (1/82)]. 
پاسخ: 
اول: اینکه، شیخ آلبانی رحمه الله عقیدة اهل سنت و جماعت را بیان می‌کند، چون اهل سنت نمی‌گویند که اقتدا به هر صحابی جایز است، و هیچ کسی از اهل علم را سراغ نداریم که چنین گفته باشد. 
دوم: اینکه، از بزرگان اصحاب، همچون ابوبکر و عمر و عثمان و علی (رض) و کسانی که در فضل و علم به آنها نزدیک بوده‌اند پیروی می‌شود و به آنها اقتدا می‌شود و به خاطر علم و فضل شان فتواهای آنها مرجع هستند.
سوم: اینکه، مسئلة عدالت ربطی به این موضوع ندارد، و معنی عادل بودن این نیست که فرد مقتدا می‌باشد، بلکه عدالت یک مسألة شخصی است که به سلوک و رفتار بستگی دارد و شرط عدالت این نیست که فرد مفتی و عالم باشد. 
بنابراین، این طور نیست که وقتی در مورد کسی گفته شد: «عادل» است یعنی او الگو و مقتداست، و نمی‌دانم شما از کجا فهمیده‌اید که عدالت یعنی اقتدا، و حدیثی که شما ذکر کرده‌اید بطلان آن برایتان روشن گردید. و شما به ما نگفته‌اید که کدام عالم این سخن شما را گفته است. 
منظور از عدالت یعنی اینکه روایات آنها مورد اعتماد می‌باشند نه اینکه آرا و نظرات آنها مطلقا درست هستند.64- بعد از سخنان گذشته گفته‌اید: (و نزدیک به همین را شوکانی (1255هـ) در (ارشاد الفحول ص 158) و شیخ محمود ابو ریه (متوفای 1370هـ) در کتاب (أضواء على السنة المحمدية 356) و شیخ محمد عبده (متوفای 1322 هـ) و سید محمد رشید رضا (متوفای سال 1354هـ) در (تفسیر المنار 10/375) و رافعی (متوفای سال 1356هـ) در (اعجاز القرآن 141) گفته است). 
در پاسخ می‌گویم: 
اول: اینکه، شما متناقضاتی را جمع کرده‌اید، به این صورت که افرادی را که از سنت دفاع می‌کنند و یا در پیروی از آن می‌کوشند در کنار فردی قرار داده‌اید که با سنت به مبارزه برخاسته و علیه آن قیام کرده است و او را شیخ نامیده‌اید، و نمی‌دانم آیا شما از مخالفت او با حدیث اطلاع دارید یا نه؟! 
دوم: اینکه، شوکانی بر خلاف آنچه شما می‌گویید گفته است او رحمه الله می‌گوید: (بدان که آنچه گفتیم که باید قبل از همه چیز در مورد عدالت راوی بحث و بررسی شود، در مورد غیر از صحابه چنین است و در مورد صحابه بحث و بررسی نمی‌شود؛ چون اصل در مورد آنها عدالت است، بنابراین روایات آنها بدون بحث و بررسی پذیرفته می‌شوند، و این را ابن حاجب از اکثر نقل کرده است، قاضی می‌گوید: و همین است قول سلف و جمهور خلف. و جوینی گفته است: همه بر این اجماع دارند)(1) . سپس او سه قول ذکر کرده و هر سه تا را رد کرده است. 
سوم: اینکه، ابو ریه از اهل سنت نیست، بلکه او کسی است که علیه اهل سنت بپا خاسته است، و کتابی تألیف کرده بنام (أضواء على السنة المحمدية) که در سال (1958 م) چاپ و نشر گردید، و علما آن را رد کردند، و از جمله کسانی که در رد آن قلمفرسایی نمودند می‌توان به افراد ذیل اشاره کرد: دکتر محمد ابو شهبه، و دکتر محمد سماحی و دکتر سباعی و دکتر سلیمان ندوی، و علامه محب الدین خطیب، و دیگران که رحمت خدا بر همه آنان باد، و از 