انه با خداي متعال، يكي از مهم‌ترين عواملي است كه باعث بيداري و تقويت ايمان مي‌گردد و نيكان و بندگان شايسته‌ي خدا، قيام شب را تجربه نموده و دريافته‌اند كه عبادت و مناجات شبانه، تأثير بسزايي در احياي دل‌ها دارد. ابن‌الحاج در المدخل مي‌گويد: قيام شب، فوايد زيادي دارد؛ از جمله اينكه قيام شب، گناهان را چنان از بين مي‌برد كه باد تند، برگ خشك درختان را فرو مي‌اندازد؛ نماز و راز و نياز شبانگاهي، قلب را نوراني مي‌گرداند و فرشتگان آسمان، مكاني را كه مؤمن شب‌گذار در آن به عبادت مي‌پردازد، همچون ستارگان تابان براي زمينيان، درخشان مي‌بينند و بركات و انوار قيام شب با بوي خوش و عطرآگين قيام شب، به مؤمن شب‌زنده‌دار باز مي‌گردد و آن‌چنان ارمغاني با خود دارد كه در وصف نمي‌گنجد و قابل توصيف نيست.
قيام شب، شرافت مؤمن است؛ چنانچه رسول‌خدا(ص) فرموده است: (شرف المؤمن صلاته بالليل و عزه استغناؤه عما في أيد الناس)(18)  يعني: «شرافت مؤمن، به نماز شبانگاهي اوست و عزتش، در بي‌نيازي وي از آنچه كه در دست مردم است».
هر چه ادعاي محبت بيشتر باشد، به همان نسبت بايد دليلي بر صداقت اين ادعا وجود داشته باشد؛ و لحظات و ساعات ارزشمند شب، مي‌تواند دليل صداقت كساني باشد كه ادعاي محبت الله(جل جلاله) را مي‌كنند. زيرا هر كس، ادعايي مي كند، بايد دليل بياورد. شب‌زنده‌داران، ارجمندترين مردمان هستند و كساني چون ما كه شب‌هايشان را در خواب و غفلت سپري مي‌كنند، نام و ياد چنداني ندارند و از مقام و منزلت والايي برخوردار نيستند؛ بلكه شب‌هاي غفلتشان، شرافت و آبرويي برايشان نگذاشته است».(19) 
با مطالعه و بررسي سيرت حسن بن علي(رض) به اهميت قيام شب پي مي‌بريم؛ آري! در شب است كه مي‌توانيم نهال اخلاص و راستي را در سرزمين قلب، بكاريم و درخت خير و نيكي را بارور كنيم. بدون ترديد بارور شدن درخت خير و نيكي در بوستان قلب مؤمن، رابطه‌ي مستقيمي با ميزان رسيدگي وي به نهال ايمان و اخلاص دارد و هر چقدر كه مساحت بوستان خير و ايمان افزون گردد، به همان نسبت ثمراتش، افزايش مي‌يابد و انواع و اقسام نيكي‌ها، از هر سو به سوي مؤمن سرازير مي‌گردد. الله(جل جلاله) مي‌فرمايد:
(إِن يَعْلَمِ اللّهُ فِي قُلُوبِکُمْ خَيْرًا يُؤْتِکُمْ خَيْرًا) (انفال:70)
«اگر خداوند، در دل‌هايتان خيري (همچون ايمان و اخلاص) بيابد (و از قوت ايمان و صدق در اسلام برخوردار باشيد)، بهتر از آنچه از شما گرفته شده، به شما عطا مي‌كند».
قيام شب، يكي از مهم‌ترين جلوه‌هاي سپاس‌گزاري است كه حسن بن علي(رض) توجه‌ ويژه‌اي به آن داشت تا بدين‌سان شكر و سپاس خداوند(عزوجل) را به خاطر نعمت‌هاي بي‌شمارش به‌جاي آورد. گفتني است: شكر، يكي از اعمال نيك است و بنده‌ي سپاس‌گزار، بنده‌اي است كه چون اثر نعمت بر او نمايان مي‌گردد، بر تواضع و فروتني‌اش در برابر كسي كه به او نعمت داده، افزوده مي‌شود. خداي متعال، مي‌فرمايد:
(وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِيَ مَا کَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِن قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِکُفْرِکَ قَلِيلًا إِنَّکَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ(8) أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ(9)) (زمر:8 ،9)
«هنگامي كه گزندي متوجه انسان مي‌گردد، پروردگار خود را به فرياد مي‌خواند و زاري‌كنان رو به درگاهش مي‌آورد. سپس هنگامي كه از جانب خود، نعمت بزرگي به او داد، خدا را كه پيشتر به فرياد مي‌خواند، از ياد مي‌برد و شريكاني براي خدا قرار مي‌دهد تا (هم خودش و هم مردم را با آن) گمراه نمايد. (اي پيغمبر! به چنين فردي) بگو: اندكي از كفر خود بهره‌مند شو (و با آن، خوش بگذران، اما بدان كه) تو، از دوزخياني. آيا (چنين شخص مشركي، بهتر است يا) كسي كه پاسي از شب، در حال سجده و قيام به عبادت مشغول مي‌شود و (خويشتن را) از (عذاب) آخرت بدور مي‌دارد و به رحمت پروردگارش، اميد مي‌بندد؟ بگو: آيا كساني كه (وظيفه‌ي خود را در قبال خدا) مي‌دانند، با كساني كه (اين را) نمي‌دانند، برابرند؟»
در اين آيات، از دو نفر، سخن به ميان آمده كه خداوند، بر آنان نعمتي ارزاني مي‌دارد؛ بدين ترتيب كه شخص اول، در آزمون سختي قرار مي‌گيرد و در تنگنا به‌سر مي‌برد؛ لذا با صدق و راستي، خدا را به فرياد مي‌خواند و خداي متعال نيز مشكل آن شخص را برطرف مي‌سازد، اما آن شخص، از سپاس‌گزاري خداوند(عزوجل)، روي‌گرداني مي‌كند و به گمراهي گذشته‌اش باز مي‌گردد. ولي شخص ديگر، راه شكر و سپاس‌گزاري را در پيش مي‌گيرد و پاسي از شب به سجده و قيام مي‌پردازد. آن‌گاه قرآن در ادامه‌ي مطلب، مي‌فرمايد:
(قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ)
«آيا كساني كه (وظيفه‌ي خود را در قبال خدا) مي‌دانند، با كساني كه (اين را) نمي‌دانند، برابرند؟»
اين جمله، استفهام انكاري است؛ يعني: بطور قطع برابر نيستند.
شاعري، چنين سروده است:
القـانتـون المـخـبتـون لربهـم	النــاطقـون بأصـدق الأقـوال
يحيــون ليـلتـهم بطاعة ربهم	بتــلاوة و تـضـرع و سـؤال
وعيونهم تجري بفيض دموعهم	مثــل انـهمـار الوابل الهـطال
في الليل رهبان و عند جهادهم	لعــدوهم مـن أشجع الأبطال
بوجوههــم أثـر السجود لربهم	و بهــا أشعة نـوره المتلالـي(20) 
ترجمه: «پرهيزگاران و نمازگزاراني كه در برابر پروردگارشان، كرنش مي‌كنند و راست‌ترين سخنان را بر زبان مي‌رانند و شب‌هايشان را به طاعت و بندگي پروردگارشان و نيز تلاوت قرآن و زاري و عرض نياز به درگاهش سپري مي‌نمايند و از چشمانشان، همچون قطرات درشت باران، اشك سرازير مي‌گردد؛ آنان، پارسايان شب‌اند و هنگام جهاد و رويارويي با دشمن، از شجاع‌ترين پهلوانان به‌شمار مي‌روند. در سيمايشان، آثار و نشانه‌هاي سجده براي پروردگارشان به چشم مي‌خورد و انوار درخشانش در چهره‌ي آنان، نمايان است».
حسن بن علي(رض)، بسيار حج مي‌گزارد؛ چنانچه ابن‌عباس(رض) مي‌گويد: هيچ‌گاه بر آن‌چه در جواني‌ام از دست داده‌ام، پشيمان نشده‌ام جز اينكه من، با پاي پياده حج نگزارده‌ام؛ و حسن بن علي(رض) بيست مرتبه با پاي پياده، حج گزارد، در حالي كه بهترين مركب‌ها برايش افسار مي‌شدند. و سه بار مالش را در راه خدا به دو قسمت تقسيم كرد؛ (بخشي را براي خودش نگه داشت و بخشي را در راه خدا انفاق كرد). چنانچه موزه‌اش را بذل و بخشش مي‌كرد و كفشش را نگه مي‌داشت.(21) 
اين‌، نمونه‌اي از كارهايي است كه حسن(رض) آن را بر خود لازم گردانيده بود، بي‌آنكه شريعت، به لزوم و وجوب آن حكم كرده 