ر چشم دشمن، بيش‌تر مي‌نماياند.» خالد(رض) سپاه اسلام را به ترتيبي كه در صفحات گذشته، بيان كرديم، به سي و شش تا چهل دسته و گردان تقسيم كرد و لشكر را آرايش خاصي داد كه تا آن زمان درميان عرب‌‌ها بي‌سابقه بود و ضمن تعيين اميري براي هر دسته، حيطه‌ي كاري و مسؤوليت فرماندهان را تشريح نمود.(50)  سيستم صف‌‌بندي و آرايش نظامي به ترتيب مذكور، پس از جنگ يرموك در جنگ‌هاي اسلامي، معمول شد.(51) 
ح) تشويق و برانگيختن سربازان به قتال در راه خدا
ابوبكر صديق(رض) همواره مسلمانان را به جهاد در راه خدا تشويق مي‌كرد و با يادآوري اسباب و زمينه‌هاي پيروزي به مجاهدان و ايجاد اميد به پيروزي در آنان، روحيه‌شان را براي جهاد تقويت مي‌نمود تا دشمن را در نگاهشان ناچيز و ناتوان بنماياند و مجاهدان را در رويارويي با دشمن، جسور و شجاع بار بياورد؛ چراكه جرأت و بي‌باكي، دست‌يابي به پيروزي را آسان‌تر مي‌كند.(52)  ابوبكر صديق(رض) خالد بن وليد(رض) را به جان‌فشاني در راه خدا تشويق نمود و به او چنين فرمود: «مشتاق مرگ در راه خدا باش تا زندگاني، به تو ارزاني گردد.»(53)  خليفه‌ي رسول‌خدا(ص) به هنگام گسيل لشكريان اسلام به شام، آنان را به جهاد و جان‌فشاني در راه خدا تشويق كرد و برايشان دعاي نصرت و پيروزي نمود.(54) 
ط) يادآوري فضيلت جهاد و شهادت در راه خدا به سپاهيان
ابوبكر صديق(رض) به سپاهياني كه عازم شام بودند، چنين فرمود: «بدانيد كه در قرآن كريم درباره‌ي جهاد در راه خدا چنان ثوابي بيان شده كه هر مسلماني، بايد آرزومند آن باشد؛ همان ثوابي كه خداي متعال، آن را تجارتي بيان نموده كه نجات‌بخش انسان از عذاب الهي است و مسلمان را به كرامت دنيا و آخرت مي‌رساند.»(55) 
ي) نظرخواهي از افراد صاحب‌نظر
نظرخواهي از صاحب‌نظران، همان رويه‌اي است كه از ابوبكر صديق(رض) در جربان جهاد با مرتدها و در فتوحات شام و در بسياري از مسايل و پيشامدهاي جامعه‌ي اسلامي، كاملاً نمودار است. ابوبكر صديق(رض) به فرماندهان نيز دستور داد كه با يكديگر در مسايل و مصالح مسلمانان، مشورت و رايزني كنند.(56)  خود ابوبكر صديق(رض) نيز نمونه‌ي كامل و برجسته‌اي در پهنه‌ي مشورت و رايزني مي‌باشد. وي، در زمان ارتداد برخي از افراد و قبايل، عمرو بن عاص(رض) را بحضور خواست و به او فرمود: «اي عمرو! تو درميان قريشيان، انديشمند و صاحب‌نظر هستي. اينك كه طليحه، ادعاي پيغمبري كرده، چه نظري داري؟» ابوبكر(رض) در مورد انتخاب فرماندهان لشكري نيز با عمرو(رض) مشورت كرد و از وي در مورد خالد(رض) نظر خواست. عمرو(رض) گفت: «او، در دل انسان، هواي جنگ و جهاد مي‌اندازد و براي مرگ، داوطلب و آماده است؛ در ميدان نبرد، صدايي چون صداي گربه و خروشي چون خروش شير دارد.» و بدين ترتيب ابوبكر صديق(رض) خالد(رض) را به فرماندهي لشكر اسلام گماشت.(57)  خالد(رض) براي انجام مأموريتش عازم شد و همواره از سپاهيانش نيز در جريان جهاد با مرتدها، نظرخواهي مي‌كرد و نتيجه‌ي مشورت‌ها و رايزني‌هايش را به فرمانده‌ي كل گزارش مي‌داد.(58)  هنگامي كه ابوبكر صديق(رض) تصميم گرفت با روميان جهاد كند، با گروهي از صحابه مشورت كرد و پس از اتفاق نظر صحابه در مورد جهاد با روميان در شام، لشكري فراهم آورد تا به شام گسيل شوند.(59)  يكي از دستورات و سفارش‌هاي ابوبكر صديق(رض) به فرماندهان لشكرهايي كه به شام اعزام شدند، اين بود كه همواره به مسأله‌ي مشورت، توجه داشته باشند. چنان‌چه به يزيد بن ابوسفيان(رض) فرمود: «من، ربيعه بن عامر را با تو همراه كرده‌ام و تو خودت، از توان و قدرتش آگاهي؛ پس او را پيشاپيش خود قرار بده و با او مشورت نما و با او مخالفت نكن.» يزيد(رض) گفت: «باشد؛ با او، با احترام و محبت رفتار مي‌كنم.» ابوبكر صديق(رض) افزود: «در مسير حركت، خودت و يارانت را در مشقت نينداز و بر قوم و يارانت خشم نگير؛ در كارها، با آنان مشورت كن و عدل و عدالت را پيشه نما.»(60)  ابوبكر صديق(رض) علاوه بر اين، به يزيد(رض) فرمود: «‌هرگاه از سپاهيانت مشورت خواستي، سخن راست بگو تا مشورت درستي دريافت كني و مسايل را از مشاوران پنهان نكن كه در اين صورت، كارت، از سوي خودت به خرابي و آشفتگي مي‌كشد.»(61)  ابوبكر صديق(رض) نكات ديگري نيز درباره‌ي شورا و مشورت به يزيد(رض) و ديگر فرماندهان اعزامي به شام گفت كه از اصل پايبندي به شورا و مشورت بيرون نيست.(62)  فرماندهان قشون اسلامي نيز فرمان ابوبكر صديق(رض) را در مورد مشورت و رايزني با يكديگر، اجرا كردند كه از آن جمله مي‌توان به گفته‌ي ابوعبيده بن جراح(رض) به عمرو بن عاص(رض) اشاره كرد كه به او فرمود: «اي عمرو! در بسياري از صحنه‌ها، حضور داشته‌اي و پيشنهادهاي تو، براي مسلمانان مايه‌ي خير و خجستگي شده و اينك كه من، فرمانده‌ي شما هستم، باز هم فرمان قطعي و بي‌چون و چرايي نمي‌دهم و خودم را فردي همانند شما مي‌دانم. بنابراين هر نظر و پيشنهادي را كه درست مي‌داني، به من بگو كه من، خودم را از تو بي‌نياز نمي‌پندارم.»(63)  فرماندهان قشون اسلامي، علاوه بر مشورت و گمانه‌زني با يكديگر، با فرمانده‌ي كل نيز مكاتبه مي‌كردند تا آن‌ها را در مشكلات و چالش‌هايي كه در مورد اداره‌ي امور نظامي و چگونگي عملياتي كردن برنامه‌هاي جنگي فرارويشان قرار مي‌گرفت، راهنمايي كند.(64) 
ك) ملزم ساختن سپاهيان به انجام حقوق الهي و تكاليف شرعي
يكي از دستورات اساسي ابوبكر صديق(رض) به فرماندهان لشكري و سپاهيان اسلام، توجه كامل به حقوق الهي بود. چنان‌چه وي، به هنگام گسيل عمرو بن عاص(رض) به فلسطين، به او اين چنين فرمود: «در نهان و آشكار، از خداي متعال بترس و در خلوت و تنهايي از او شرم و آزرم داشته باش كه او، تو را در حال انجام هر كاري كه باشي، مي‌بيند. من، تو را جلودار و فرمانده‌ي كساني قرار داد‌ه‌ام كه پيش از تو مسلمان شده و حرمت و جايگاه والاتري دارند؛ بنابراين از كساني باش كه براي آخرت، كار و كوشش مي‌كنند و در كارت تنها رضاي خدا را هدف قرار بده و براي همراهانت به منزله‌‌ي پدر باش. تأكيد مي‌كنم كه به نماز توجه زيادي داشته باشي و چون وقت نماز فرا رسد، اذان بدهي و هيچ نمازي نخواني مگر آن‌كه چنان اذاني داده شود كه به گوش تمام لشكريان برسد. هنگام رويارويي با دشمن نيز تقواي الهي پيشه كن و يارانت را به تلاوت قرآن، ملزم نما و آن‌ها را از يادآوري دوران جاهليت و آن‌چه از جنس آن دوره مي‌باشد، منع كن كه پرداختن به مسايل دوران جاهليت، در ميانشان عداوت و دشمني مي‌افكند. از خوشي‌ها و نعمت‌هاي موقت و گذراي دنيا روي‌ بگردان تا به كساني بپيوندي كه پيش از تو درگذشته‌اند و از آن دست راهبراني باش كه در قرآن ستوده شده‌اند؛ خداي متعال، مي‌فرمايد:(وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّکَاةِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِينَ) (65) (انبي