ء:73)
يعني: «ما، آنان را پيشواياني نموديم كه برابر دستور و رهنمود ما (مردم را به انجام كارهاي نيك رهبري و) راهنمايي مي‌كردند و انجام خوبي‌ها و اقامه‌ي نماز و دادن زكات را به ايشان وحي كرديم و آنان، عبادت‌گزار ما بودند.»
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) عيون الاخبار (1/188)
2) فتوح‌الشام ازدي، ص34
3) تاريخ الدعوة الي الاسلام، ص295
4) تاريخ طبري (4/202)
5) الإدارة العسكرية في دولة الصديق (1/46)
6) تاريخ الخلفاء از سيوطي، ص121
7) تاريخ طبري (4/44)
8) سوره‌ي فتح، آيه‌ي29: «محمد، فرستاده‌ي خدا است و كساني كه با او هستند، در برابر كافران، تند و سرسخت و نسبت به يكديگر، مهربان و دل‌سوزند. تو، ايشان را (همواره) در حال ركوع و سجود مي‌بيني…»
9) الوثائق السياسية، حميدالله، ص371؛ فتوح‌الشام ازدي، ص60
10) فتوح‌الشام ازدي، ص5
11) الفتوح ابن‌اعثم (1/82)
12) فتوح‌الشام ازدي، ص189
13) الاحكام السلطانية از ماوردي، ص48
14) فتوح‌الشام ازدي، ص7
15) الفتوح ابن‌اعثم (1/84)
16) فتوح‌الشام، ص7
17) فتوح‌الشام، ص48
18) الوثائق السياسية، حميدالله، ص371؛ فتوح‌الشام ازدي، ص60
19) الفتوح ابن‌اعثم (1/29)
20) الادرة العسكرية في الدولة الاسلامية، نوشته‌ي سليمان آل كمال (1/112)
21) منبع سابق (1/113)
22) الادارة العسكرية في الدولة الاسلامية (1/120)
23) تاريخ طبري (4/64)
24) الادارة العسكرية في الدولة الاسلامية 01/136)
25) منبع سابق (1/147)؛ مآثر الأناقة از قلقشندي (3/140)
26) اليس، نام يكي از روستاهاي انبار عراق مي‌باشد. نگاه كنيد به معجم‌البلدان (1/248)
27) الخراج از ابويوسف، ص294
28) الادارة العسكرية في الدولة الاسلامية (1/148)
29) فتوح‌الشام واقدي (1/23)
30) فتوح‌الشام (1/130)
31) الادارة العسكرية في الدولة الاسلامية (1/149)
32) يعني: اي ياري داده شده! بميران.
33) قابل يادآوري است كه اين شعار، به معناي مددخواهي از محمد مصطفي(ص) نيست؛ بلكه به چنين تركيب‌هايي در اصطلاح، ندبه مي‌گويند كه برانگيزنده‌ي عواطف و احساسات دروني است؛ از اين‌رو «يا محمداه»، از آن جهت شعار مسلمانان در جنگ با مسيلمه‌ي كذاب بود كه عواطف دروني مجاهدان را براي دفاع از دين محمد(ص) برانگيزد و سبب خيزش قواي دروني آن‌ها براي دلسوزي به آيين محمدي و در نتيجه، جان‌فشاني در راه دفاع از اسلام گردد.(مترجم)
34) يعني: بميران، بميران.
35) جملات و كلماتي از اين دست كه در آن، پس از حرف ندا، «ل» تعجب مي‌آيد، چنين معنا مي‌يابد كه: شگفتا از عبس كه عجيب قبيله‌اي است و در واقع يادآور حماسه‌هاي قومي به قصد خيزش احساسات ديني در راستاي قتال و جهاد في سبيل الله مي‌باشد.(مترجم)
36) الادارة العسكرية في الدولة الاسلامية (1/174)
37) تاريخ طبري (4/71)
38) تاريخ طبري (4/163)
39) مروج الذهب از مسعودي (2/309)
40) نهاية الأرب از نويري (6/168)
41) مروج الذهب (2/309)
42) فتوح‌الشام واقدي (1/23)
43) الادارة العسكرية في الدولة الاسلامية (1/196)
44) الادارة العسكرية في الدولة الاسلامية (1/215)
45) الخراج از ابويوسف، ص286
46) نگاه كنيد به: نهاية الأرب (6/168)
47) الخراج، ص289
48) نهاية الأرب (6/168)
49) الادارة العسكرية في الدولة الاسلامية (1/231)
50) رجوع كنيد به: تاريخ طبري (4/215)
51) الادارة العسكرية في الدولة الاسلامية (1/232)
52) الادارة العسكرية في الدولة الاسلامية (1/232)
53) االدارة العسكرية في الدولة الاسلامية (1/238)
54) فتوح الشام ازدي، ص11-15
55) تاريخ طبري (4/208)
56) العمليات التعرضية و الدفاعية عند المسلمين، ص143
57) تاريخ يعقوبي (2/129)
58) الفتوح ابن‌اعثم (1/29)
59) تاريخ فتوح‌الشام، ص2؛ الفتوح ابن‌اعثم (1/81)
60) فتوح‌الشام واقدي (1/22)
61) مروج الذهب (2/309)
62) رجوع كنيد به: تاريخ فتوح الشام ازدي، صفحات13، 15، 20و21
63) تاريخ فتوح الشام، ص51،84
64) الادارة العسكرية في الدولة الاسلامية (1/272)
65) الادرة العسكرية في الدولة الاسلامية (1/251)اندكي تأمل در جريان فتوحات اسلامي، اين نكته را روشن مي‌كند كه توفيق الهي، طوري قشون اسلامي را در زمان ابوبكر صديق(رض) شامل شد كه لشكريان اسلام توانستند پيروزي‌هاي چشم‌گيري در عراق و شام به دست آورند و شوكت دو قدرت ايران و روم را در زمان اندكي درهم شكنند و بسياري از سرزمين‌هاي زير سلطه‌ي اين دو قدرت را به قلمرو اسلامي بيفزايند. دلايل و زمينه‌هاي پيروزي مسلمانان را در دو دسته بايد مورد بررسي قرار داد:
الف) عوامل و زمينه‌هايي كه با خود مسلمانان در رابطه است.
ب) اسباب و عواملي كه به وضعيت مناطق فتح‌شده مربوط مي‌شود.
عوامل دسته‌ي اول، عبارتند از:
1ـ ايمان و باور راستين مسلمانان به حق و حقيقتي كه به خاطرش مي‌جنگيدند.
2ـ يقين كامل مسلمانان به پروردگارشان در مسايلي از قبيل چند و چون رزق و روزي، اجل، قضا و قدر و اين‌كه همه چيز، به اذن و خواست خداي متعال مي‌باشد.
3ـ ريشه‌دار بودن اصول و انديشه‌هاي درست و استوار جنگي و جهادي در مسلمانان.
4ـ مهرورزي و عدالت‌گستري مسلمانان درميان مردم مناطق فتح شده.
5 ـ آسان‌گيري مسلمانان در تعيين مقدار جزيه و خراج و پايبنديشان به توافق‌نامه‌ها و پيمان‌ها.
6 ـ برخورداري مسلمانان از مردان و فرماندهان بزرگ و ارزشمند.
7ـ رعايت كامل رهنمودهاي ديني در مورد جنگ و جهاد.(1) 
مهم‌ترين عوامل و زمينه‌هاي دسته‌ي دوم در پيرورزي مسلمانان، عبارتند از:
* ضعف و ناتواني روم و ايران كه پيامد ظلم و ستم و فساد و تبهكاري، در ميانشان بود. انحراف و كج‌روي در بين فارس و روم گسترش يافته و تمدنشان، رو به پيري و فرسودگي نهاده بود. شاهانشان از حق دور شده و جور و ستمشان، سر به فلك كشيده بود تا بدين ترتيب قانون و سنت تغييرناپذير الهي در موردشان تحقق يابد كه فرجام هر ظلم و ستمي، نابودي و بربادي است. اما خداي متعال، مسلمانان را به چنان راه و روشي گرامي داشته بود كه با در پيش گرفتن منهج و شريعت الهي، زمينه‌ها و اسباب نصرت و پيروزي مسلمانان، تحقق يافت. مسلمانان، در برخورد با مردم مناطق فتح‌شده و بناي حكومت، بر اساس دستورات و رهنمودهاي الهي عمل كردند و به اصلاح و بهكرد جوامع پرداختند. اين نوشتار بنده در مورد ضعف و ناتواني فارس و روم، بدين معنا نيست كه اين مسأله، عامل مهمي در جريان پيروزي مسلمانان بوده است. بلكه ضعف و ناتواني فارس و روم، تنها يكي از دلايلي بود كه در كنار ساير عوامل، آن‌ها را در رويارويي با مسلمانان ناتوان كرده بود. چراكه آن‌ها از لحاظ قدرت نظامي و اسباب ظاهري قدرت، چيزي كم نداشتند و بلكه صدها هزار نيروي جنگي كارآزموده كه بسي بيش از تعداد مسلمانان بود، در اختيار داشتند. آن‌ها در ميادين نبرد از سلاح‌هايي برخوردار بودند كه براي مسلمانان تازگي داشت. فيل‌ها و سگ‌هاي پرورش‌يافته‌اي كه آن‌ها را از پشت دژها براي له كردن و شكار مسلمانان مي‌فرستادند، تنها نمونه‌اي از امكاناتي است كه فارسيان و روميان داشتند و مسلمانان، از آن بي‌بهره بودند. آن‌گونه كه برخي پنداشته‌اند، چنين نبوده كه دشمنان اسلام، مسلمانان را اندك و ناتوان بپندارند