كر صديق(رض)‌ براي ايجاد تعادل در نرم‌منشي خود، با عمر(رض) مشورت مي‌كرد و از خالد(رض) در انجام امور كار مي‌گرفت و اين، از كمال و پختگي او به عنوان جانشين رسول‌خدا(ص) بود كه در سركوب مرتدها، شدت عمل بي‌سابقه‌اي به خرج داد و به شخصيت عمر فاروق(رض) نزديك و همانند شد.
42ـ مثني بن حارثه، نقش زيادي در سركوب فتنه‌ي بحرين و همكاري با علاء حضرمي(رض) داشت. وي، مسير شمال بحرين را در پيش گرفت و پس از تصرف (قطيف) و (هجر) به دهانه‌ي رود دجله رسيد و با نيروهاي ايراني كه از مرتدين بحرين پشتيباني مي‌كردند، درگير شد و آنان را شكست داد. مثني در رأس آن دسته از مسلمانان بحريني قرار داشت كه بر اسلام پايداري كردند و براي جهاد با مرتدها به علاء(رض) پيوستند. مثني بن حارثه، مسير شمالي ساحل را تا دلتاي شط‌العرب پيمود و با قبايل ساكن در اين منطقه پيرامون اسلام گفتگو و مذاكره كرد و با آنان پيمان صلح و اتحاد بست. ابوبكر صديق(رض) درباره‌ي مثني بن حارثه جست و جو كرد كه چگونه آدمي است؟ قيس بن عاصم منقري چنين پاسخ داد: «او، آدم بي‌آوازه، گم‌نام و ناشناخته‌اي نيست؛ بلكه او، مثني بن حارثه‌ي شيباني و آدمي سرامد و صاحب‌نام است.
43ـ شكست بني‌حنيفه در برابر سپاه خالد(رض) در جنگ يمامه، پايان كار جريان ارتداد بود. تعداي از حافظان قرآن كريم در جنگ يمامه به شهادت رسيدند. همين امر ابوبكر صديق(رض) را بر آن داشت تا در مورد جمع‌آوري قرآن با عمر فاروق(رض) مشورت نمايد. قرآن كريم به شكل پراكنده بر روي پوستين‌هاي چرمي، استخوان‌ها (كتف‌ها)ي شتر و شاخه‌هاي پهن خرما نوشته شده و در سينه‌ي افراد، پراكنده بود. ابوبكر صديق(رض) مسؤوليت جمع‌آوري قرآن را كه هيچ پيشينه‌اي نداشت و كار جديدي بود، به صحابي بزرگوار رسول‌خدا(ص) زيد بن ثابت انصاري(رض) واگذار كرد.
44ـ شرايط دست‌يابي مسلمانان به قدرت و خلافت، در دوران ابوبكر صديق(رض) و بلكه در زمان تمام خلفاي راشدين تحقق يافت. ابوبكر صديق(رض)، يادآور و بلكه آموزه‌اي عملي از فراهم آوردن شرايط دست‌يابي به خلافت و عزت است و بر اساس همين شوكت و هيبت ديني بود كه درخواست اعراب را در ندادن زكات نپذيرفت و بر گسيل لشكر اسامه(رض) تأكيد و پافشاري كرد و از هيچ اصل و ارزش كوچك و بزرگي نگذشت و شريعت اسلامي را به‌طور كامل در پهنه‌ي حكومت و قدرت به اجرا درآورد.
45ـ ابوبكر صديق(رض) براي رويارويي با كفار و مرتدها، توان نظامي لشكر اسلام را به شكلي همه‌جانبه و مادي و معنوي افزايش داد و با آمادگي بالا و كاملي روياروي ازدين‌برگشته‌ها ايستاد. آن حضرت(رض) براي مبارزه با مرتدها، لشكرهايي را فراهم آورد و فرماندهان جنگي كارآزموده‌اي را براي هدايت و فرماندهي لشكر منصوب فرمود؛ صحابه را براي جنگ با مرتدها تشويق كرد و اسب‌ها و شتراني براي لشكر اسلام فراهم ساخت و لشكر و لشكريان را به سلاح، مجهز نمود. او براي تقويت خلافت اسلامي، با نو‌آوري‌ها و بدعت‌گري‌ها و با جهالت و هواپرستي مبارزه كرد و با اتحاد و يك‌پارچگي و وحدت كلمه، مطابق شريعت اسلام حكم راند و با تعهد كاري و مسؤوليت‌شناسي، شايسته‌سالاري و كار‌آزمودگي را ملاك تعيين فرماندهان لشكري قرار داد و بر اساس شايستگي‌ها و توانايي‌هاي افراد، مسؤوليت‌ها و وظايف را تقسيم نمود كه از آن جمله مي‌توان به مأموريت زيد بن ثابت(رض) براي جمع‌آوري قرآن و هم‌چنين مسؤوليت ابوبرزه‌ي اسلمي(رض) به عنوان پيك جنگي اشاره كرد. ابوبكر(رض) در عرصه‌ي آمادگي براي رويارويي با دشمنان اسلام از مسايل امنيتي و تبليغاتي نيز غفلت نكرد.
46ـ پيامدها و نشانه‌هاي حكومت الهي در خلافت ابوبكر صديق(رض) كاملاً نمايان و هويدا است. در آن زمان كه مسلمانان راستين به خواست و توفيق خداي متعال قدرت يافتند، شديداً مشتاق بودند تا شعاير ديني را در خود و خانواده‌هايشان بپادارند. آنان، براي اجراي احكام و آموزه‌هاي اسلامي از هيچ كوششي دريغ نكردند. به همين سبب نيز خداي متعال، آنان را تقويت فرمود و در برابر دشمنان ياريشان داد و طعم آرامش و امنيت را به آنان چشانيد.
47ـ جهاد صحابه(رض) با مرتدها، مقدمه و زمينه‌اي براي رشد و پرورش ايماني و معنويشان جهت گسترش قلمرو اسلام بود. جنگ با مرتدها، توانايي‌هاي مجاهدان را نمايان كرد و پرده از توان فرماندهي سرداران لشكري برداشت و از آنان رزم‌آوراني صاحب‌نام و كارآزموده ساخت و شايستگي‌هاي سپاهيان را بروز داد كه با چه نظم و انضباطي از فرماندهانشان اطاعت مي‌كردند و مي‌دانستند كه براي چه مي‌جنگند و چرا ازخودگذشتگي و جان‌فشاني مي‌كنند و همين ويژگي و هدفمندي، سبب مي‌شد تا اخلاص و جديت زيادي از خود نشان بدهند.
48ـ به فضل خداي متعال و جهاد صحابه و هم‌ياري و هم‌كاري آنان با ابوبكر صديق(رض) شبه‌جزيره‌ي عرب به‌طور كامل و يك‌پارچه زير پرچم اسلام درآمد و خلافت و قدرتي مركزي و البته اسلامي به مركزيت مدينه، تمام شبه‌جزيره را در برگرفت تا همه‌ي مردم، تحت فرماندهي و رهبري يك نفر قرار بگيرند كه بر اساس اسلام حكم مي‌راند. پيروزي مسلمانان در جنگ با مرتدها، پيروزي اسلام بود و باعث مي‌شد تا وحدت و يك‌پارچگي ديني و اسلامي، بر تعصب‌هاي قومي و تفرقه‌افكن، غالب گردد و دليلي بر اين شود كه حكومت اسلامي به رهبري ابوبكر صديق(رض) مي‌تواند بر سخت‌ترين و شديدترين بحران‌ها فائق گردد.
49ـ هرگونه دسيسه و حيله‌گري بر ضد اسلام -چه فردي باشد و چه جمعي و يا حكومتي- كوشش بيهوده‌اي است كه نتيجه‌اي جز ناكامي و رسوايي دسيسه‌گران را در پي ندارد؛ چراكه خداي متعال، حافظ و نگهدار اسلام است و كساني را كه براي پاس‌داري از اين دين هميشه‌پاينده، تلاش و كوشش مي‌كنند، به رحمت و نصرتش مي‌نوازد و فرجام نيك را از آنِ پرهيزكاران قرار مي‌دهد و از ضعيفان و مستضعفان در برابر ظالمان و ستم‌پيشگان حمايت مي‌فرمايد؛ قطعا‌ً فرجام كساني كه بر ضد اسلام و مسلمانان نقشه مي‌كشند، ناكامي دنيا و آخرت است و به بُزي مي‌مانند كه به اميد شكستن سنگ، شاخ مي‌زند و عاقبت شاخ خودش مي‌شكند.
50ـ هم‌‌زمان با پايان سركوب مرتدها و برقراري امنيت و آرامش در شبه‌جزيره‌ي عرب، ابوبكر صديق(رض) بنا بر رهنمود‌هاي رسول اكرم(ص) به فكر گسترش قلمرو اسلام افتاد و براي اين منظور، لشكرياني براي فتح عراق و هم‌چنين شام گسيل كرد.
51 ـ دستورات ابوبكر صديق(رض) به فرماندهان لشكريش (خالد و عياض رضي الله عنهما) نشان تجربه‌ي جنگي ابوبكر صديق(رض) و كيفيت بالا و توانمند تاكتيك نظامي وي، مي‌باشد. ابوبكر صديق(رض) با تبيين استراتژي جنگي و تاكتيك نظامي درست و بي‌نظيري، نقاط عملياتي هر يك از فرماندهان مسلمان را براي ورود به عراق به‌گونه‌اي مشخص كرد كه گويا در اتاق فرماندهي، نقشه‌ي كاملي از عراق را پيش روي خود داشته و فتح عراق را فرماندهي مي‌كرده است.
52 ـ خالد(رض) در مجموعه‌اي از جنگ‌ها، زمينه