 را پاسخ گويد، قبول كند و احكام دين را به او آموزش دهد؛ با سركشان بجنگد و چون خداي متعال، او را بر آنان پيروز گرداند، آن‌ها را به سلاح يا آتش بكشد و غنايم را تقسيم كند مگر خمس آن را كه بايد به نزد ما بفرستد. ياران و هم‌رزمانش را از شتاب‌زدگي و تبه‌كاري باز دارد و درميان سپاهيان، افراد ناشناس را وارد نكند كه مبادا جاسوس باشند و خطري از سوي آن‌ها متوجه مسلمانان شود. پيوسته جوياي حال مسلمانان باشد و در حركت و توقف با آنان مدارا نمايد و برخي را جلوتر از ديگران نفرستد و با مسلمانان، منش و گفتار نيك در پيش بگيرد.»(11) 
ابوبكر صديق(رض) در نامه‌ي يك‌ساني كه به تمام امرا و فرماندهان نوشت، آنان را در جنگ با مرتدان به رعايت پاره‌اي از امور فرمان داد و صريح و بدون هيچ ابهامي دستور داد تا پيش از پيكار، مرتدها را به اسلام دعوت دهند و از جنگ با آنان كه دعوت حق را مي‌پذيرند، خودداري كنند و بر اصلاح بندگان از دين برگشته، حرص و اشتياق وافر داشته باشند. ابوبكر صديق(رض) فرماندهان لشكري را دستور داد تا پس از پذيرش دعوت حق از سوي مرتدها، با رويكرد ديگري غير از جنگ با آنان برخورد كنند و به جاي پيكار با آن‌ها، آموزه‌هاي ديني را به آنان آموزش دهند و حقوق و وظايف دينيشان را براي آن‌ها روشن كنند. البته فرمان ابوبكر (رض) درباره‌ي عدم درنگ مجاهدان صريح بود و به آنان دستور داد تا در پيكار با مرتدها تأخير نكنند و پيش از پيروزي و غلبه بر آنان، دست از جنگ نكشند.
ابوبكر صديق(رض) به سپاهيان اسلام دستور داد تا دعوت را سرلوحه‌ي جهاد و پيكار خود قرار دهند و به محض پذيرش دعوت از سوي دشمن، دست از پيكار بكشند؛ چراكه هدف نهايي از جنگ با مرتدان، فراخوان آن‌ها به ديني است كه از آن بيرون شده‌اند. ابوبكر صديق(رض) اين فرمان را براي اميران لشكري صادر كرد و از لشكريان خواست تا اساس پيكارشان را بر مبناي دعوتي قرار دهند كه هدفي واحد و يك‌سان با جهاد دارد كه همان دفاع و پشتيباني از اسلام مي‌باشد.(12) 
ابوبكر صديق(رض) هنر فرماندهي را از رسول‌خدا(ص) فراگرفت و در راهبري امت به آن حضرت(ص) اقتدا كرد. پيروزي هر پيشوا و فرماندهي، به ميزان موفقيتش درميان سربازانش بستگي دارد و ابوبكر صديق(رض) بهترين سرباز رسول‌خدا(ص) بود؛ دوستيش با آن حضرت(ص) بر اساس اخلاص قرار داشت و همواره مي‌كوشيد تا فرموده‌هايش را كاملاً اجرا كند و به همين خاطر نيز در تمام جنگ‌ها با رسول‌خدا(ص) شركت كرد و از هيچ جان‌فشاني و مجاهدتي دريغ نكرد. مي‌توان باريك‌بيني و دورانديشي ابوبكر صديق(رض) را در سفارش‌هايش به اميران لشكري و بلكه برنامه‌ريزيش در رويارويي با دشمنان اسلام به وضوح ديد.(13)  نكات زير در نخستين سفارش ابوبكر صديق(رض) به اميران و فرماندهان لشكري قابل لحاظ است:
1ـ تأكيد بر لزوم تقواپيشگي و ترس از خدا در نهان و آشكار. قطعاً تأكيد بر تقوا، سياست پخته و بجايي بود كه سبب مي‌شد تا مدد و نصرت الهي، به ياري و همراهي مجاهدان بيايد. چراكه:(إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ) (نحل:128)
يعني: «همانا خدا، با كساني است كه تقوا پيشه كرده‌اند و با آنان كه نيكوكارند.»
2ـ تأكيد بر جديت و تلاش مخلصانه در راه خدا كه از صفات و ويژگي‌هاي بارز بندگاني است كه مورد نصرت و ياري خداي متعال قرار مي‌گيرند(14) :(وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ) (عنكبوت:69)
يعني: «كساني كه در راه ما مجاهده و جهاد مي‌كنند، آنان را به راه‌هاي خود راهنمايي مي‌كنيم و قطعاً خداوند، با نيكوكاران است.»
3ـ تنها چيزي كه از مرتدها پذيرفته مي‌شود، اين است كه دوباره به اسلام بازگردند و چون در مسايل عقيدتي، جاي تساهل و آسان‌گيري نيست، عدم پذيرش دعوت، با مرگ برابر است.
4ـ تقسيم غنايم جنگي با رعايت حقوق بيت‌المال كه همان خمس مي‌باشد.
5 ـ برحذرداشتن سپاهيان از شتاب‌زدگي در رويارويي با دشمنان تا در معرض شكست و نابودي قرار نگيرند.
6 ـ برحذرداشتن فرماندهان از اين‌كه هيچ بيگانه‌ و ناشناخته‌اي را در سپاه اسلام راه ندهند كه مبادا جاسوس باشد.
7ـ دستور دادن فرماندهان به اين‌كه در حركت و توقف، جوياي حال سپاهيان باشند و برخي را جلوتر از بعضي ديگر نفرستند.
8 ـ دستور دادن اميران به اين‌كه منش و گفتار خوبي با سپاهيانشان در پيش بگيرند.(15) 
استراتژي عمومي ابوبكر صديق(رض) براي فرماندهي لشكرها در موارد زير خلاصه مي‌شود:
1ـ همكاري و رابطه‌ي تنگاتنگ لشكرهاي مختلف به گونه‌اي بود كه با وجود استقلال فرماندهي لشكرها و دوري مناطق عملياتي هر يك از لشكرها از يكديگر، فعاليت تمام آن‌ها تحت يك فرماندهي كل قرار گرفته بود و خليفه در مدينه، جريان پيكار و نبرد مسلمانان را فرماندهي مي‌كرد؛ علاوه بر اين، چگونگي ارتباط و پيوست لشكرها با هم و يا جدايي و پراكندگي آن‌ها از هم به عنوان يك استراتژي نظامي و عملياتي، بيان‌گر پيوستگي و رابطه‌ي تنگاتنگ لشكرها با يكديگر مي‌باشد.
2ـ ابوبكر صديق(رض) براي حفظ مدينه‌ي منوره ـ مركز خلافت ـ نيروي ويژه‌اي را بكار گرفت و در اين‌باره با بزرگان صحابه نيز مشورت و رايزني كرد و از آنان خواست تا او را در سياست‌هاي راهبردي خليفه در جريان جنگ و اداره‌ي امور راهنمايي كنند.
3ـ ابوبكر صديق(رض) از مسلماناني كه درميان قبايل مرتد بودند، كار گرفت. او، براي بكارگيري مسلمانان تمام قبايل در رويارويي با جريان ارتداد از يك‌سو به فرماندهان لشكري دستور داد تا در مسير حركتشان به سوي مناطق عملياتي، مسلمانان قبايل مختلف را همراه خود كنند و از ديگر سو فرمان داد كه برخي از اين مسلمانان، به عنوان نيروهاي پشتيباني، در مناطق خود بمانند و از مناطق تحت كنترل خود، در برابر حملات احتمالي مرتدها، دفاع كنند.
4ـ ابوبكر صديق(رض) براي عملياتي كردن برنامه‌هاي جهادي خود بر ضد مرتدها، حيله‌هاي جنگي و غافل‌گيرانه‌اي در پيش گرفت؛ ابوبكر صديق(رض) در گسيل لشكرها با حفظ اسرار و برنامه‌هاي نظامي خود به‌گونه‌اي هشيارانه و محتاط عمل مي‌كرد كه مقصد لشكرها، همواره پوشيده بود و سبب مي‌شد تا دشمن غافل‌گير شود.(16)  چگونگي فرماندهي ابوبكر صديق(رض) در جريان جنگ‌هاي ارتداد، بيان‌گر دانش و پختگي سياسي ابوبكر(رض) و تجربه‌ي عملي و كارآزمودگي آن بزرگوار مي‌باشد كه نصرت و ياري خداوند متعال را به همراه داشت.
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) زمر – آيه‌ي30؛ يعني: «(اي محمد! هيچ كسي ازواقعه‌ي مرگ، مستثني نيست و) تو هم مي‌ميري و آنان نيز مي‌ميرند.»
2) انبياء – آيه‌ي34؛ يعني: «ما براي هيچ انساني پيش از تو زندگي جاويد و هميشگي نگذاشتيم؛ (بلكه هر كسي مي‌ميرد) پس اگر تو بميري، آيا ايشان (يعني كساني كه مرگت را پايان كار اسلام مي‌دانند) جاودانه مي‌مانند؟!»
3) آل‌عمران – آيه‌ي144؛ يع