ه والنهایه 3/388
6) البدایه والنهایه 3/311
7) التاریخ الاسلامی، حمیدی (4/181)
8) مسند احمد ش182 و سند آن بر اساس شرط شیخین صحیح است.
9) صحيح السيرة النبوية: علي ص259.
10) صحيح السيرة النبوية ص260 .
11) السيرة النبوية، عرض واقع وتحليل أحداث للصّلابي ص868 .روز اول جنگ قادسیه معروف به ارماث است. سعد در این روز خطاب به ســپاه خــود کــه بی صبرانه منتظر حمله بودند گفت: هیچ کس از جای خود تکان نخورد. قبل از هر چیز باید نماز ظهر را بخوانید. آن‌گاه من یکبار تکبیر می‌گویم. شما نیز یکصدا تکبیر بگویید و آماده شوید. و با تکبیر دوم نیز یکصدا تکبیر بگویید و کاملاً آماده شوید و با تکبیر سوم من، تکبیر بگویید و سواران و دلاوران پیشتاز دیگران را تحریک نمایند و با تکبیر چهارم همه با هم به سپاه دشمن حمله کنید و این جمله را ورد زبان سازید «لا حول و لا قوه الا بالله»(1) 
وقتی سعد از نماز ظهر فارغ شد به غلامی که از جانب عمر(رض) در رکاب وی بود، دستور داد تا سوره‌ی انفال را تلاوت کند که حاوی آیه‌های جهاد است. قاریان به طور دسته جمعی سوره‌ی انفال را تلاوت کردند و ترنم آیه‌های جهاد شور و احساس عجیب و آرامش وصف ناپذیری در سپاهیان اسلام به وجود آورد. (2) 
پس از قرائت قاریان، سعد تکبیری سر داد و مردم نیز در پاسخ تکبیر او، یکصدا تکبیر گفتند و بعد از آن تکبیر دوم را گفت و با تکبیر سوم قهرمانانی از هر دو سپاه به میدان رفتند و مبارزه‌ی تن به تن شروع شد. در این مبارزه قهرمانان سپاه اسلام امثال غالب بن عبدالله اسدی، عاصم بن عمرو تمیمی، عمرو بن معدی کرب زبیدی و طلیحه بن خویلد اسدی از خود رشادت نشان دادند و تنی چند از سران سپاه دشمن را کشته و اسیر کردند و در این مبارزه هیچ فردی از مسلمانان کشته نشد، زیرا مبارزه‌ی تن به‌ تن یکی از تاکتیکهایی است که‌ تنها پهلوانان از فنون آن آگاهی دارند، گفتنی است که‌ مبارزه‌ی تن به‌ تن به‌ گروه‌ پیروز شده‌ ارج می‌نهد و به‌ حماست آن‌ها می‌افزاید و مقام شکست خوردگان را پایین آورده‌ و روحیه‌ی آنان را با شکست مواجه‌ می‌سازد و مسلمانان نیز همواره در مبارزه‌ی تن به تن پیشگام بودند، از این‌رو باید گفت که‌ تنها آنان هستند که‌ از این ‌نوع مبارزه‌ بهره‌ می‌برند(3)  و در حالی که‌ مسلمانان انتظار تکبیر چهارم را می‌کشیدند، قیس بن حذیم بن جرثومه‌ رییس جنگجویان بنی نهد به‌ پا خواسته‌ و فریاد برآورد: این بنی‌نهد به‌ پیش روید، زیرا از این رو به‌ نهد نامیده‌ شده‌اید تا سینه‌هایتان را جلو اندازید، خالد بن عرفطه‌ جلو آنان آمد و گفت: به‌ خدا سوگند حق ندارید جلو بروید و باید منتظر فرمان کس دیگری باشید و به‌ تکبیر او حرکت نمایید.(4)
ـ رستم دستور جنگ می‌دهد
هنگامی که رستم اذعان کرد که مسلمانان در جنگ تن به تن پیروز هستند، در راستای تکمیل فرمان رهبرشان قدم ننهادند که‌ مبارزه‌ی تن به‌ تن را به‌ پایان برسانند، بلکه‌ به دسته‌ای از نیروهایش دستور داد که‌ به بخشی از سپاه اسلام حمله‌ کنند که‌ قبیله‌ی بجیله‌ و همراهانش در آن سپاه بودند، این حمله‌ جالب توجه‌ می‌باشد، زیرا فارسها نیمی از لشکرشان را به‌ طرفی گسیل دادند که‌ تنها تعداد اندکی از مسلمانان در آن طرف قرار گرفته‌ بودند، و این بیانگر تلاش آن‌ها در راستای قطع مبارزه‌ی تن به‌ تنی بود که‌ در آن با شکست مواجه‌ شده‌ بودند. این دسته که سیزده فیل به همراه داشت و در رکاب هر فیلی 4 هزار نیروی پیاده و اسب سوار همراه بود به طایفه بجیله که بخشی از نیروهای سپاه اسلام بودند، هجوم برد. 
أ- سعد به‌ اسد دستور می‌دهد که‌ از بجیله‌ دفاع کند
وقتی سعد از موقعیت لشکر بجیله‌ اطلاع یافت، طایفه بنی اسد را به کمک طایفه بجیله فرستاد و به‌ آنان خاطر نشان ساخت که‌ از بجیله‌ و همراهانش دفاع کنید، از این‌رو طلیحه‌ بن خویلد، حمال بن مالک، غالب بن عبدالله‌ و ربیل بن عمرو همراه لشکرشان به‌ کمک بجیله‌ شتافتند. معرور بن سوید و شقیق می‌گوید: به‌ خدا سوگند طوری با آن‌ها جنگیدند که‌ مدام بر آن‌ها ضربه‌ وارد می‌کردند و فیلها را از بجیله‌ دور ساختند و آن‌گاه که‌ یکی از پهلوانان آن‌ها به‌ طرف طلیحه‌ بیرون آمد و او را به‌ مبارزه‌ طلبید، طلیحه‌ بسیار سریع او را به‌ قتل رساند، و هنگامی که‌ فارسها از پیکار لشکر بنی‌اسد با پیلهایشان اطلاع یافتند، مسلمانان را غافلگیر نمودند و با تیرهایشان به‌ طرف آنان تیراندازی کردند و آن‌ها به فرماندهی دو تن از قهرمانان ایرانی به نام جالینوس و ابروبند می‌جنگیدند، مبارزه کردند و از خود رشادت نشان دادند. گفتنی است که‌ هنوز سعد تکبیر چهارم را نگفته و حمله عمومی‌آغاز نكرده بود؛ در همین اثناء سعد تکبیر چهارم را سر داد و حمله‌ی عمومی ‌آغاز گردید و فیل سواران از هر سو بر سپاه اسلام هجوم آوردند و اسبان عربی را دچار ترس و اضطراب نمودند. 
ب- سعد از بنی‌تمیم می‌خواهد نقشه‌ای برای فیلها ارائه‌ دهند
سعد، عاصم بن عمرو تمیمی را فرا خواند و گفت: ای بنی تمیم! مگر شما دارای اسب و شتر نبوده‌اید؟ چاره‌ای برای این فیلها بیندیشید. عاصم گروهی از تیراندازان قومش را فرا خواند و به آن‌ها مأموریت داد تا فیل سواران را هدف قرار بدهند و به گروهی دیگر دستور داد تا تنگ زین حیوان را قطع کنند و با این تدبیر توانستند همه فیلان حاضر در میدان را خلع سلاح بکنند و فیل سواران را به زمین بیندازند. آن روز تا غروب آفتاب و حتی بخشی از شب جنگیدند. سپس هر دو سپاه به مقر خود بازگشتند و بدین صورت نخستین روز جنگ که معروف به یوم ارماث گردید پایان یافت. گفتنی است که‌ در آن روز پانصد نفر از بنی اسد به شهادت رسید.(5) 
ج ـ موضع گیری قهرمانانه طلیحه بن خویلد
پیامی که سعد به طایفه‌ی بنی اسد فرستاد کارساز واقع شد و طلیحه بن خویلد اسدی خطاب به افراد قبیله‌ی خود گفت: ای افراد قبیله‌ی من! این را بدانید که اگر او کسی دیگر را شایسته‌تر از شما سراغ می‌داشت از آنان کمک می‌طلبید. پس با همه‌ی توان بر دشمن یورش برید و مانند شیران جنگی آن‌ها را پاره کنید، چرا که اسم طایفه‌ی شما شیر است. پس، پیشروی کنید و به عقب بر نگردید و با توکل خدا عرصه را بر دشمن تنگ نمایید.(6) 
سخنان خویلد جای خود را در دلهای تک تک افراد بنی‌اسد باز کرد، با توجه‌ به‌ اینکه‌ به‌ نیرویی فعال تبدیل شدند و به‌ تنهایی شدت جنگ را به‌ عهده‌ گرفتند و در راه اسلام رشادت نمودند، تا اینکه‌ بنوتمیم به‌ کمک آن‌ها شتافتند و تا پایان آن روز پانصد شهید را تقدیم نمودند(7) . این رشادت بنی اسد باعث تشویق و تحول طوایف دیگر نیز گردید، چنان که اشعث بن قیس به افراد طایفه‌ی خود گفت: آفرین بر بنی اسد! به راستی آن‌ها شگفتی آفریدند و صفوف دشمن را متلاشی کردند (شما نیز همانند آن‌ها عمل کنید) چنان که طایفه‌ی کنده نیز به جای موضع‌گیری دفاعی به هجوم روی آوردند و مجوسیان را وادار به عقب نشینی کردن