ه نیات من پی ببرید، زیرا عمل و رفتار من باید آموزش دهنده باشد. 
به خدا سوگند من پادشاهی نیستم که شما را به بردگی بکشانم، بلکه من بنده‌ای از بندگان خدا هستم که خداوند امانتهایی به من سپرده است، اگر خود را عفیف نگه دارم و آن‌ها را در میان شما تقسیم نمایم و آسایش شما را فراهم کنم، خوشبخت خواهم شد؛ اما اگر این اموال را از شما دریغ کنم و خود از آن بهره‌مند شوم، بدبخت خواهم گردید. گرچه برای کوتاه مدت در آسایش خواهم بود، اما در تاوان آن باید مدتهای مدیدی در رنج و مصیبت به سر کنم.(1) 
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ الطبري (4/ 409).سعد طی نامه‌ای دیگر رأی امیرالمؤمنین را در مورد اعراب عراق جویا شد که قبلاً با مسلمانان هم پیمان شده بودند اما به موجب این که متوجه ضعف لشکر اسلام شدند، عهد شکنی کردند و به تعهدات خویش عمل ننمودند.
امیرالمؤمنین پس از قرائت نامه‌ی سعد، به ایراد سخن پرداخت و گفت: هرکس بر اساس هوا و هوس و معصیت عمل نماید هیچ بهره‌ای نخواهد برد و تنها به‌ خود آسیب می‌رساند، اما کسی که بر اساس سنت پیامبرو دستور شریعت الهی گام بر می‌دارد، موفق خواهد شد و پاداش تلاش خود را خواهد دید. چنان که خداوند می‌فرماید: 
(وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَدًا) الكهف: ٤٩ 
«آنچه را كه كرده‌اند حاضر و آماده مي‌بينند. و پروردگار تو به كسي ظلم نمي‌كند. (چرا كه پاداش يا كيفر، محصول اعمال خود مردمان است)».
لشکر اسلام پیروز شده است و در این میان کسانی هستند که قبلاً با مسلمانان هم پیمان بوده‌اند، ولی بخشی از آنان مدعی‌اند که از روی اجبار نقض عهد نموده‌اند یا به سپاه دشمن پیوسته‌اند و یا به گوشه‌ای دیگر پناه برده‌اند، اکنون سؤال من این است که‌ رأی شما در مورد این گروهها چیست؟ آن‌ها هر کدام به نوبه ی خود، در مورد گروههای فوق اظهار نظر کردند و امیرالمؤمنین (رض) نتیجه‌ی نهایی این نشست را طی نامه‌ای به سعد نوشت و فرستاد.(1) 
آنچه که در این خطبه به دست می‌آید: 
ـ همین طور که ملاحظه کردید عمربن خطاب طبق روال همیشگی به آن همه علم و تـجربه و قاطعیت در تصمیم گیری در اینجا نیز از شورا به عنوان یک اصل اسلامی استفاده کرد و همین امــر باعث موفقیت ایشان در مدیریت کلان جامعه شده بود.
ـ استفاده از پیش گفتاری در مورد اخلاص نیت و عدم پیروزی از خواهشات نفسانی و لازم گرفتن منهج و سنت رسول خدا تا اهل شورا کاملاً با رعایت موازین اسلامی اظهار نظر نمایند و بر منهجی پایداری ورزند که‌ سنت پاک پیامبر(ص) می‌باشد، و هر کس چنین رفتار نماید از لغزش مصون می‌ماند و حق را اصابه‌ می‌کند و پاداش الهی را کسب خواهد کرد.(2)  
آن‌گاه امیرالمؤمنین نتیجه‌ی نهایی به دست آمده از شورا را طی نامه‌ای این گونه برای سعد شرح داد: اما بعد: باید دانست که خداوند گهگاهی در برخی امور تخفیفی قایل شده است جز در دو چیز که عبارت‌اند از عدل و ذکر خدا. ذکر که در هیچ حالی تعطیل نمی‌شود و عدل نیز همواره باید در مورد همگان به اجرا در بیاید .
پس در مورد آن دسته از اعراب عراق که به عهد خویش با شما وفا نموده و علیه شما دشمن را یاری نداده‌اند وفادار بمانید و از آنان همچنان جزیه وصول کنید. و اما در مورد کسانی که می‌گویند دشمن آن‌ها را مجبور به نقض عهد و همکاری با خود کرده است، اختیار دارید که سخن آن‌ها را بپذیرید یا رد کنید و اگر نپذیرفتند پس صلح را تمام شده بدانید و آن‌ها را به جای امنی منتقل کنید.(3) 
این برخورد عمر(رض) با اعراب فراری، دارای درسها و فواید بی شماری است از جمله این که رعایت عدل و انصاف در حکومت داری پایه‌ي اصلی ثبات یک حکومت و باعث گسترش امن و آرامش در جامعه خواهد بود. البته این معامله‌ای بود با آن‌ها در دنیا و اما در آخرت ستمگران راه فراری از عذاب الهی نخواهند داشت، چرا که خداوند ممکن است از حق خویش بگذرد و بنده را مورد عفو و بخشش قرار دهد، اما در مورد حق بندگان قضیه این گونه خواهد بود که ستمگر و ستمدیده در کنار یکدیگر قرار خواهند گرفت و با هم تسویه حساب خواهند کرد. 
و اما ذکر و یاد الهی همیشه باید بر زندگی یک فرد مسلمان سایه افکند و همواره با زبان، قلب و اعضای بدن به یاد خدا باشد و در مورد به دست آوردن رضایت او بیندیشد و سخن بگوید و عمل نماید و بزرگترین آرزویش اقامه‌ي ذکر خدا در زمین باشد در آن صورت است که خداوند انسان را از فتنه‌ها در امان خواهد داشت.
سعد و همراهانش توجیهات امیرالمؤمنین را در مورد فراریان به اجرا گذاشتند و آن‌ها را به خانه و کاشانه‌يشان بر گردانیدند و بدین صورت نمونه‌ای از رأفت و رحمت اسلامی‌ ارائه دادند و دیری نگذشت که این برخورد کریمانه، باعث تألیف قلوب آنان شد و سخت شیفته‌ی اسلام و مسلمانان گشته و به تدریج مسلمان شدند.(4) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ الطبري (4/ 410).
2) التاريخ الإسلامي (10/ 485).
3) تاريخ الطبري (4/ 410).
4) التاريخ الإسلامي (10/ 487).عمر(رض) به سعد دستور داد تا خمس غنایم به دست آمده در قادسیه را در میان مجاهدین تقسیم نماید، ایشان نیز حسب دستور عمل نمود. و این اجتهاد عمر(رض) نیز همانند اجتهاد وي در واگذاری زمینهای سواد عراق به دست صاحبشان، بسیار به جا و مفید واقع گردید. عمر(رض) این کار را به خاطر قدردانی و تشویق مجاهدین جان برکف اسلام انجام داد و مصالح علیای دولت مقتضی آن بود.(1)  
همچنین خلیفه، چهار عدد اسب و چهار شمشیر به عنوان مدال قهرمانی برای کسانی که بیشترین رشادتها را در جنگ نشان داده بودند، نزد سعد فرستاد؛ سعد نیز شمشیرها را این‌گونه‌ تقسیم نمود: سه‌ عدد از آن‌ها را به‌ حمّال بن مالك، ربيل بن عمرو بن ربيعة واليين وطليحة بن خويلد از بنی اسد داد و شمشیر چهارمی را تقدیم عاصم بن عمرو تمیمی‌نمود، و اسبها را این گونه‌ تقسیم نمود: یکی به‌ قعقاع بن عـرو تمیمی و سه‌ اسب باقیمانده‌ را به‌ یربوعیها در مقابل جان‌افشانیهایشان در واقعه‌ی شامگاه روز اغواث، داد. ایشان از میان قبایل مختلف افرادی را در نظر گرفت و جوایز امیرالمؤمنین را به آن‌ها تحویل داد.(2)  
بدین صورت عمربن خطاب نیروهای خود را تشویق می‌نمود و استعدادهای آن‌ها را برای رسیدن به اهداف بزرگ شکوفا می‌ساخت.
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) أمير المؤمنين عمربن الخطاب الخليفة المجتهد للعمراني ص163.
2) خلافة الصديق والفاروق للثعالبي ص253.زهره پس از این که فراریان فارسی را تعقیب نموده و جالینوس (فرمانده‌ی معروف ایرانی) را به قتل رسانیده بود در حالی برگشت که ساز و برگ نظامی جالینوس را پوشیده بود اسرای ایرانی آن ساز و برگ را شناخته و به سعد گفتند: این ساز و برگ جالینوس است. سعد رو به زهره کرد و پرسید: آیا در کشتن او کسی دیگر به تو کمک کرد؟ زهره گفت: آری خدا به من کمک کرد. گفتنی است که‌ زهره از قهرمانان بنام و از م