و بن عاص نامه‌ای نوشت و او را به پایان دادن محاصره فرا خواند و فتح شهر را محال قلمداد کرد.(6) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) حروب القدس 36
2) تاريخ الطبري (4/433).
3) حروب القدس: 37
4) حروب القدس 38
5) همان.
6) همان.طارق بن شهاب می‌گوید: عمربن خطاب(رض) گفت: ... رسول خدا(ص) برای ما از آغاز آفرینش سخن گفت تا آن که سخنش پیرامون دخول بهشتیان به بهشت و دوزخیان به دوزخ، پایان یافت؛ برخی، این سخنان را به خاطر سپردند و بعضی هم فراموش کردند.(1)
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاری، کتاب بدء الخلق. ش 3192بزرگ رومیان به عمرو بن عاص چنین نوشت: تو دوست و همانند من هستی. جایگاه تو نزد قومت شبیه جایگاه من نزد قومم می‌باشد. به خدا سوگند که پس از فتح اجنادین توان فتح هیچ بخشی از فلسطین را نخواهی داشت، پس بهتر است برگردی و مغرور نشوی و اگر نه همانند دیگران شکست خواهی خورد.(1) 
عمرو در جواب نامه‌ی بزرگ رومیان خاطرنشان کرد که این دیار به دست او سقوط خواهد کرد. وقتی بزرگ رومیان نامه‌ی عمرو را قرائت کرد خندید و گفت: کسی که بیت المقدس را فتح خواهد کرد مردی به نام عمر است نه عمرو. نامه‌رسان این عکس العمل او را به عمرو بن عاص منتقل کرد. عمرو فهمید که منظور ارطبون عمربن خطاب، خلیفه مسلمانان است. بنابراین فوراً پیکی به سوی امیرالمؤمنین فرستاد و او را در جریان سخنان ارطبون گذاشت و افزود که من این جریان را با نبرد سختی به پایان خواهم رساند و شهرهای زیادی را برای تو تصاحب خواهم نمود، لطفاً اگر نظر و پیشنهادی داری از ما دریغ مکن. عمربن خطاب پس از شور و رایزنی با گروهی از مسلمانان عازم دیار شام شد و علی بن ابی طالب را به عنوان جانشین خود بر مدینه گمارد و در مکانی به نام جابیه فرود آمد و سران ایلیاء نزد او رفتند و بر پرداخت جزیه صلح امضاء کردند و شهر را تسلیم ایشان نمودند.(2) 
--------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری (4/433)
2) همان.درباره‌ی محاصره‌ی شهر قدس، طبری بیش از یک روایت نقل کرده است از جمله ذکر نموده که عمرو بن عاص آن‌را در محاصره‌ی خویش در آورد. و در روایت دیگری گفته است علت آمدن عمر(رض) به شام این بود که ابوعبیده به بیت المقدس آمد. ساکنان آن‌جا از او خواستند که بر اساس پیمان صلح با دیگر شهرهای شام با آنان نیز مصالحه نماید. ولی به شرطی که عمربن خطاب (رض) شخصاً متولی پیمان صلح باشد. ابوعبیده طی نامه‌ای این مطلب را به سمع خلیفه رسانید. خلیفه، علی (رض) را جانشین خود در مدینه قرار داد و خود با همراهی نیروی کمکی برای رزمندگان مسلمان مستقر در شام، عازم آن دیار گردید. 
ابن اثیر نیز دو روایت مشابه با روایتهای فوق طبری نقل کرده است.(1)  اما واقدی جریان محاصره‌ی شهر قدس و مذاکره با امیرالمؤمنین را به ابوعبیده نسبت داده است. او می‌گوید: 
ابوعبیده سی و پنج هزار جنگجوی تحت رهبری هفت نفر از فرماندهان خود، جهت فتح بيت المقدس اعزام نمود که عبارت بودند از: خالد بن ولید، یزید بن ابی سفیان، شرحبیل بن حسنه، مرقال بن هاشم بن ابی وقاص، مسیب بن نجیه فزازی، قیس بن هبیره مرادی و عروه بن مهلل بن یزید. در رکاب هر یک از این فرماندهان پنج هزار جنگجو قرار داشت و آن‌ها یکی بعد از دیگری طی هفت روز اعزام شدند و خود پس از چند روز جنگ به آن‌ها پیوست. همچنین واقدی می‌نویسد که اهل ایلیاء نزد ابوعبیده آمدند و به او پیشنهاد صلح دادند ولی مشروط به این که متولی صلح خلیفه‌ی مسلمانان؛ عمربن خطاب باشد. سپس واقدی روایت مشابهی با روایتهای طبری و ابن اثیر ذکر کرده و نوشته است که ابوعبیده طی نامه‌ای جریان را به خلیفه نوشت و خلیفه به بیت المقدس آمد و در ورودی شهر با پیشوای قوم ملاقات کرد. او گفت: به خدا سوگند ما علایم این شخص را به عنوان فاتح بیت المقدس در کتابهای خود خوانده‌ایم و تردیدی نداریم که او همان شخص است.(2)  
سپس نزد قوم خود برگشت و جریان را با آن‌ها در میان گذاشت. آن‌ها از محاصره به تنگ آمده بودند به سرعت نزد عمربن خطاب رفتند و از او امان طلبیدند و با قرار ادای جزیه، صلح نمودند.(3) 
ولی ما این روایت واقدی را بعید می‌دانیم، زیرا زمانی که عمرو بن عاص قدس را محاصره کرده بود، سایر فرماندهان مسلمان پس از نبرد یرموک و فتح دمشق و فحل، و بلاد مختلف شام با کسب پیروزی و غنیمت پیش می‌رفتند. چنان که ابوعبیده و خالد، مناطق حمص، حماه، قنسرین و حلب را در نوردیده، راه ساحلی شام به سوی جنوب را در پیش گرفتند و بر انطاکیه، لاذقیه وعرقه تسلط یافتند. و از طرفی یزید بن ابی سفیان بیروت تا صیدا و عسقلان تا صور را در نوردید.(4)  و اما بلاذری در روایتی می‌گوید که عمرو بن عاص پس از فتح رفح، قدس را در محاصره‌ی خویش در آورد و ابوعبیده پس از فتح قنسرین و حومه در حالی به او پیوست که شهر ایلیاء یعنی بیت المقدس را محاصره کرده بود.(5)  و می‌افزاید که ساکنان ایلیاء از ابوعبیده خواستند تا بر اساس صلح‌نامه سایر شهرهای شام با آنان مصالحه نماید مشروط بر این که خود عمربن خطاب متولی قرارداد صلح باشد. ابوعبیده این مطلب را طی نامه‌ای به اطلاع عمر(رض) رسانید. عمر(رض) نیز پذیرفت و راهی دیار شام گردید و در جابیه‌ی دمشق فرود آمد و بعد از آن به سوی ایلیاء رفت و با اهل آن مصالحه نمود واین جریان در سال 17 هـ اتفاق افتاد. بلاذری می‌‌افزاید: در مورد فتح ایلیا روایت دیگری نیز نقل شده است.(6)  البته ما ضمن ترجیح دادن روایت نخست طبری مبنی بر این که محاصره‌ی قدس به دست عمرو بن عاص پایان پذیرفت و نه به دست ابوعبیده، این مطلب را دور از واقعیت نمی‌پنداریم که ابوعبیده در جابیه‌ی دمشق به خلیفه بپیوندد و به عنوان فرمانده‌ی کل نیروهای نظامی شام با ایشان در مورد فتح قدس به گفتگو بپردازد، چرا که عمربن خطاب، سایر فرماندهان آن ناحیه را به جابیه فراخواند و در مورد فتح قدس با آنان به مشورت پرداخت.(7)  چنان که ابوعبیده همراه با یزید و شرحبیل فرماندهان بزرگ مسلمانان در این مصالحه حضور به هم رسانید.(8)  البته در صلح نامه، اسم ایشان به عنوان امضاء کننده، ذکر نشده است، اما اسامي بزرگوارانی همچون عمرو بن عاص، معاویه و خالد بن ولید قید شده است و این می‌تواند دلیل این امر باشد که ابوعبیده فرماندهی نیروهای محاصره کننده‌ی شهر قدس را به عهده نداشته است، بلکه عمرو عهده‌دار این مسئولیت بوده است.(9) 
----------------------------------------------------------------------------------------
1) حروب القدس ص40
2) فتوحات الشام (1/213ـ 225)
3) حروب القدس 40
4) حروب القدس 41
5) فتوح البلدان (1/188-189).
6) همان (1/189).
7) تاریخ طبری (4/431)
8) حروب القدس ص41 .
9) حروب القدس ص42 .متن صلح نامه آن طور که طبری نقل کرده است چنین می‌باشد: 
بسم الله الرحمن الرحیم
این معاهده‌ای است که بر اساس آن بنده‌ی خدا عمربن خطاب به اهل ایلیاء امان مالی و جانی داده است، همچنین عبادتگاه‌ها و صلیب آنان و سایر ملتهایشان در امان خواه