ن اجازه‌ی پیامبرت خلیفه تعیین کردم و هدفی جز اصلاح امور مسلمانان نداشتم و ترسیدم که مبادا دچار فتنه و اختلاف بشوند و در این مورد رایزنی کردم و بهترین فردی را که بیش از همه شیفته رشد و هدایت آنان بود برگزیدم و اکنون حال من بر تو مخفی نیست و فرمان شما در مورد من به‌ انجام رسیده‌ است. پس بعد از من او را بهترین جانشینم قرار ده.(11) 
سپس ابوبکر بعد از اینکه‌ اطمینان خاطر حاصل کرد و با هیچ گونه‌ آثار منفی روبرو نشد، عهدنامه‌ را امضا کرد و عثمان را موظف به خواندن آن کرد و دستور داد که قبل از اینکه‌ وفات کند برای عمر(رض) بیعت بگیرد. آن‌گاه عثمان در مقابل مردم ایستاد و گفت: آيا شما با کسی که نامش در این عهدنامه نوشته شده است، بیعت می‌کنید؟ همه گفتند: بلی. آن‌گاه او عهدنامه را خواند و همه‌ بدان رضایت دادند.(12)  سپس همه‌ی مردم به‌ عمر(رض) رویی آوردند و به‌ او بیعت دادند.(13)  سپس ابوبکر با عمر(رض) خلوت کرد و او را به آن‌چه‌ لازم می‌دانست وصیت نمود. ازآن جمله این که به ایشان گفت: ای عمر! از خدا بترس و بدان که برخی از اعمال باید در شب انجام گیرند و خداوند آن‌ها را در روز قبول نمی‌کند و همچنین برخی اعمال باید در روز انجام گیرند که در شب قبول نمی‌شوند و خدا هیچ عبادت نفلی را نمی‌پذیرد مگر بعد از این که فرائض را انجام دهی. و بدان که‌ فردا ترازوی اعمال افراد با پیروی از حق سنگین و با عدم پیروی از آن سبک می‌شود و افزود که خداوند از بهشتیان و اعمال آن‌ها در مورد دوزخیان و اعمال آن‌ها سخن گفته است اگر همواره این چیزها را مدنظر داشته باشی با ترس و امید زندگی خواهی کرد نه از رحمتهای الهی ناامید خواهی شد و نه زیادی به بخشش وی مغرور خواهی گشت. ای عمر! اگر این وصیت مرا به خاطر داشته باشی و بر آن عمل کنی، بزرگترین آرزویت مرگ و رفتن از این دنیا خواهد بود.
عمربن خطاب (رض) بعد از وفات ابوبکر(رض) بلافاصله به‌ عنوان خلیفه‌ی مسلمانان امور خلافت را به دست گرفت.
برای یک پژوهشگر زندگانی صدیق روشن می‌شود که ایشان انتخاب خلیفه را حق مردم می‌دانست و در راستای کاندید عمر از هیچ‌گونه‌ قدرتی استفاده‌ نکرد، غیر از اینکه‌ به‌ رضایت اغلب مردم استناد نمود؛ چنان که خطاب به سران صحابه و جمع حاضر در مسجد گفت: برای خود خلیفه‌ای تعیین کنید. آن‌ها در پاسخ قضیه‌ را به‌ او واگذار نمودند و گفتند: نظر ما تابع نظر شما است(14) . لازم به‌ ذکر است که‌ ابوبکر تا بعد از رایزنی با بزرگان اصحاب هرگز کسی را کاندید ننموده‌ بود، اما بعد از اینکه‌ به‌ اتفاق آرای آنان پی‌ برد، کاندیداتور خود (عمر) را معرفی نمود، از این‌رو، کاندید عمر از جانب ابوبکر بعد از جمع آوری آراء و نظرات بزرگان اصحاب به‌ انجام رسید، باید این را نیز افزود که‌ کاندید عمر برای أخذ این پست دولتی تنها از طریق تأیید مردم صورت می‌گیرد، زیرا خلیفه‌ به‌ عنوان وکیل مردم در امورات دخالت می‌کنند، بنابراین لازم است که‌ مسایل حساس و کارآمد به‌ رضایت اصل (مردم) بازگردانده‌ شود. پس ایشان بعد از رایزنی درمورد عمر(رض) به آن‌ها گفت: آیا به انتخاب من راضی خواهید شد؟ به‌ خدا سوگند من نهایت تلاش خود را نموده‌ام و در میان بستگان خود کسی را کاندید ننموده‌ام، بعد از آن بود که ایشان جانشینی عمر(رض) را اعلان کرد و گفت: همه از او حرف شنوی داشته و اطاعت کنید. آن‌ها نیز پذیرفتند و کسی اعتراض ننمود(15) . پس در واقع انتخاب عمر(رض) توسط یک فرد نبود بلکه انتخاب او توسط همه‌ی امت انجام گرفت بدین صورت که سران صحابه، به ابوبکر وکالت دادند.
پس عمر(رض) توسط شورای حل و عقد انتخاب گردید که به نمایندگی همه‌ی امت در مجلس خلیفه حضور داشت(16) .
واقعیت این است که‌ اقدامات ابوبکر در راستای انتخاب خلیفه‌ از چهارچوب شوری بیرون نمی‌رود، هرچند که‌ نحوه‌ی برگزاری آن با نحوه‌ی انتخاب ابوبکر تفاوت داشت.(17)  آری بدین‌صورت خلافت و جانشینی عمر توسط شورا آغاز گردید و سپس اجماع مسلمانان بر آن مهر تأیید زد. چرا که هیچ فردی با خلافت ایشان اظهار مخالفت ننمود و تا پایان دوران خلافتش، امت اسلام به معنی واقعی کلمه یکپارچه می زیست.(18) 
----------------------------------------------------------------------------------------
1) البداية والنهاية (7/18)، تاريخ الطبري (4/238).
2) الكامل لابن الأثير (2/ 79)، التاريخ الإسلامي محمود شاكر ص101.
3) الکامل: ابن اثیر 2/79
4) تاريخ الإسلام للذهبي عهد الخلفاء ص66-117، أبو بكر رجل دولة ص99.
5) بخاری 3158.
6) بخاری 4683
7) مجمع الزوائد (10/ 268) صحيح الإسناد.
8) أبو بكر رجل الدولة ص 100.
9) مآثر الأنافة (1/ 49).
10) تاریخ طبری4/248
11) طبقات ابن سعد3/199
12) طبقات بن سعد (3/200).
13) دراسات في عهد النبوة والخلافة الراشدة للشجاع ص272 .
14) القيود الواردة على سلطة الدولة في الإسلام ص172 .
15) تاريخ الطبري (4/248).
16) أبو بكر الصديق، علي طنطاوي ص237 .
17) دراسات في عهد النبوة والخلافة الراشدة ص272 .
18) دراسات فی عهد النبوه والخلافه الراشده.1ـ در قرآن نصوصی وجود دارد که اشاره به حقانیت خلافت ابوبکر، عمر و عثمان(رض) و وجوب اطاعت از آن‌ها دارد، چنان‌که خداوند در مورد بادیه نشینان خطاب به‌ پیامبر(ص)می‌فرماید: 
(فَإِن رَّجَعَکَ اللّهُ إِلَى طَآئِفَةٍ مِّنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوکَ لِلْخُرُوجِ فَقُل لَّن تَخْرُجُواْ مَعِيَ أَبَدًا وَلَن تُقَاتِلُواْ مَعِيَ عَدُوًّا) التوبة: ٨٣ 
«هرگاه خداوند تو را (از جنگ تبوك) به سوي گروهي از آنان بازگرداند و ايشان از تو اجازه خواستند كه در ركاب تو به سوي جهاد حركت كنند، بگو: هيچ گاه با من به جهاد نخواهيد آمد و هيچ وقت همراه من با هيچ دشمني نخواهيد جنگيد (و اين افتخار نصيبتان نخواهد شد)».
سوره توبه که حاوی آیه‌ی فوق است بعد از غزوه ی تبوک نازل گردید(1)  که‌ سه‌ نفر از اصحاب در شرکت از آن جا ماندند و بعد از معذرت خواهی خداوند توبه‌ی آنان را پذیرفت، و بعد از آن رسول خدا(ص) تا وفات هیچ جنگ دیگری را دنبال نکرد. و خداوند فرمود: 
(سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْکُمْ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُوا کَلَامَ اللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا کَذَلِکُمْ قَالَ اللَّهُ مِن قَبْلُ) الفتح: ١٥ 
«بازپس‌ماندگان، هنگامي كه براي به دست آوردن غنایمي (كه خدا به شما داده است) بيرون رفتيد، خواهند گفت: بگذاريد ما هم همراه شما شويم (و در اين جهاد شركت كنيم). آنان مي‌خواهند سخن خدا را دگرگون كنند! (خدا وعده غنایم خيبر را تنها به شركت‌كنندگان سفر حديبيه اختصاص داده است و بس). بگو: شما هرگز همراه ما نخواهيد شد. پروردگارتان پيش از اين (مراجعت به مدينه) چنين فرموده است».
در این آیه تصریح شده است که اعراب بعد از تخلف در غزوه‌ی تبوک هرگز در رکاب رسول خدا نخواهند جنگید. 
سپس خداوند علت منع آنان از پیکار به‌ همراه رسول خدا را بیان داشته‌ است، آن‌جا که‌ می‌فرماید: 
(قُل لِّلْمُخَلَّفِينَ 