ا سخت پشیمان شد و ندامت خود را در قالب شعر زیبایی سرود.
از این داستان به میزان اجرای مساوات توسط عمرفاروق پی می‌بریم که در میان پادشاه و یک فرد عادی تفاوتی قايل نیست و این یک مساوات زنده و عملی بود نه یک شعار خالی.(24) 
آری عمر(رض) این گونه اصل مساوات را که ریشه در شریعت الهی دارد تطبیق داد و آن‌را در جامعه به صورت زنده و محسوس برقرار نمود. به گونه‌ای که نه عاطفه پدری توانست مانع اجرای آن شود و نه جایگاه ملی و دینی و سوابق شخصیتها.
بلکه مساواتی بود که همه، چه حاکم و چه محکوم، چه ظالم و چه مظلوم به صورت یکسان از آن برخوردار بودند. و در نتیجه‌ی اجرای این اصل اسلامی بود که در دوران خلافت راشده همه‌ی مسلمانان نسبت به یکدیگر احساس برابری و برادری می‌کردند و امتیازات جاهلی و طبقاتی‌ای که بر مبنای حسب و نسب به وجود آمده بود، رخت بر بست و هیچ قلدری چشم به مال و جان ضعیفی نمی‌دوخت و هیچ ضعیفی از ضایع شدن حق خود هراسی نداشت و همه از حقوقی مساوی برخوردار بودند. و این مساوات نور و آرامشی به وجود آورده بود که در همه جای دولت اسلامی‌ نمایان و محسوس بود.(25) 
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) فقه التمكين في القرآن الكريم للصلابي ص455.
2) تفسیر الرازی 10/141
3) نظام الحکم فی عهد الخلفاء الراشدین. حمد محمد الصمد ص 145
4) الوسطية في القرآن الكريم ‘ صلابي ص96.
5) المؤطا کتاب الأقضیه. ش2
6) الطبقات الكبرى لابن سعد (3/293 – 294).
7) طبقات کبرا، ابن سعد 3/293
8) وسطیه اهل السنه بین الفرق. محمد باکریم.ص 170
9) السیاسه الشرعیه ص 10
10) فقه التمكين في القرآن الكريم ص501.
11) همان
12) تاریخ طبری 4/98
13) مناقب امیر المومنین ابن جوزی. ص 101
14) همان
15) نظام الحكم في الشريعة والتاريخ الإسلامي (1/ 87).
16) نظام الحکم فی الشریعه والتاریخ الاسلامی. 1/87
17) مناقب امیر المومنین. ابن جوزی. ص 147
18) الخلفاء الراشدون ص243.
19) نظام الحكم في الشريعة والتاريخ الإسلامي (1/ 88).
20) مناقب امیر المومنین (ابن جوزی).ص 235
21) الخلافه الراشده والدوله الامویه. یحيی یحيی. ص 345
22) فن الحكم في الإسلام د. مصطفى أبو زيد ص475، 476.
23) ابن خلدون (2/281) به‌ نقل از: نظام الحكم للقاسمي (1/90).
24) فن الحکم فی الاسلام 477 
25) المجتمع الاسلامی دعائمه و آدابه. محمد أبو عجوه. ص 165<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:93.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:94.txt">1ـ آزادی دینی</a><a class="text" href="w:text:95.txt">2ـ آزادی نقل مکان و سیر و سیاحت و شغل</a><a class="text" href="w:text:96.txt">3ـ حق امنیت و حرمت مسکن و آزادی ملکیت فردی</a><a class="text" href="w:text:97.txt">4ـ آزادی بیان</a><a class="text" href="w:text:98.txt">5ـ رأی عمر(رض) د رمورد ازدواج با زنان اهل کتاب</a></body></html>می‌توان اصل آزادی را یکی از اصول کلی‌ای برشمرد که خلافت راشده بر آن استوار بود. این اصل، آزادی‌های عمومی مردم را در چارچوب شریعت تضمین می‌کرد. در واقع پیام آزادی بشریت، دعوتی بود که قبل از ساير مکاتب به اسلام آن پرداخت، و در طول تاریخ بشریت همتایی برای آن نخواهی یافت که‌ چنان گسترده‌ و وسیع به‌ این میدان پا نهاده‌ باشد. چنان که نخستین دعوت اسلام، دعوت به توحید و عبادت خدای یکتا است. و توحید یعنی آزادی کامل بشریت از بندگی نفس و شیطان و سایر مخلوقات دیگر. و اسلام آزادی را با همه‌ی مفاهیم آن شناسایی و عرضه کرد. چنان که امر به معروف و نهی از منکر از طرفی و عدم اجبار مردم به پذیرفتن دین، از طرف دیگر، بیانگر همین آزادی است. و گاهی آزادی به معنی رحمت و عدل و مساوات تبلور می‌یابد. چرا که هر یک از مبادی و اصلی که اسلام به آن فراخوانده است بدون آزادی تحقق پذیر نیستند. و اصل آزادی در دوران خلافت راشده، کمک بزرگی به گسترش قلمرو اسلامی و نشر دین مبین اسلام نمود. چرا که اسلام به انسانیت کرامت می‌بخشد. و او را وارد عالمی بزرگ و آزاد می‌نماید. و از طرفی در آن زمان، سیاست حاکم بر جهان زاییده‌ی نظام استبدادی فارس و روم بود که جز ظلم و استبداد و نابرابری چیز دیگری عاید ملتها نمی‌شد. به ویژه مخالفین سیاسی و اقلیتهای دینی با بدترین نوع ظلم و ستم و بی عدالتی مواجه بودند. به طور مثال: دولت روم، یعقوبیهای مصر و شام را تحت فشار قرار داد تا مذهب ملکانی (دین رسمی‌روم) را بپذیرند و مخالفین اجرای این طرح را در آتش انداخته، زنده زنده سوزانید. و این سنگدلان مردم را داخل کیسه‌های بزرگی گذاشتند که مملو از سنگ ریزه بودند و به اعماق دریاها فرستادند.
دولت فارس هم از رومی‌ها دست کم نداشت و کسانی را که پیرو آیین آسمانی بودند به ویژه مسیحیان را به بدترین نوع، شکنجه و آزار می‌داد. ولی در اسلام چه در زمان رسول خدا و چه در زمان خلفای راشدین همه‌ی مردم و پیروان ادیان مختلف از آزادی کامل برخوردار بودند(1)  که ما به نمونه‌هایی از آن در دوران خلافت عمرفاروق (رض) اشاره می‌کنیم: 
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) نظام الحكم في عهد الخلفاء الراشدين، حمد الصمد ص157، 158 .اصولا دین اسلام کسی را به پذیرفتن باورهای دینی اسلام مجبور نکرده و نمی‌کند، بلکه انسان‌ها را به تفکر در مورد خدا و مخلوقات و دین واقعی فرا می‌خواند و به پیروان خود دستور داده تا با مردم به نحو احسن در مورد دین اسلام گفتگو نمایند. چنان که خداوند می‌فرماید: 
(لاَ إِکْرَاهَ فِي الدِّينِ) البقرة: ٢٥٦ 
 «اجبار و اکراهی در (قبول) دین نیست» 
همچنین می‌فرماید: 
(فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاکَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْکَ إِلَّا الْبَلَاغُ ) الشورى: ٤٨ 
«اگر رویگردان شدند (غمگین مباش) چرا که ما تو را به عنوان مراقب و مواظب ایشان نفرستادیم بر تو رساندن پیام باشد و بس». 
و می‌فرماید: 
(ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ) النحل: ١٢٥
«(ای پیغمبر) مردمان را با سخنان استوار و به جا و اندرزهای نیکو و زیبا به راه پروردگارت فرا خوان و با ایشان به شیوه ی هر چه نیکوتر و بهتر گفتگو کن چرا که بی گمان پروردگارت آگاه تر (از همگان) به حال کسانی است که از راه او منحرف و گمراه می‌شوند و یا اینکه رهنمود و راهیاب می‌گردند».
همچنین خداوند می‌فرماید: 
(وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْکِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنزِلَ إِلَيْنَا وَأُنزِلَ إِلَيْکُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُکُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ) العنكبوت: ٤٦
«با اهل کتاب (یهود و نصاری) جز به روشی که نکوتر باشد بحث و گفتگو نکن، مگر با کسانی از ایشان که ستم کنند، بگویید: به تمام آن‌چه‌ از سوی خدا بر ما و برشما نازل شده است ایمان داریم معبود ما و شما یکی است، و ما تنها تسلیم و فرمانبردار او هستیم». 
و در این مورد آیات زیادی