ت: با اهوازیها و فارسها و اهل میسان مشغول باش. و طی دستوری، قطبه را نیز امر کرد تا به عتبه ملحق و تابع امر او شود. چنان که عتبه با سیصد سوار و قطبه نیز با همراهانش از طايفه‌ی بکر و تمیم رهسپار آن‌جا شدند. و در سال 14 هجری در آن‌جا اقامت گزیدند.(6)  دیری نگذشت که عتبه به عمر(رض) نامه‌ای نوشت و از او در مورد احداث شهری اجازه خواست. عمر(رض) به او اجازه داد و نوشت که در جایی به احداث شهر بپردازد که آب و چراگاه وجود داشته باشد. آن‌گاه عتبه همین مکان فعلی شهر بصره را انتخاب کرد و به عمر(رض) نوشت که من مکان سرسبزی را که در آن‌جا آب فراوان و نی وجود دارد برای این منظور انتخاب کرده‌ام.
عمر(رض) نیز به او دستور داد تا در مکان یاد شده رحل اقامت افکند. چنان که عتبه نیز در آن‌جا رحل اقامت افکند و مسجد و دارالاماره‌ی خود را از نی بنا کرد. و مردم نیز به ساخت و ساز منازل خود با نی پرداختند. وقتی به جهاد می‌رفتند، آن‌ها را تخریب می‌کرد و چون برمی‌گشتند دوباره می‌ساختند. تا این که در اثر آتش سوزی خانه‌هایشان از بین رفت، آن‌گاه از عمر(رض) اجازه‌ی ساخت خانه‌های گلی گرفتند. و او نیز بعد از وفات عتبه و در امارت ابوموسی اشعری در سال نوزدهم هجری به آنان اجازه داد. چنان که ابوموسی مسجد و دار الاماره خود را با خشت خام و گل ساخت. و بعد از آن با سنگ و آجر بازسازی شد. شهر بصره را به چندین بخش و محله در آورده و هر محله را به یکی از قبايل واگذار کردند و در وسط، خیابان بزرگی با عرض شصت ذراع گذاشتند و عرض خیابان‌های دیگر بیست ذراع و عرضه کوچه‌ها هفت ذراع بود و در فاصله یک محله تا محله دیگر فضای خالی بزرگی قرار دادند تا محل خواباندن چارپایان و بستن اسبهایشان و بخشی جهت دفن کردن مردگانشان باشد. و خانه‌ها را چسبیده به هم ساختند(7) . سپس دستوری از عمربن خطاب به ابوموسی رسید که در آن به حفر کانالی از دجله تا بصره جهت آب رسانی به ساکنان بصره امر کرده بود. طول این کانال سه فرسخ بود.(8) 
از سبک شهرسازی فوق به این نتیجه می‌رسیم که مسلمانان جزو پیش کسوتان مسکن و شهرسازی بوده‌اند.
گفتنی است مسلمانانی که در بصره اقامت گزیدند با فتح ابله و دست و میسان سرمایه‌دار شدند و مردم از هر سو سرازیر این شهر جدید شدند و دیری نگذشت که یکی از شهرهای پر جمعیت گردید. از خلال روایتهای مختلف تاریخی، پژوهشگران امتیازات نظامی و اقتصادی‌ای را که هنگام تأسیس این شهرها مدنظر عمرفاروق بوده چنین بیان داشته‌اند: 
•	تأسیس این شهرها در مرزهای مناطق عربی و مشرف به مناطق عجمی، به خاطر این بوده تا آن‌ها پایگاه‌های تسخیر ناپذیری باشند و دشمن هیچ‌گاه به فکر تجاوز به کشور مسلمانان را نداشته باشد.
•	از نظر جغرافیایی، این‌ها بهترین مکان‌هایی برای مجاهدین راه خدا بوده‌اند. چرا که در اطراف هر یک از این شهرها چراگاه‌هایی غنی برای شتران وجود داشته است.
•	در انتخاب محل احداث شهرها به این نکته توجه شده که نزدیک به سبزترین مناطق عجمی‌ها باشند تا از محصولات کشاورزی و همچنین فرآورده‌های لبنی آن‌ها بهره‌مند گردند. چنان که عتبه بن غزان در نامه‌ای به عمر(رض) در مورد محل احداث شهر بصره چنین توضیح داد: این‌جا سرزمین شادابی است که در نزدیکی آن آب فراوان، چراگاه و هیزم وجود دارد.(9) 
این نشانگر دیدگاه سیاسی و نظامی و عمرانی بسیار والایی است که در آن شرایط صلح و جنگ در نظر گرفته شده است. چنان که در این برنامه هم به تأمین منابع آبی و همچنین فراهم نمودن مواد غذیی و نیازهای دیگر از قبیل هیزم و غیره اهمیت داده شده است.
•	همچنین به این نکته توجه شده که نباید میان دار الخلافه و شهرهای نظامی موانع طبیعی مانند دریا و غیره وجود داشته باشد تا به راحتی بتوان کمکهای دار الخلافه را به مرکز نظامی‌ انتقال داد.(10) 
•	ترکیب محله‌های شهر بر اساس تقسیم‌بندی قبیله‌ای صورت می‌گرفت و افراد هر قبیله‌ای در کنار هم زندگی می‌کردند.(11) 
ـ شهرکوفه
به اتفاق مؤرخین، مؤسس این شهر سعد بن ابی وقاص (رض) می‌باشد. او بعد از پیروزیهای مکرر بر لشکر فارسها در مداين، این مکان را برای احداث شهر جای مناسبی دانست و دستور به احداث آن داد.
چنان که در احداث شهر بصره نیز چنین اتفاقی افتاد. چرا که انگیزه‌های نظامی بزرگترین نقش را در وادار کردن سعد به احداث اردوگاه‌هایی برای مجاهدین ایفاء می‌کرد. البته نباید فراموش کرد که انتخاب محل احداث شهر بصره توسط سعد بر اساس معیارهایی بود که عمرفاروق (رض) وضع نموده بود. زیرا عمرفاروق(رض) بر اوضاع لشکر اشراف داشت و تغییرات نامطلوبی را در روحیه‌ی نیروهای مجاهد مشاهده نمود و فهمید که این در اثر آب و هوای نامناسب منطقه است. بنابراین طی نامه‌ای به سعد دستور داد تا مکان مناسبی را که هم برای خود آن‌ها و هم برای شترانشان مناسب باشد در نظر بگیرد. و سلمان فارسی و حذیفه بن یمان را جهت انتخاب چنین مکانی اعزام داشت. آن‌ها وقتی به محل کنونی کوفه که واقع در فاصله حره و فرات بود رسیدند، آن‌را جای مناسبی تشخیص داده، انتخاب کردند. آن‌گاه سعد در محرم سال هفدهم از مداين به آن‌جا آمد. عمر(رض) می‌خواست که مجاهدین در خیمه‌هایشان زندگی بکنند، چرا که این گونه آمادگی بیشتری برای جنگ داشته، خودشان نیز با خاطری آرامتر می‌زیستند و دشمنانشان همواره در رعب و وحشت به سر می‌بردند. وقتی اهل کوفه اجازه‌ی بنای خانه‌های چوبی خواستند به آن‌ها اجازه داد، همان طور که به اهل بصره اجازه داده بود. سپس وقتی خانه‌های ساخته شده از نی در اثر آتش سوزی از بین رفت و مردم اجازه خواستند تا خانه‌های خود را با خشت خام بازسازی کنند؛ عمر(رض) به آن‌ها اجازه داد و نوشت که هیچ کس حق ندارد بیش از سه اطاق برای خود بسازد. و در بصره عاصم بن دلف و در کوفه ابوهیاج بن مالک اسدی را به عنوان مدیر مسکن و شهر سازی تعیین کرد. ابوهیاج حسب دستور عمر(رض) نقشه شهر کوفه را این گونه ترسیم کرد: عرض بزرگترین خیابان شهر را چهل ذراع و بعدی را سی ذراع و بقیه را بیست و کوچه‌ها را هفت ذراع گذاشت. سپس قبل از هر چیز نقشه‌ی مسجد را کشید و در وسط آن به مرد تیراندازی دستور داد تا به نواحی چهارگانه آن با تمام توان خود تیز بیندازد. آن‌گاه به مردم گفت از آن طرف محلی که تیرها افتاده است خانه بسازید و فضای خالی یاد شده سایبان بزرگی برای مسجد و خانه‌ای برای فرمانده‌ی بزرگ، سعد بن ابی وقاص روبروی مسجد و همچنین خانه‌ای برای نگهداری اموال بیت المال ساخت. گفتنی است که‌ بنای ساختمان‌های آن شهر مردی به‌ نام زربة الفارسی بود.(12)  ضمنا از خانه‌ی سعد تا مسجد، تونلی به طول دویست متر حفر کردند. سپس مجاهدین در آن شهر به سکونت پرداختند و بعد از آن‌ها گروهی از فارسیان که به آن‌ها گارد شاهنشاهی می‌گفتند و از بقایای افراد رستم بودند و تعدادشان حدود چهار هزار نفر بود از سعد پناهندگی و کمک خواستند، سعد به آن‌ها پنا