ینه‌های دولت در زمان عمر(رض)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:190.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:191.txt">1ـ زکات</a><a class="text" href="w:text:192.txt">2ـ جزیه</a><a class="text" href="w:text:193.txt">3- خراج یا مالیات بر عایدات زمین</a><a class="text" href="w:text:194.txt">4ـ عوارض گمرکی</a><a class="text" href="w:text:195.txt">5ـ فیء و غنیمت</a></body></html>عبدالله بن مسعود(رض) می‌گوید: پس از آن که عمر(رض) مسلمان شد، ما احساس عزت و سرافرازی می‌کردیم. ما، قبل از مسلمان شدن عمر(رض) نمی‌توانستیم خانه‌ی کعبه را طواف نماییم و در مسجد الحرام نماز بخوانیم؛ اما عمر(رض) پس از آن که اسلام آورد، با مشرکان درگیر شد و بدین‌سان ما می‌توانستیم در کنار کعبه نماز بگزاریم و آن‌را طواف نماییم(1). 
وی همچنین می‌گوید: مسلمان شدن عمر(رض) فتح و پیروزی، هجرتش نصرت و خلافتش رحمت بود، واقعیت این است که‌ تا عمر اسلام نیاورده‌ بود ما نمی‌توانستیم کعبه‌ را طواف نماییم، اما بعد از اسلام عمر با کافران به‌ پیکار پرداختیم تا اینکه‌ ما را به‌ حال خود جا گذاشتند و در کنار کعبه‌ نماز را برگزار می‌کردیم.(2) 
صهیب بن سنان می‌گوید: عمر(رض) پس از آن که اسلام آورد، اسلام را آشکار ساخت و آشکارا به اسلام فرا می‌خواند و ما در مسجد الحرام پیرامون او حلقه می‌زدیم و کعبه را طواف می‌کردیم و آن‌جا نماز می‌گزاردیم و اگر کسی به ما تعرض می‌نمود، پاسخش را می‌دادیم.(3) 
شاعر، درباره‌ی عمر(رض) چه خوب سروده است: 
أعني به الفاروق فرّق عنوةً
هو أظهر الإسلام بعد خفائه		بالسيف بين الكفر والإيمان
ومحا الظلام وباح بالكتمان(4) 
		
 «فاروق، کسی است که با قدرت شمشیر، صف کفر را از ایمان جدا کرد و اسلام را پس از آن که پنهان بود، آشکار ساخت و تاریکی‌ها را کنار زد و به پنهان کاری پایان داد».
---------------------------------------------------------------------------------------
1) فضائل الصحابه (1/344) با سند حسن.
2) الشیخان ابوبکرو عمربروایه البلاذری، ص141. 
3) الطبقات الکبری (3/269) صفه الصفوه (1/274).
4) نونية القحطاني ص22 .نگاه مسلمانان در دوران خلافت راشده به مال و ثروت نگاهی مالکانه نبود، بلکه ثروت را از آن خدا و انسان را متصرف موقت در آن می‌دانستند که می بایست بر اساس شروط و موازینی که خدا در نظر گرفته است در آن دخل و تصرف نماید. چنان که قرآن آن‌جا که از مال و انفاقش سخن می‌گوید، در مورد این نکته تاکید کرده و می‌فرماید: 
(آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ) الحديد: ٧ 
«به خدا و پيغمبرش ايمان بياوريد، و از چيزهائي ببخشيد كه شما را در آنها نماينده (خود در تصرف، و جانشين ديگران در بدست گرفتن اموال) كرده است».
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاکُم مِّن قَبْلِ) البقرة: ٢٥٤ 
«اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! (برخي) از آنچه بهره شما كرده‌ايم (در راه خدا) صرف كنيد».
و آن‌جا که در مورد نیکی و احسان سخن می‌گوید و می‌فرماید: 
(وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاکِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ) البقرة: ١٧٧ 
«و مال (خود) را با وجود علاقه‌اي كه بدان دارد (و يا به سبب دوست داشت خدا، و يا با طيب خاطر) به خويشاوندان و يتيمان و درماندگان و واماندگان در راه و گدايان دهد، و در راه آزادسازي بردگان صرف كند».
و انفاق مال در واقع اعتراف عملی به این نکته است که مال رزقی است که خداوند نصیب او گردانیده است. چنان که می‌فرماید: 
(وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَمَا تُوعَدُونَ) الذاريات: ٢٢ 
«‏در آسمان، روزي شما است و نيز چيزهائي كه بدان وعد و وعيد داده مي‌شويد»
چرا که خدا انسان را آفریده است و چون انسان می‌داند که روزی او از جانب خداوند است، دست انفاق بر بندگان خدا می گشاید.(1) 
عمر(رض) نیز از این قانون مستثنی نبود و بر اساس همین دیدگاه ایمانی، به مال دولت 
می نگریست. دولتی که به خاطر فتوحات زیاد، دارای منابع مالی سرشاری بود، با توجه‌ به‌ اینکه‌ کشورهای گسترده‌ای را فتح کرده‌ و ملتهای زیادی را به‌ زیر سلطه‌ی خود درآورده‌ بود، عمرارتباط دولت اسلامی با این ملتها را تنظیم نمود؛ برخی از آنان از طریق صلح و برخی نیز با استفاده‌ از اسلحه‌ی زور در چارچوب حکومت اسلامی قرار گرفتند، و به‌ تبع آن زمینهای فتح شده‌ و زمینهایی که‌ از طریق صلح با صاحبانشان به‌ دست آمده‌ بود و زمینهایی که‌ صاحبانشان آن‌را ترک کرده‌ و یا متعلق به‌ حکام و مردان دولتی پیشین بود، همه‌ و همه‌ زیر قدرت دولت عمرقرار گرفتند. و همچنین ملتهای زیادی از اهل کتاب و دیگران زیر سلطه‌ی آن در آمده بودند و عمر(رض) با همه‌ی آنان بر اساس شریعت خدا تعامل می‌نمود.
از جمله به توسعه‌ی اداری سیستم مالی پرداخت و منابع درآمد و مخارج دولت و بودجه‌ی آن‌را کنترل نمود و برای این منظور کارمندانی استخدام کرد. مهم‌ترین منابع درآمد دولت در زمان ایشان عبارت بود از: زکات، اموال غنیمت، جزیه، خراج و عشر. عمر(رض) نیز به توسعه‌ی این منابع می‌اندیشید و آن‌ها را بر اساس دستور شریعت و مصلحت مسلمانان به مصرف می‌رساند. و در همه‌ی کارها از کتاب خدا و سنت پیامبر و مشورت مسلمانان استفاده می‌کرد. و در هیچ امری خودسرانه و بدون مشورت مسلمانان دستوری صادر نمی‌نمود. (2)  اکنون مفصلاً در مورد مهم‌ترین منابع ثروت در زمان عمر(رض) بحث را ادامه خواهیم داد: 
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) دراسات في الحضارة الإسلامية أحمد إبراهيم الشريف ص253.
2) مبادئ النظام الاقتصادي الإسلامي د.سعاد إبراهيم صالح ص213.زکات که‌ به‌ عنوان پایه‌ای اجتماعی محسوب می‌گردد، یکی از بارزترین ارکان اسلام و نخستین قانون آسمانی است که طبق نصاب معروف در کشتزار، میوه‌جات، طلا، نقره‌، مال التجاره‌ و حیوانات از مال ثروتمندان حقی برای مستمندان قايل شده است. تا در میان ثروتمندان و مستمندان نوعی تکافل اجتماعی و الفت و همبستگی و همدردی ایجاد نماید. پس زکات فریضه‌ای است که با دادن مال انجام می‌گیرد و مال همان طور که می‌گویند ستون فقرات زندگی به شمار می‌رود و بسیاری از مردم به وسیله‌ی مال نیکبخت و بسیاری بدبخت می‌شوند و این سنت الهی در میان مردم بوده و خواهد بود و سنت خدا قابل تغییر نیست و از آن‌جا که مال در زندگی انسان دارای تأثیر شگرفی می‌باشد، اسلام به قضیه‌ی مال اهمیت فراوانی قايل شده و با اهمیت فراوان مساله‌ی زکات را مطرح ساخته و برای آن نظم دقیق و ویژه‌ای اندیشیده است و بدین صورت در میان دلها الفت و همبستگی ایجاد نموده است.(1) 
لذا عمربن خطاب نیز طبق عملکرد رسول خدا و ابوبکر به تنظیم و تکامل مؤسسه‌ی زکات پرداخت و کارمندان خود را به نقاط مختلف کشور جهت جمع آوری زکات اعزام نمود.
گفتنی است که بدون این که نه آسیبی به بیت المال برسد، عدل و انصاف در جمع آوری زکات س