مل می‌کردند، با آغوش باز استقبال می‌نمودند.(5) 
همچنین در زمان عمربن خطاب کارمندان ویژه‌ای به نام «عاشر» موظف به جمع آوری زکات سالانه اموال تجاری مسلمانان بودند. چنان که انس بن مالک می‌گوید: عمر(رض) مرا برای جمع آوری اموال زکات اهل عراق اعزام نمود و گفت: هنگامی که مال شخص مسلمانی به دویست درهم رسید پنج درهم و بالاتر از آن از هر چهل درهم یک درهم از او وصول کنید.(6) 
و شیبانی روایت می‌کند که‌ عمربن خطاب (رض) زیاد بن جریر و در روایتی دیگر زیاد بن جریر را به‌ سوی عین التمر اعزام نمود و بدو دستور داد که‌ دو و نیم درصد اموال آن‌ها را بگیرد و از مال التجاره‌ی اهل ذمه‌ پنج درصد و از اموال اهل حرب ده‌ درصد بگیرد، و عمرنفقه‌ی «عاشر» را از اموال جمع شده‌ پرداخت می‌کرد.(7) 
یک پژوهشگر در قوانین تجاری‌ای که عمربن خطاب به تصویب رسانید در می‌یابد که ایشان از بازرگانان غیر مسلمان به عنوان مقابله به مثل همان ده درصدی را که آن‌ها از بازرگانان مسلمان می‌گرفتند، وصول می‌کرد و از غیر مسلمانان ذمی پنج درصد بر اساس قراردادی که با نصرانیان بنی تغلب مبنی بر گرفتن دو برابر مقدار زکاتی که از مسلمانان گرفته می‌شود، امضاء کرده بود.
و آن‌چه‌ از تاجران مسلمان گرفته می‌شد، مقدار همان زکاتی بود که باید پرداخت می‌کردند چنان که کارمندان خود را از گرفتن مجدد حقوق گمرکی از تاجران مسلمان و همچنین از غیر مسلمانان ذمی در صورت عدم رشد سرمایه‌ی اصلی قبل از گذشت یک سال تمام منع کرده بود.
و به خاطر رعایت اصل مقابله به مثل، لازم است هنگامی که کشور غیر مسلمانی حقوق گمرکی خود را بر مسلمانان کاهش داد، مسلمانان نیز به همان نسبت حقوق گمرکی خود را کاهش دهند و اگر چنان که آن‌ها کاملا حقوق گمرکی را ساقط کردند، مسلمانان نیز باید آن‌را ساقط کنند. چنان که امروز در روابط اقتصادی حاکم بین کشورها نیز چنین است.(8)  
و اگر چنانچه مسلمانان نیاز مبرم به بعضی اجناس و تولیدات کشورهای خارجی داشتند، باید حقوق گمرکی خود را در آن نوع کاهش دهند و یا ساقط گردانند تا بازرگانان، کالای مورد نظر را وارد کنند و بازار را اشباع نمایند. چنان که عمربن خطاب به کارمندان خود دستور داد تا در مقابل واردات گندم و روغن به حجاز، حقوق گمرکی اهل حرب را از ده درصد به پنج درصد کاهش دهند و گاهی به لغو آن دستور می‌داد.
زهری از سالم از پدرش نقل می‌کند که‌ عمر(رض) جهت شکوفایی کردن تجارت به‌ مدینه‌ از نبطی‌ها ده‌ درصد پنبه‌ و پنج درصد گندم و انگور خشک شده‌ را بگیرد.(9) 
گفتنی است که سازماندهی امور مالی در دوران خلافت عمر(رض) باعث شکوفا شدن وضع تجاری مسلمانان و همسایگانشان گردید و به راحتی اجناس مورد نیاز در اختیار همگان قرار می گرفت، ایشان فقط به فکر سازماندهی منابع موجود بیت المال نبود بلکه در جستجوی راه‌های متعدد، جهت گسترش درآمدهای بیت المال و آسایش‌مند نمودن شهروندان دولت اسلامی بود. بنابراین به رونق دادن تجارت خارجی می‌اندیشید و با بازرگانان خارجی به نحو احسن برخورد می‌کرد و بر مسئولین و کارمندان خود اشراف کامل داشت و رهنمودهای لازم را به آن‌ها می‌نوشت و همه‌ی حقوق بیت المال را وصول می‌کرد بدون این که بر کسی ستمی‌روا دارد.(10) 
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الخراج لأبي يوسف ص271، اقتصاديات الحرب ص223 .
2) سياسة المال في الإسلام ص128 .
3) موسوعه فقه عمر. ص651 .
4) الخرج: أبي يوسف ص145، 146 سياسة المال ص128 .
5) التجاره و طرقها فی الجزیره العربیه (د. محمد العمادي ص332 .
6) الحياة الإقتصادية في العصور الإسلامية الأولى ص101 .
7) شرح السير الكبير (5/2133، 2134) الحياة الاقتصادية ص101 .
8) سياسة المال في الإسلام ص132 .
9) سياسة المال في الإسلام ص133 .
10) تاريخ الدعوة الإسلامية د. جميل عبد الله المصري ص322 .«فیء» به مجموعه‌ اموالی گفته می‌شود که بدون جنگ و دوانیدن اسب و حیوانی به دست مسلمانان بیفتد. یک پنجم این گونه اموال طبق فرموده‌ی قرآن در میان مستحقین آن تقسیم می‌شود. چنان که قرآن می‌فرماید: 
(مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاکِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ) الحشر: ٧ 
«چیزهایی را که خداوند از اهالی این آبادی ها به پیغمبرش ارمغان داشته است، متعلق به خدا وپیغمبر وخویشاوندان( پیغمبر )ويتيمان ومستمندان ومسافران در راه مانده می‌باشد».
غنیمت به مالهایی گفته می‌شود که در جنگ با کافران حربی به دست مسلمانان می‌افتد. چنان که قرآن می‌فرماید: 
(وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاکِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن کُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) الأنفال: ٤١ 
«بدانید که همه غنایم را که فراچنگ می‌آورید یک پنجم آن متعلق به خدا و پیامبرو خویشاوندان (پیامبر) و یتیمان و مستمندان و واماندگان در راه است اگر به خدا و بدانچه بر بنده ی خود در روز جدایی نازل کردیم ایمان دارید روزی که دو گروه رو یا روی شدند و خدا بر هر چیزی تواناست». 
و در دوران عمربن خطاب به خاطر گسترش فتوحات، غنایم بی‌شماری نصیب مسلمانان می‌شد به ویژه که فرماندهان فارس و روم با ساز و برگ فراوانی وارد میدان می‌شدند که پس از شکست همه‌ی آن‌چه‌ با خود می‌آوردند به دست مسلمانان می‌افتاد که گاهی فقط قیمت لباس و سلاح شخصی هر کدام از آن‌ها به 15 الی 30 هزار درهم می‌رسید.(1)  و از طرفی شهرهای بزرگی مانند مداين، جلولاء، همدان، ری، اصطخر و غیره فتح گردید و از این رهگذر اموال هنگفتی به دست مسلمانان افتاد از جمله فرش 1800 متر مربعی و زربافت کسرا که منقش با طلا، ابریشم و انواع جواهرات گران قیمت بود و به قیمت بیست هزار درهم فروخته شد. علاوه بر آن، طلا و جواهرات بی‌شماری از شهر جلولاء و نهاوند به دست رسید تا جایی که فقط خمس غنایم به دست آمده از جلولاء به شش میلیون درهم رسید(2)  و می‌توان بزرگترین غنیمت این فتح، زمینهای سواد عراق و املاک خانواده‌ی سلطنتی و زمینهای صوافی را به شمار آورد که همه را عمر(رض) وقف بیت المال کرد که‌ حاصل آن به‌ هفت میلیون درهم رسیده‌ بود. و این غنایم به حدی بود که هم دولت اسلامی و هم افراد مسلمان را مستغنی کرد و مستوای معیشتی آنان را بالا برد. گفتنی است که‌ آثار این استغناء در دوره‌ی خلافت عثمان بیشتر نمایان گردید. 
آنچه بیان گردید، عبارت بود از مهم ترین منابع مالی دولت در خلافت عمربن خطاب.
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) عصر الخلافة الراشدة ص188 .
2) همان ص189 .بیت المال به تعبیر امروزی همان خزانه‌ی کل است که مرکز دخل و خرج دولت