ر کرده که خالد بن ولید، وبره صلیتی را از شام نزد عمر(رض) فرستاد. وبره می‌گوید: من داخل مسجد به ملاقات عمر(رض) رفتم. طلحه و زبیر و عبدالرحمان بن عوف در کنار ایشان نشسته بودند. بعد از سلام و احوال پرسی گفتم: خالد به شما سلام می‌رساند و می‌گوید: مردم در مورد شراب خواری سهل انگاری می‌کنند و مجازات آن‌را ناچیز می‌شمارند. به نظر شما چه باید کرد؟ عمر(رض) با اشاره به اطرافیان خود گفت: این‌ها در اینجا حضور دارند، نظر بدهند. علی (رض) که در آن‌جا حضور داشت گفت: کسی که شراب بخورد مست می‌شود و هذیان می‌گوید و هذیان نوعی افترا است. پس به نظر من همان مجازات تهمت و افترا را بر آن‌ها اجرا کنید. عمر(رض) به وبره گفت: برو و خالد را در جریان آن‌چه‌ شنیدی بگذار. از آن روز به بعد خالد، هشتاد تازیانه را به کسانی می‌زد که شراب را می‌خوردند.(2) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اعلام الموقعین (1/211) 
2) أعلام الموقعين (1/ 211). یحيی بن سعید بن عبیدالله از نافع و ایشان از ابن عمر(رض) نقل می‌کند که عمر(رض) در خانه‌ی فردی از ثقیف شراب دید، دستور داد تا آن‌ها را بریزند و به آن مرد که نامش «رویشد» بود گفت: تو فوسیق هستی نه رویشد.(1)  ابن جوزی می‌گوید: عمر(رض) خانه‌ی رویشد ثقفی را به آتش کشید که در واقع مغازه‌ی شراب سازی و شراب فروشی بود.
ابن قیم می‌گوید: عمربن خطاب مغازه‌ی شراب فروشی را با هر آن‌چه‌ در آن وجود داشت به آتش کشید و همچنین روستایی را که در آن شراب فروخته می‌شد به آتش کشید.(2) 
-------------------------------------------------------------------------------------------
1) الأموال: أبي عبيد ص125، ش: 267، أوّليات الفاروق ص435.
2) الطرق الحكيمة: ص15، 16.مردی نزد عمر(رض) آمد و گفت: من دختری دارم که در زمان جاهلی او را زنده به گور کردم ولی قبل از این که بمیرد او را بیرون آوردیم و نجات دادیم. سپس ما مسلمان شدیم و او مرتکب کاری شد که مستحق حدی از حدود الهی گردید و کاردی به دست گرفت و قصد خودکشی کرد. ولی ما او را مانع شدیم و پس از مداوا بهبود یافت و توبه کرد و مسلمان پایبندی شد. اکنون مردی به خواستگاری او آمده است. آیا او را در جریان گناهی بگذاریم که دخترم مرتکب شده است؟ عمر(رض) گفت: آیا رازی را که خدا پوشیده داشته، می‌خواهی آشکار سازی؟ اگر چنین کنی، کاری خواهم کرد که مایه عبرت دیگران بشوی. و افزود که او را به عنوان دختر مسلمان و پاکدامنی به عقد کسی در بیاور که از او خواستگاری کرده است.(1)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) محض الصواب (2/709)سالم از پدرش نقل می‌کند که مردی به نام غیلان ثقفی در زمان رسول خدا مسلمان شد و ده تا زن داشت. رسول خدا به ایشان گفت از میان آنان چهار تا را انتخاب و بقیه را رها کن. در زمان عمربن خطاب این مرد بقیه‌ی زنان خود را طلاق داد و اموال خود را در میان فرزندانش تقسیم نمود. وقتی این خبر به گوش عمر رسید، آن مرد را احضار کرد و گفت: به نظر من شیطان به وسیله استراق سمع مطلع شده است که تو به زودی خواهی مرد و این خبر را به تو وسوسه کرده است. و تو هم به خاطر محروم ساختن زنان خود از میراث، مبادرت به طلاق آن‌ها کرده‌ای. به خدا سوگند که اگر تو در حالی بمیری که به زنانت مراجعه نکنی من آن‌ها را شریک میراث تو قرار خواهم داد و قبر تو را سنگسار خواهم کرد تا مانند قبر ابی‌رغال مورد نفرین همگان قرار گیرد. مرد از آن‌جا برخاست و زنانش را که هنوز طلاق مغلظه بر آنان واقع نشده بود به خانه برگردانید و اموال خود را از فرزندانش پس گرفت و دیری نگذشت که از دنیا چشم فرو بست. (1)
--------------------------------------------------------------------------------------------------
1) موسوعة فقه عمرص47 .آیینی که عمربن خطاب(رض) و سایر اصحاب -رضی الله عنهم- بر اساس آن پرورش یافتند، در حقیقت کلام پروردگار جهانیان یعنی قرآن کریم بود. قرآن تنها برنامه‌ای بود که‌ در پرتو آن زندگی را سپری می‌کردند، رسول خدا(ص) نیز همواره می‌کوشید تا این منبع زلال، تنها سرچشمه‌ای باشد که یکایک مسلمانان و نیز خانواده و جامعه‌ی اسلامی در سایه‌ی آن پرورش یابند. از این رو آیات روح بخش کلام الهی، در عمربن خطاب(رض) اثر گذاشت و از او شخصیتی اسلامی ساخت که قلبی پاک و وجودی آراسته و روحی بلند داشت. آری! عمر(رض) با شنیدن آیات سوره‌ی طه، به انسانی دیگر تبدیل شد که طرز تفکر، احساسات، ارزشها و رفتار جدیدی داشت.(1) 
فاروق(رض) از خلال کلام وحی، به خوبی دریافت که معبود حقیقی کیست؟ رســول خدا(ص) نیز مفاهیم آیات روح بخش قرآن را در ژرفای وجود عمر(رض) غرس نمود و بدین‌سان نهال معارف قرآنی در عمرفاروق(رض) بارور گردید و به ثمر نشست.
گفتنی است: رسول خدا(ص) همواره می‌کوشید تا یارانش را به اندیشه‌ای درست درباره‌ی پروردگارشان و نیز به معرفت و شناختی صحیح در مورد حقوق خداوند بر بندگان برساند؛ چرا که می‌دانست این اندیشه، روزی به تصدیق و یقین واقعی تبدیل می‌گردد؛ البته به شرطی که وجود و نهادِ انسان، پاک و آراسته باشد. بدین‌سان نگرش عمرفاروق(رض) نسبت به خداوند متعال، جهان هستی، زندگی، بهشت و دوزخ، و قضا و قدر و همچنین دیدگاهش درباره‌ی حقیقت انسان و درگیری او با شیطان، برگرفته از قرآن کریم و آموزه‌های نبوی بود. خلاصه و گزیده‌ی دیدگاه عمرفاروق(رض) درباره‌ی هر یک از این موارد، عبارت‎اند از: 
* خداوند متعال، از هر عیب و نقصی، پاک و مبراست و دارای تمام صفات کمال می‌باشد؛ او، یگانه و بی همتاست که نه همسری گرفته و نه فرزندی.
* الله، خالق، مالک و مدبر تمام هستی است؛ چنان که خود می‌فرماید: 
(إِنَّ رَبَّکُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَکَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ) الأعراف: ٥٤ 
«پروردگار شما، خداوندی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز بیافرید و سپس بر عرش استقرار یافت؛ (خداوند، ) با (پرده تاریک) شب، روز را می پوشاند و شب، شتابان به دنبال روز، روان است. خورشید و ماه و ستارگان را آفریده و جملگی مسخر فرمان او هستند. آگاه باشید که تنها او می‌آفریند و تنها او فرمان می‌دهد. بزرگوار وجاویدان و با برکت است خداوندی که پروردگار جهانیان می‌باشد».
* خداوند متعال، منشأ تمام نعمتهای بزرگ و کوچک وآشکار و نهان است؛ چنانچه می‌فرماید: 
(وَمَا بِکُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ) النحل: ٥٣ 
«آنچه از نعمتها دارید، همه از سوی خداست و گذشته از آن هنگامی که زیانی به شما برسد، او را با ناله و زاری به فریاد می‌خوانید».
* علم خداوند، بر تمام اشیا و موجودات احاطه دارد و هیچ چیزی در عالم هستی، از علم خداوند، پنهان نمی‌ماند. 
* خداوند م