اهدان به صحنه قدرت و مقدم کردن آنان بر دیگران نهایت تلاش خود را نماید. از جمله در این نامه آمده بود که: مردمانی دارای پیشینه پرافتخاری در اسلام هستند، آنان را بر دیگران مقدم بدار، زیرا که خداوند آن سرزمین‌ها را به دست ایشان فتح نمود و آنانی را که پس از ایشان در آن سرزمین‌ها سکنی گزیده‌اند در مرتبه پس از آنان قرار بده و تنها در صورتی‌که سابقین در اسلام از جهاد امتناع کردند و دیگران در میادین کارزار حضور یافتند، آن‌گاه این مجاهدین را بر آن سابقین در دین مقدم گردان. منزلت و جایگاه هر انسانی را بشناس و آن را رعایت کن و سهم هر یک را براساس حق و عدالت به ایشان واگذار کن؛ بدان که شناخت مردم امکان اجرای عدالت در مورد آنان را میسر می‌سازد(3) .سعید بن عاص مو به مو دستورات و سفارشات عثمان(رض) را اجرا می‌کرد و روند کار را به او اطلاع می‌داد. در مدینه نیز عثمان(رض) اهل حل و عقد را -که متشکل از بزرگان صحابه بود- گرد هم آورد و وخامت اوضاع کوفه و شرایط بغرنج و خطرناک آن سامان و نیز اقدامات پیشگیرانه سعید در آن دیار را به اطلاع ایشان رسانید؛ آنان نیز با تأیید اقدامات او و سعید، خواستار برخورد قاطع حکومت با فتنه‌انگیزان و طرد آنان از صحنه قدرت و کوتاه کردن دست ایشان از بیت‌المال شدند و از عثمان خواستند تا آنان را از مناصب و مقام‌هایی که شایسته آن‌ها نیستند، دور نگاه دارد، زیرا سپردن امور به افراد نالایق، موجب فساد و تباه شدن منافع و مصالح می‌گردد. همچنین عثمان خطاب به مردم مدینه اعلام نمود که: ای مردم مدینه! بدانید افرادی قصد فتنه‌انگیزی در میان امت را دارند، پس خود را برای مقابله با این قبیل افراد آماده سازید. بدانید که من اخبار و اقدامات آنان را جزء به جزء و به طور مبسوط به شما اطلاع خواهم داد(4) .
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری (5/380). 
2) الخلفاء الراشدون، الخالدی، ص122. 
3) تاریخ طبری (5/280). 
4) تاریخ طبری (5/281). پس از انجام اصلاحاتی که سعید در نظر داشت و طی آن افراد پیشگام در اسلام و مجاهدین و فرزانگان و فرهیختگان جامعه کوفه، مسئولیت‌ها و مدیریت‌ مختلف را بر عهده گرفتند، افراد پست و اعراب بادیه‌نشین احساس کردند که در این مسايل، نسبت به آنان تبعیض و اجحافی صورت گرفته است و بنابراین شروع به ایراد گرفتن از والیان و امرا نمودند. کینه‌توزان و دشمنان نیز فرصت را غنیمت شمرده و تلاش کردند با نشر اکاذیب و شایعات، بذر کینه و نفرت نسبت به خلیفه و دولت او را در دل مردم بکارند اما چون با مخالفت و مقابله عموم مردم روبه‌رو شدند، در ظاهر سکوت اختیار کردند اما در خفا همچنان به تحت تأثیر قرار دادن اعراب و غوغاسالاران و افرادی که بنا به دلایل متعدد از جانب حکومت مجازات شده بودند، ادامه دادند(1) . یهودیان و مسیحیان و زردشتیان کینه‌توز نیز که همیشه در پی توطئه چینی براي مسلمین بودند دست به کار شدند و به نشر شایعات بی‌پایه و اساس علیه خلیفه و وافیان او پرداختند. آنان کوچک‌ترین اشتباه و لغزش والیان و امرا را غنیمت می‌شمردند و با دمیدن در بوق و کرنا و جعل دروغ و افترا علیه ایشان، تلاش می‌کردند مردم را بر ضد حکومت تحریک نمایند و به این ترتیب بذر آشوب و تفرقه را در میان ایشان بیافشانند. در واقع آنان کینه دینی را در دل داشتند که ادیان باطل ایشان را به چالش کشیده و حکومت‌های فاسد و ستمکارشان را از میان برداشته بود، آنان در راه ضربه زدن به وحدت مسلمانان و متزلزل کردن پایه‌های حکومت اسلام، افراد پست و نادان را آلت دست خود ساختند و توانستند هر آن‌که را که نسبت به خلیفه و حکومت او کینه‌ای به دل داشت، گرد خود جمع کنند و جمعیتی پنهان را تشکیل دهند. آنان همچنین پا را فراتر گذاشتند و تلاش کردند تا امثال این جمعیت پلید را در دیگر سرزمین‌های تحت سلطه خلافت تشکیل دهند(2) . مهمترین شکبه‌های این جمعیت خبیث در کوفه و بصره و مصر قرار داشت که بعدها توانستند عناصری را نیز در مدینه و شام با خود همراه سازند.(3)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الخلفاء الراشدون، الخالدی، ص124. 
2) الخلفاء الراشدون، الخالدی، ص14. 
3) همان، ص124. ابن سبأ به پیروان و همفکران خود توصیه می‌کرد که باید این فتنه را گسترش داد و برای این کار نخست باید امرا و والیان حکومت را مورد طعن و انتقاد شدید قرار داد. اما در ظاهر می‌بایست چنین وانمود کنید که قصد امر به معروف و نهی از منکر را دارید تا بتوانید مردم را با خود همراه سازید(1) . عبدالله بن سبأ جهت اجرای این نقشه شوم، دعوتگران خود را به سرتاسر بلاد اسلامی گسیل داشت و به مکاتبه با پیروان خود در آن سرزمین‌ها پرداخت و به آنان اعلام نمود که باید به پا خیزند و در جهت برانگیختن قیامی فراگیر علیه حکوت تمام تلاش خود را مبذول دارند. این مردمان ناپاک، به ظاهر ادعای اقامه امر به معروف و نهی از منکر داشتند اما در نهان، قصد داشتند مردم را فریب دهند و آنان را گرد خود جمع کنند. آنان در این راه به نشر اکاذیب و افترا علیه امرا و والیان حکومت دست می‌زدند و با مکاتبه با همفکران خود در سرزمین‌های مختلف، این شایعات را در سرتاسر بلاد اسلامی می‌گستراندند تا بتوانند مردم دیگر بلاد را تحت تأثیر این دروغ‌پردازی‌ها و تبلیغات سوء خود قرار دهند. به این ترتیب این بد طینتان و این سبئیان ناپاک، وحدت مسلمانان را خدشه‌دار کردند و مردم را علیه والیان و امرای خود شوراندند و توانستند زمین خداوند(عزوجل) را به فساد کشانند. آنان در این دعوت خود چنان مهارت استادانه‌ای داشتند که کمتر کسی را توان آن بود تا باطن زشت و خطرناک این ظاهر فریبنده سخنان و اقدامات آنان را ببیند و هدف شوم آنان را که همانا عزل عثمان و نابود کردن حکومت اسلام بود، تشخیص دهد.(2) 
ابن سبأ جهت اجرای نقشه پلید خود، نخست قصد شام نمود اما معاویه، بلافاصله پی به نیات او برد و او را از شام اخراج کرد(3) . ابن سبأ پس از این ماجرا به بصره رفت و نزد حکیم بن جبله که فردی دزد و جنایتکار بود سکنی گزید(4) . چون به عبدالله بن عامر خبر دادند که مردی ناشناس نزد حکیم بن جبله اقامت کرده است او را فرا خواند. گفتن این نکته لازم است که حکیم بن جبله، همراه سپاهیان اسلام به میادین فتوحات می‌رفت و چون سپاه به جانب بصره باز می‌گشت او خود را از سپاه جدا می‌کرد و به غارت و چپاول و اذیت و آزار اهل ذمه می‌پرداخت. اهل ذمه و مسلمانان قضیه را نزد عثمان(رض) مطرح کردند و او نیز به عبدالله بن عامر دستور داد تا حکیم را در بصره نگاه دارد و نگذارد که از شهر خارج شود مگر اين‌كه اصلاح شود و دست از این اقدامات خود بر دارد. ابن سبأ نیز از این خوی زشت حکیم سود جست و او را در جهت منافع خود مهیا نمود. حکیم نیز توانست افرادی منحرف و هوس‌ران را به ابن سبأ ملحق کند و به این ترتیب جمعیت پنهان در راستای اهداف شوم ابن سبأ ت