 را بسته است، محبت و مدارا و مسامحه با خلق خدا این در را به روی ایشان می‌گشاید. یقین دارم که هیچ کس را بر من حقی نیست که آن را حجت و دلیل شورش خود گرداند، چرا که خداوند(عزوجل)، خود، شاهد است که در راه خیر و صلاح خود و امت اسلام از هیچ کوششی فرو گذار نبوده‌ام. اما بدانید اگر چرخ‌های آسیاب فتنه و آشوب به حرکت در آید، هیچ کس را توان آن نیست که آن را از حرکت باز ایستاند. من از خداوند(عزوجل) خواهانم که پیش از اين‌كه آتش این فتنه سر تا سر جهان اسلام را فراگیرد، جان مرا بستاند تا عثمان، هرگز به این بلا گرفتار نیاید که هیزم‌کش این آتش ویرانگر باشد. شما نیز با ملایمت و محبت، تلاش کنید که مردم از این فتنه دور بمانند، حق و حقوق ایشان را تمام و کمال به آنان پرداخت نمایید، از اشتباهات ایشان در گذرید اما به هوش باشد که در مورد حدود شریعت خداوند با هیچ کس مصالحه ننمایید».(2) 
هر چند عثمان پیشنهاد عمرو بن عاص را نپذیرفت اما در واقع، او همان روش ابوبکر و عمر را در پیش گرفت، چرا که در هنگام بروز فتنه و آشوب میان امت، می‌بایست از در محبت و مدارا و عفو و گذشت به مقابله با آن پرداخت و نباید با اعمال خشونت و شدت عمل، بر شدت آن فتنه افزود. عثمان آرزو داشت که بمیرد اما عامل شدت یافتن آن فتنه میان امت نباشد. اما در عین حال، تأکید داشت که نباید از چارچوب دستورات خداوند(عزوجل) خارج شد و آن‌ها را زیر پا گذاشت. او معتقد بود که ملایمت و مدارا بهترین روش مقابله با فتنه می‌باشد و عفو و گذشت، بهترین پاسخ به آن است و در طول این بحران‌ها نباید مردم را از حق و حقوق خود محروم ساخت و آنان را تحت فشار قرار داد.(3) 
لازم به ذکر است که در این میان، باز دستان کینه‌توزان و دروغگویان به کار افتاد و با جعل روایاتی ضعیف که راویان آن‌ها یا غیر معتبر هستند و یا گمنام و نامعلوم، تلاش کرده‌اند تا روابط میان عثمان(رض) و عمرو بن عاص(رض) را بد جلوه دهند تا آن‌جا که عمرو قصد داشته عثمان(رض) را به قتل رساند اما با ترور عثمان(رض) او فرصت را غنیمت شمرده و در راه رسیدن به آمال و آرزوهای جاه‌طلبانه خود، ادعای خونخواهی خلیفه مقتول را می‌کند(4) . این روایت را مؤرخان و محدثان رد کرده و آن را نادرست می‌دانند(5) . همچنین در روایتی دیگر که راویان آن افرادی غیر معتبر و یا گمنام هستند آمده است که عمرو به عثمان گفت: تو از طریق خاندان بنی امیه بر مردم حکومت رانده‌ای و در طول این سال‌ها هرکاری که تو انجام داده‌اي از تو مبرا کرده‌اند و به هر بی‌راهه که گام نهاده‌ای قدم گذاشته‌اند. حال و در این شرایط، یا شیوه حکومت خود را اصلاح کن و یا از این مقام کنار رو، در غیر این‌صورت تصمیمی قاطع بگیر و آن را اجرا کن(6) . در همان روایت نیز آمده است که عبدالله بن عامر به عثمان(رض) پیشنهاد کرد تا مردم را به میادین کارزار بفرستد تا به مسايل دیگر مشغول شوند و از این حرف و حدیث‌هایی که راجع به حکومت تو می‌گویند، دست بر دارند.(7) 
اما عثمان بر خلاف تمام این دروغ‌ها، والیان و امرای خود را فرمان داد تا با ملایمت و مدارا با مردم رفتار کنند و از بازداشت یا قتل آشوب طلبان بپرهیزند(8) . در واقع، در آن شرایط حساس، هر فرد با بصیرت و خردمندی می‌دانست که دیر یا زود آتش فتنه‌ای بزرگ شعله‌ور خواهد شد و سر تا سر جهان اسلام را در بر می‌گیرد.(9) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) معاویة بن ابی سفیان، 126. 
2) تاریخ الطبری (5/351). 
3) عمرو بن العاص الأمیر المجاهد، الغضبان، ص447. 
4) عمرو بن العاص الأمیر المجاهد، ص447. 
5) عمرو بن العاص الأمیر المجاهد، ص447. 
6) تاریخ الطبری (5/340). 
7) تاریخ الطبری (5/340). 
8) خلافة عثمان، د. السلمی، ص 77. 
9) الخلفاء الراشدون، ص151. معاویه پیش از اين‌كه مانند دیگر والیان به قلمرو خود باز گردد به عثمان(رض) پیشنهاد کرد تا او را همراه خود به شام ببرد اما عثمان این پیشنهاد را رد نمود و بدو گفت: من هرگز سرزمین رسول خدا(ص) را ترک نخواهم کرد هرچند این کار به قیمت جانم تمام شود. چون معاویه چنین پاسخي را از عثمان(رض) شنید از او خواست تا به او اجازه دهد لشکری را جهت دفاع از خلیفه و دیگر ساکنان مدینه بدان دیار گسیل دارد. اما عثمان بار دیگر این درخواست را نپذیرفت و به معاویه چنین فرمود: من هرگز ارزاق و نیازمندی‌های مردمانی را که در سرزمین رسول الله(ص) سکنی گزیده‌اند کم نخواهم کرد و هرگز در پرداخت حقوق و سهم بیت‌المال بر مهاجرین و انصار رسول الله(ص) سخت نمی‌گیرم. معاویه که می‌دید تلاش‌هایش برای قانع کردن خلیفه به جایی نمی‌رسد، به عثمان(رض) گفت که: ای امیر المومنین! می‌دانم با این اوضاع و احوال، این فتنه‌انگیزان سرانجام یا شما را ترور می‌کنند و یا به شما اعلان جنگ خواهند داد. عثمان این بار نیز با صلابت و قاطعیت چنین پاسخ داد: خداوند(عزوجل) مرا در برابر ایشان بس است که او بهترین کار ساز مشکل گشا است.(1) 
در واقع، معاویه نیز چون دیگر بزرگان صحابه مطمئن بود که در پشت تمام این شائعات و دروغ‌ها، دستان پلیدی نهفته است که قصد دارد وحدت امت اسلام و بنیان به حق خلافت را از میان بردارد. اما عثمان، این خلیفه‌ي ره‌یافته، فکری دیگر در سر داشت؛ او می‌خواست تا آخر راه با آن آشوب طلبان و فتنه‌انگیزان به مدارا و مسامحه بپردازد تا دیگر ایشان را بر او هیچ حجت و بهانه‌ای نباشد و به این ترتیب، این بد طینتان گمراه را در دنیا و آخرت و نزد خداوند و مردمان خوار و رسوا می‌نمود و این تصمیمی بود شجاعانه که تنها از چنین مرد دادگر و بزرگواری بر می‌آمد.(2) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ الطبری (5/353). 
2) عثمان بن عفان الخلیفة الشاکر الصابر، ص214. عثمان می‌دانست که توطئه‌گران در مدینه حضور دارند و در حال تحریک مردم علیه او می‌باشند. به همین دلیل برای اين‌كه بتواند از جزئیات نقشه‌های آنان اطلاع یابد مردی مخزومی و مردی زهری را به میان منافقان توطئه‌گر فرستاد تا در بین ایشان نفوذ کنند. این دو مرد بر اثر تربیت خاصی که نزد عثمان یافته بودند هیچ کینه و نفرتی از خلیفه به دل نداشتند و کاملاً مورد اعتماد عثمان بودند. در واقع، عثمان آن دو مرد را سال‌ها پیش، به خاطر ارتکاب گناه، مجازات و محاکمه نموده بود و می‌دانست همین سابقه می‌تواند در جلب اعتماد منافقان به آن دو مؤثر واقع شود. آن دو مرد نیز در این مأموریت خود سربلند بیرون آمدند و توانستند با جلب اعتماد منافقان، تعداد آنان و جزئیات نقشه ایشان را به عثمان(رض) خبر دهند. منافقان به آن دو گفته بودند که قصد دارند نزد عثمان بروند و شایعاتی را که بر سر زبان‌هاست به او منتقل کنند، آن‌گاه به نزد مردم باز گردند و به ایشان بگویند آنان حقایق را به عثمان بازگو کردند اما عثمان قصد ندارد از اقدامات پیشین خود دست بر دارد و اشتباهاتش را جبران نماید. پس از اين‌كه توانستیم ذهن مردم را ت