یش از رفتن به مادر خود گفتند: که هرگز ستمی را که عثمان به آنان کرده است از یاد نمی‌برند. اسماء به آنان پاسخ داد که عثمان(رض) تنها کاری که با شما انجام داد این بود که شما را در راه حق نگه داشت و از انحراف شما جلوگیری نمود(1) . در روایتی دیگر آمده است که این لیلی دختر أسماء بود که با برادران خود به مجادله پرداخت.(2) 
در واقع پس از حضور معترضان در مدینه و گفتگو با خود عثمان و مجادله با او و عزیمت آنان به جانب شهر و دیار خود، جعل آن نامه دروغین و انتساب آن به عثمان(رض) بار دیگر آنان را به مدینه باز گرداند. آنان ادعا می‌کردند که عثمان قصد داشته قاصدانی را که محمد بن ابی بکر نیز جزو آن‌ها بوده است(3) . به جانب امرا و والیان بفرستد تا هنگام بازگشت معترضان به سرزمین خود، دستگیر و مجازات شوند. شاید این همان مسأله‌ای است که باعث کدورت روابط محمد بن ابی بکر و عثمان(رض) شد و محمد نیز خطاب به مادر خود با این عبارت که ما هرگز ستمی را که عثمان به ما روا داشت فراموش نمی‌کنیم، بدان اشاره کرد. اما حقیقت چیز دیگری بود و همانطور که خود عثمان(رض) نیز اعلام نمود او هرگز از جریان آن نامه خبر نداشته است و اگر مردم در اثبات ادعای خود، شاهدانی دارند آنان را بیاورند تا علیه او شهادت دهند، در غیر این صورت بدانند که او نه آن نامه را نوشته و نه دستور نوشتن آن را داده است. او به مردم اعلام کرد که می‌توان از قول یک نفر و با دست خط او نامه‌ای نوشت و مهر او را جعل نمود و سپس آن نامه را بدو منتسب کرد.(4) 
بانو أسماء با آن موضع هوشیارانه در قبال آن فتنه نشان داد که کاملاً از آن نقشه پنهانی که قصد دارد ارکان خلافت و وحدت امت اسلام را به لرزه در آورد، آگاه است و از آن خبر دارد و به همین دلیل، بدون در نظر گرفتن رابطه مادر و فرزندی، پسرانش را از افتادن در دام آن مهلکه بر حذر می‌دارد و در برابر آنان می‌ایستد تا شاید آنان را بار دیگر به راه راست آورد. در واقع، نزد او تنها حق و حقیقت اهمیت داشت و این مسأله‌ای کوچک و بی‌ارزش نیست که بتوان راحت با آن برخورد نمود. در حقیقت، این نوع مواضع و برخوردهای صحابه بزرگوار، خود دلیلی دیگر است بر عدالت ایشان و گناهکار نبودن آن بزرگواران.(5) 
ب – صعبه دختر حضرمی
با شدت یافتن بحران و تنگ شدن محاصره خانه عثمان(رض)، صعبه بنت حضرمی، فرزندش، طلحه بن عبیدالله(رض) را فراخواند و از او خواست تا نزد عثمان(رض) رود و او را قانع نماید تا به صحابه و دیگر مسلمانان اذن دهد که از او و شهر مدینه در برابر آن شورشیان دفاع کنند(6) . در واقع، این روایت، بیانگر میزان ترس و نگرانی صعبه برای عثمان(رض) است که این چنین تلاش می‌کند تا از طریق فرزند خود عثمان را قانع کند تا نگهبانان و محافظانی را برای خود اختیار کند. همچنین این روایت نشان می‌دهد که ام عبدالله بن رافع که این خبر را نقل کرده است(7) ، خود، تا چه حدّ به اخبار و رویدادهای آن فتنه اهمیّت می‌داده است که با پرس‌وجو از افرادی چون صعبه بنت حضری از جزئیات آن رویداد با خبر شده است.(8) 
در حقیقت، این مواضعی که در صفحات قبل دیدیم، موضع تمام صحابه در قبال آن فتنه بود. آنان با وجود تمام ابرهای شایعات و اکاذیب، باز هم می‌توانستند خورشید حقیقت را از ورای آن‌ها ببینند و جانب آن را بگیرند.(9) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ الطبری (5/202). 
2) تاریخ الطبری (5/202). 
3) دور المرأة السیاسی، ص343. 
4) العواصم من القواصم، ص120. 
5) دور المرأة السیاسی، ص344. 
6) دور المرأة السیاسی، ص345. 
7) دور المرأة السیاسی، ص345. 
8) دور المرأة السیاسی، ص345. 
9) همان، ص345-346. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:486.txt">1- در آن سال، امیر حج که بود؟</a><a class="text" href="w:text:487.txt">2- آیا عثمان(رض) از والیان خود درخواست کمک نمود؟</a><a class="text" href="w:text:488.txt">3- آخرین خطبه عثمان(رض)</a></body></html>عثمان از عبدالله بن عباس(رض) خواست تا امیر حج آن سال باشد. هر چند در ابتدا ابن عباس از این کار سر باز می‌زد و از عثمان می‌خواست تا بگذارد او در کنارش بماند و از او در برابر آن شورشیان منحرف از دین دفاع نماید اما عثمان بدو گفت: که اصرار دارد که حتماً مراسم حج آن سال را بر مردم به جای آورد. ابن عباس نیز که اصرار عثمان را دید آن در خواست را پذیرفت و قصد مکه نمود، عثمان پیش از عزیمت ابن عباس، نامه‌ای را به او داد تا آن را که بیانگر ما وقع آن ماجرا و مواضع عثمان در برابر معترضان و نیز خواست‌ها و اقدامات آنان بود بر حجاج بخواند تا آنان از آن رویداد و حقایق آن آگاه باشند(1) . مشروح نامه بدین قرار است: 
بسم الله الرحمن الرحیم. حمد و سپاس پروردگاری را که جز او هیچ معبود و فرمانروای دیگري نیست. سلام و درود بر شما امت اسلام، من نعمت بزرگ خداوند را که همانا این شریعت پاک است. به شما یادآور می‌شود که به یاد داشته باشیم که پروردگارمان ما را از آن ضلالت رهانید و از گرداب کفر و شرک نجات داد، آیات خویش را به شما تعلیم داد و قدرت خویش را به شما نمایاند. رزق شما را فزونی داد و شما را بر دشمنانتان پیروز گردانید. این آیات را به یاد بیاوریم که خداوند خطاب به ما بندگان خویش چنین می‌گوید: 
(وَآتَاکُم مِّن کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ) إبراهيم: ٣٤ 
(و به شما داده است هر آنچه كه خواسته باشيد، و اگر بخواهيد نعمتهاي خدا را بشماريد (از بس كه زيادند) نمي‌توانيد آن‌ها را شمارش كنيد. واقعاً انسانْ ستمگرِ ناسپاسي است (اگر نعمتهاي خدا را ناديده بگيرد و به جاي پرستشِ دهنده نعمتها، چيز ديگري را پرستش بكند و سر از خطّ فرمان آفريدگار برتابد)). 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ(102) وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا کَذَلِکَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَکُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ(103) وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(104) وَلاَ تَکُونُواْ کَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ(105))  آل عمران: ١٠٢ – ١٠٥
(اي كساني كه ايمان آورده‌ايد آن چنان كه بايد از خدا ترسيد از خدا بترسيد (و با انجام واجبات و دوري از منهيّات گوهر تقوا را به دامان گيريد) و شما (سعي كنيد غافل نباشيد تا چون مرگتان به ناگاه در رسد) نميريد مگر آن كه مسلمان باشيد. ‏