عد از گسترش فتوحات، نظر عمر بر این بود که سرزمین‌هایی را که مسلمانان فتح کرده‌اند میان فاتحان تقسیم نکند، بلکه تنها خراج آن سرزمین‌ها در میان آنان و فرزندان‌شان تقسیم شود و عثمان از جمله آنانی بود که با این دیدگاه موافق بودند.(1)
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیاسة المللیة لعثمان بن عفّان، ص25. چون عمر در سال سیزدهم بعد از هجرت به خلافت رسید، عبدالرحمن بن عوف را امیر حج آن سال نمود، در همان سال، عمر به همسران نبی خدا(ص) اذن داد تا حج گذارند اما به عثمان و عبدالرحمن امر نمود تا بازگشت آنان به مدینه مراقب ایشان باشند. گویند که عثمان سوار بر شترش، پیشاپیش آنان حرکت می‌کرد و به هیچ کس اجازه نمی‌داد تا به کجاوه‌های امهات المؤمنین نزدیک شود و هر جا قافله عمر اتراق می‌کرد، قافله ایشان نیز توقف می‌نمود. نقل می‌کنند که در این اتراق‌ها، عثمان و عبدالرحمن، کاروان امهات المؤمنین را در درون دره‌ها اسکان می‌دادند و خود جلوی ورودی و خروجی آن‌ها می‌ماندند و به هیچ‌کس اجازه عبور از آن‌جا را نمی‌دادند.(1)
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) طبقات ابن سعد (3/134)، أنساب الأشراف (1/465 –466). <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:63.xml">گفتار اول: به خلافت رسیدن عثمان</a><a class="folder" href="w:html:99.xml">گفتار دوم: روش حکومت داری عثمان بن عفّان(رض)</a><a class="folder" href="w:html:123.xml">گفتار سوم: مهمترین صفات ذی‌النورین(رض)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:64.xml">نخست: بینش عمر(رض) در انتصاب جانشین خود</a><a class="folder" href="w:html:76.xml">دوم: وصایای عمر به خلیفه بعد از خود</a><a class="folder" href="w:html:83.xml">سوم: روش عبدالرحمن بن عوف در نحوه اداره شوری</a><a class="folder" href="w:html:89.xml">چهارم: أباطیل و أکاذیب رافضی‌ها درمورد ماجرای شورا</a><a class="text" href="w:text:95.txt">پنجم: سزاوارتر بودن عثمان بن عفّان به امر خلافت</a><a class="text" href="w:text:96.txt">ششم: اجماع مسلمانان بر لایق‌تر بودن عثمان به امر خلافت</a><a class="text" href="w:text:97.txt">هفتم: حکم آن‌که علی(رض) را بر عثمان(رض) ترجیح می‌دهد</a><a class="text" href="w:text:98.txt">بیان آرای علما در خصوص مسأله ترجیح دادن علی بر عثمان(رض)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:65.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:66.txt">1- تعداد اعضای شوری و نام آنان</a><a class="text" href="w:text:67.txt">2- طریقه انتخاب خلیفه</a><a class="text" href="w:text:68.txt">3- مدت زمان فرصت انتخاب خلیفه</a><a class="text" href="w:text:69.txt">4- تعداد آرای لازم برای انتخاب خلیفه</a><a class="text" href="w:text:70.txt">5- داوری به هنگام اختلاف</a><a class="text" href="w:text:71.txt">6- دسته‌ای از مسلمانان مراقب روند کار شوری باشند و از هر نوع آشوب جلوگیری کنند</a><a class="text" href="w:text:72.txt">7- کنار گذاشتن فرد افضل و اصلح و تعیین فردی که از فضل و صلاحیت کمتری برخوردار است، جائز می‌باشد</a><a class="text" href="w:text:73.txt">8- جمع نمودن بین تعیین کردن نامزدها و تعیین نکردن آنان</a><a class="text" href="w:text:74.txt">9- مشورت تنها در میان اعضای شورا نیست</a><a class="text" href="w:text:75.txt">10- شوری بالاترین هیئت مرجع حکومت و سیاست است</a></body></html>عمر فاروق همیشه به فکر حفظ وحدت امّت بود، حتی در آن لحظاتی که بر اثر جراحات شدید، در بستر مرگ افتاده بود، فکر وحدت امت و سرنوشت او، لحظه‌ای عمر را رها نمی‌ساخت، به واقع این لحظات نمایان‌گر میزان ایمان عمیق عمر و اخلاص و ایثار او نسبت به دین و پیروان آن بود(1) . عمر، در آن لحظات سخت، به روشی نو در انتخاب خلیفه رسیده بود، روشی که بیانگر عمق بینش و درک او از سیاست و دین است. قبل از او، پیامبر خدا(ص) هیچ کس را به عنوان جانشین انتخاب ننموده بود و ابوبکر نیز پس از مشورت با بزرگان صحابه، عمر را به جای خود برگزیده بود و وقتی که در بستر مرگ به وی پیشنهاد تعیین جانشین نمودند، او بعد از تأمّل بسیار، تصمیمی اتخاذ کرد که شایسته‌ي مقام و جایگاه او بود؛ اگر رسول خدا(ص) فوت کرد، همه صحابه به فضیلت ابوبکر و سابقه او در اسلام اذعان داشتند و او را بهترین گزینه برای مقام خلافت می‌دانستند، زیرا پیامبر با قول و عمل خویش به امت خویش ثابت کرده بود که ابوبکر برای این امر از همه بهتر است، و چون ابوبکر در بستر مرگ افتاد، بعد از مشورت با بزرگان صحابه، عمر را جانشین خود کرد چون می‌دانست که همه صحابه به قدر و کارایی عمر ایمان دارند، لذا بعد از مشورت با بزرگان اصحاب او را بعنوان جانشین خود انتخاب نمود، وهيچ یک از آن‌ها با رای ایشان مخالفت نورزیدند(2) . و اما روش جدید این بود که عمر فرمان داد تا شش نفر از بزرگان صحابه که همه آنان صلاحیت مقام خلافت را دارند، گردهم آیند و از میان خود یکی را به عنوان خلیفه تعیین کنند، او طریقه انتخاب خلیفه و مدت زمانی را به‌ عنوان فرصت برای تعیین خلیفه مشخص نموده و داوری را معین کرده بود تا در صورتی که آرای اعضای شوری برابر شد، او نظر خود را به عنوان داور بگوید، همچنین دسته‌ای از صحابه را مأمور کرده بود تا مراقب و مانع آشوب و هرج و مرج گردند و نیز نگذارند کسی نه به محل شوری وارد شود و نه به مذاکرات آن گوش دهد(3) . ما در این‌جا به ترتیب به هر یک از مطالب فوق می‌پردازیم:
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) العانی، الخلیفه الفاروق عمر بن الخطّاب، 161. 
2) أولیات الفاروق، 122. 
3) همان، 124. عمر، شش نفر از بزرگان صحابه را تعیین نمود تا خلیفه را از میان خود انتخاب کنند، آنان عبارت بودند از: علی بن أبی طالب، عثمان بن عفّان، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن أبی وقّاص، زبیر بن عوّام و طلحه بن عبیدالله. عمر، سعید بن زید را که از عشره مبشره بود، جزو این شوری قرار نداد، شاید به این علت که سعید از بنی عَدِیّ و خویشاوند عمر بود(1)  و او دوست نداشت هیچ کدام از نزدیکانش وارد حکومت شوند، هرچند که در میان آنان افراد شایسته‌ای نیز یافت می‌شدند.(2)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البدایة و النهایة (7/142). 
2) الخالدی، الخلفاء الراشدون، 98. عمر به اعضای شوری دستور داده بود که در خانه‌ای گردهم آیند و به مشورت با هم بپردازند؛ همچنین ایشان عبدالله، فرزند خویش، را به عنوان حکم و داور در میان آنان منصوب کرده بود تا با آنان در امر تعیین خلیفه مشورت نماید اما هیچ‌گونه حق رأیی نداشت و حق نداشت خود را نامزد این مقام کند، عمر به صُهَیب دستور داد تا سه روز، امامت مردم را بر عهده گیرد، در واقع عمر(رض) هیچ کدام از اعضای شورا را امام جماعت نکرد تا گمان نشود عمر، او را برای خلافت ترجیح می‌دهد(1) ، نیز به مِقْداد بن أَسْوَد و أبوطلحه أنصاری امر کرد، تا ناظر و مراقب روند مذاکرات شوری باشند.(2)
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البهنساوی، الخلافة و الخلفاء الراشدون، 213. 
2) أشهر مشاهیر الإسلام فی الحرب و السیاسة، 648. عمر(رض) به اعضای شوری سه روز فرصت داده بو