را بر اساس اصول و مبادی اسلام بنیان گذاشت، به ویژه که این محفل، براساس شوراست و شورا، خود از مبادی اسلام می‌باشد. از طرفی دیگر اصل در انتخاب خلیفه، پس از تعیین آن توسط شوری، تأئید آن توسط مسلمانان در مسجد جامع بود. با این توضیحات دیگر سؤالاتی چون: چه کسی این حق را به عمر داد؟ یا عمر بر چه اساسی این تصمیم را گرفت؟ دیگر بی‌معنا می‌شود. همچنین باید در نظر گرفت که جماعت عظیمی از صحابه و مسلمانان این تصمیم را پذیرفتند و از آن استقبال نمودند و هیچ نوع اعتراضی نسبت به این تصمیم در هیچ روایاتی به ما نرسیده است، تا آن‌جا  که می‌توان گفت: مسلمانان در این مورد به اجماع رسیده بودند و می‌دانیم که اجماع، بعد از قرآن و سنت، از مصادر و منابع تشریع و وضع احکام می‌باشد(1) . نباید این مهم را از یاد برد خلیفه‌ای که این تصمیم را اتخاذ نمود عمری بود که در خرد و تعهد او هیچ شکی نیست. همچنین اعضای آن شورا از بهترین صحابه رسول خدا(ص) بودند و صاحب ویژگی‌ها و امتیازات منحصر به فردی می¬باشند که خداوند(عزوجل) و رسولش آن‌را ابلاغ و اعلام کرده‌اند.(2) 
به این ترتیب، عمر چشم از جهان فرو بست اما با وجود آن دردها و جراحات شدید، از سرنوشت امت غافل نشد و نظامی را بنیان نهاد که کسی پیش از او بدان دست نیافته بود؛ هیچ کس در این شک ندارد که اصل شوری، صراحتاً در قرآن و قول و فعل رسول خدا(ص) بیان شده است و اگر عمر تدبیری را به خرج داد و هیئتی را متشکل از افراد محدود جهت تعیین خلیفه منصوب نمود، هر چند که پیش از او رسول خدا(ص) و ابوبکر صدیق آن‌را انجام نداده بودند، اما یقیناً عمر، آن‌را از اسلام راستین و اصل شورا اخذ نمود و چه کار بجا و نیکویی بود و در آن شرایط بهترین گزینه و راه برای حفظ وحدت و مصالح صحابه و امت اسلام محسوب می‌شد.(3) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) نظام الحکم فی الشریعة و التاریخ الإسلامی، ظافر القاسمی (1/227 –228). 
2) همان (1/229). 
3) أولیات الفاروق، ص127. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:77.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:78.txt">1- تأکید بر لزوم داشتن تقوی و ترس از خدا</a><a class="text" href="w:text:79.txt">2- سیاست و حکومت</a><a class="text" href="w:text:80.txt">3- جنبه نظامی آن</a><a class="text" href="w:text:81.txt">4- جنبه اقتصادی و مالی</a><a class="text" href="w:text:82.txt">5- بعد اجتماعی آن</a></body></html>عمر، در وصیتنامه‌ای، سفارش‌هایی را به خلیفه خود نمود که به شرح زیر است: 
تو را به تقوا و ترس از خدای یکتا و بی‌شریک سفارش می‌کنم، نسبت به مهاجرین نخستین مهربان باش و پیشقدم بودن آنان در اسلام را فراموش نکن، منزلت انصار را نیز رعایت کن، خوبیهای آنان را بپذیر و از اشتباهاتشان در گذر. 
نسبت به سربازان جبهه‌های جنگ، خوب کردار باش، بدان که آنان سپر اسلام در برابر دشمنان و خراج بگیران دولت می‌باشند؛ از مازاد مال و ثروت مردم، مالیات اخذ کن و به آنان بیش از حد توانشان سخت نگیر؛ تو را سفارش می‌کنم که با بادیه‌نشینان نیک کردار باش که آنان اصل عرب و پشتوانه دین می‌باشند، از اموال مازادشان جهت تأمین نیازهای فقرای آنان سود ببر. تو را به رفتار نیک با غیر مسلمان اهل ذمّه سفارش می‌کنیم، در صورت جنگ با دشمنان، پشت خود را به آن ننما، در عین حال اگر به وظایف خود در قبال مسلمانان، داوطلبانه و یا از روی ترس و ذلّت پایبند بودند، کاری بیش از حد توانشان از آنان مخواه؛ تو را به تقوای خدا و بر حذر بودن از خشم و مجازات او سفارش می‌کنم و بترس از او که تو را در شک و شبهه نسبت به دین خود ببیند. تو را توصیه می‌کنم که خداوند را راجع به نحوه رفتار با مردم در نظر داشته باش اما هرگز در مورد خداوند(عزوجل) و رعایت دستورات او از مردم هراسی به دل راه مده. در حق رعیّت عدالت را رعایت کن، به رفع نیازهای آنان و دفاع از مرزها بپرداز، اغنیا را بر فقرا برتری مده که در این کارها، اگر خدا بخواهد سلامت قلب تو از پلیدی‌ها، تقویت ارکان حکومت و سعادت و موفقیت آن نهفته است. به تو سفارش می‌کنم در دین خدا و اجرای حدود و دستورات آن نسبت به همه مردم سختگیر و مصمّم باشی، در اجرای آن‌ها، نسبت به هیچ کس دچار رحم و شفقت مشو تا گناهی را که مرتکب شد در مورد او اجرا نمایی، مردم را به یک چشم نگاه کن وآن‌ها را با هم برابر دان، به اجرای حق اهمیت بده و به این نگاه نکن که صاحب حق کیست، در اجرای احکام و حدود خداوند، از ملامت هیچکس هراس نداشته باش؛ از تبعیض در نحوه تقسیم بیت‌المال بپرهیز و از ظلم و جور دوری کن تا از لطف و فضلي که خدا به تو ارزانی داشته، محروم نگردی، بدان که تو در این مقام مانند کسی هستی که در میان دنیا و آخرت منزل‌گاهی را برگزیده‌ است، پس اگر در دنیایت به عدالت روی آوری و از شهوت و امیال حرامی که در اختیار توست، خود را مصون داری آنگاه به ایمان و رضوان پروردگار نائل آمده‌ای اما اگرهوی و هوسی بر تو فائق آیند، در آن‌صورت به خشم خداوند گرفتار آمده‌ای و از ظلم و ستم به اهل ذمه بپرهیزید. من تو را نصیحت و اندرز دادم تا بدان رضایت خدا و سعادت آخرت را به دست آوری، من نصایحی را بر تو عرضه داشتم که همیشه آن‌ها را به فرزندم سفارش می‌کردم، حال اگر به این پندها و وصایا عمل نمایی، سود و موفقیت بسیاری را نصیب خود ساخته‌ای، اما اگر به آن‌ها پشت نمایی و کارهایی را که مورد رضای پروردگار است انجام ندهی آن‌وقت خواهی دید که خود و ایمانت را دچار نقصان نموده‌ای و در آن راه به خطا رفته‌ای، بدان که امیال و خواهش‌های نفس در میان همه انسان‌ها مشترک است و سر سلسله گناهان إبلیسی است که همه را به فنا و نابودی فرا می‌خواند، موجود پلیدی که مردمان پیشین را گمراه کرد و آنان را به آتش دوزخ درافکند و این آتش بس جایگاهی زشت و دهشتناکی است و عجب قیمت ناچیزی را در قبال اطاعت از دشمن خداوند به کف آوردند. بدون ترس از غیر خدا سوار مرکب حق شو و به میادین نبرد حق و باطل داخل شو و از مراقبت نفس خویش و پند و اندرز در آن غافل مشو. تو را به خداوند سوگند می‌دهم که نسبت به مسلمانان ترحّم داشته باشی، به مردان و زنان احترام گذاری و به کودکانتان رحم کنی، به علمایشان ارج نهی و آنان را خوار ننمایی. مرزداران را از منافع خراج‌ها و مالیات‌ها بی‌بهره نساخته و خشمگین ننمایی، آنانی را که سزاوار پاداش و بخشش هستند از آن‌ها محروم نسازی تا آنان دچار فقر و فلاکت نشوند و آنان را به مدت زیاد از همسر و فرزندانشان دور نگه نداری تا نسل آنان از میان نرود، بیت‌المال را در انحصار اغنیا و ثروتمندان قرار ندهی و درهای حکومتت را به روی مردم نبندی که در غیر این‌صورت ثروتمندان و قدرتمندان، ضعیفان و مستمندان را از میان خواهند برد. این وصیت و سفارش من به توست و خداوند را شاهد آن می‌گیرم، از هم‌اکنون بر تو سلام می‌فرستم و از خداوند(عزوجل) می‌خواهم که تو را در پناه خویش، حفظ نماید. 
این وصیت نامه، بیانگر میزان بعد نظر و دورا