دان پایه و مرتبه دست یابند، عثمان با چشم خود دید که رسول خدا(ص) به چه میزان نزدیکان و خویشان خود را دوست می‌داشت و در حق آنان از هیچ احسان و بخششی دریغ نمی‌نمود، کما اين‌كه ایشان هنگام تقسیم جزیه و زکات بحرین، بیشترین سهم را به عباس، عمومی خویش، عطا کردند.(10) 
و علی، پسر عمو و داماد خویش را به امارت برگزیدند، به تحقیق، سیره رسول خدا(ص) بزرگترین الگوی عثمان و دیگر مؤمنان بود که می‌توانستند از آن تبعیت نمایند و راه سعادت را در آن بجویند.(11) 
ابن کثیر در همین رابطه چنین می‌گوید: «عثمان فردی بود بزرگوار، با حیا و شرم و دارای اخلاقی نیکو و سخاوتی عظیم که در راه خدا، بخشش‌های فراوانی به خویشان و نزدیکان خود می‌نمود تا بتواند با بذل متاع فناپذیر و بی‌ارزش دنیا، آنان را تشویق نماید که تنها به امور جاودان و با ارزش آخرت اهتمام ورزند و از آن غافل نشوند». 
پیامبر خدا(ص) نیز هنگام تقسیم بیت‌المال، به دسته‌ای از مردم بخشش می‌کرد و دسته‌ای دیگر از یاران را که قلب‌شان آکنده از ایمان و هدایت بود از آن اموال محروم می‌نمود تا شاید دسته اول را نیز به راه هدایت رهنمون باشد و این خصلت حکیمانه را منافقان و خوارج جهت تخریب جایگاه و منزلت حضرت رسول(ص) غنیمت می‌شمردند و از این نوع رفتار رسول خدا(ص) انتقادهای گزنده و نیش‌داری می‌کردند.(12) 
به عنوان مثال، جابر بن عبدالله(رض) در همین رابطه این ماجرا را نقل کرده است: هنگام تقسیم غنایم در «جعرانه» که رودی است مابین طائف و مدینه، یکي از همین منافقان بر پیامبر خرده گرفت که چرا در تقسیم غنایم، جانب عدالت را رعایت نمی‌کند؟ پیامبر(ص) جوابی محکم و کوبنده به او پاسخ داد که:
«شقيت إن لم أعدل».
«اگر من عدالت را رعایت نکنم خداوند مرا از رحمت خویش محروم سازد.»(13) 
عثمان نیز به همین روش مورد انتقاد و تخریب منافقان و خوارج و دشمنان اسلام قرار می‌گرفت، او خطاب به اعضای مجلس شورای امّت و در دفاع از اقدامات خویش چنین گفت: «در رابطه با رفتار و منش خود و وضعیت حکومتم، شما را در جريان قرار داده‌ام. ابوبکر و عمر که پیشتر از من در این مقام حضور داشتند، به خاطر رضای خداوند، بر خود و اطرافیان خویش سخت می‌گرفتند، حال آن‌که رسول خدا(ص) نزدیکان خویش را از بیت‌المال محروم نمی‌ساخت. من چون به این مقام رسیدم، دیدم که مردمان من در فقر و تنگدستی به سر می‌برند و به همین دلیل تصمیم گرفتم، آنان را از ثروت‌های بیت‌المال بهره‌مند سازم. حال اگر شما این اقدام مرا نادرست می‌دانید آن‌را بازگو نمایید»(14) . 
 ابن تیمیه نیز در ردِّ منتقدان عثمان بن عفّان، بیان می‌دارد: 
هرچند عثمان نسبت به خویشاوندان خود سخاوتمند بود، اما نباید امثال این روایت را که در آن نقل شده است، عثمان به هر چهار داماد خویش که همه از قریش بودند چهار صد هزار دینار پرداخت نمود، باور نمود. همچنین به یقین روایتی که در آن آمده است، عثمان یک میلیون دینار به مروان بن حکم بخشش کرد، کذب و نادرست است. باید در خصوص این قبیل روایات پرسید که سند درست و معتبر این داستان‌ها کجایند؟! درست است که عثمان به همه‌ي مسلمانان، اعمّ از نزدیکان خود و سایر مردمان، بخشش‌های زیادی می‌نمود اما هر کدام از این بخشش‌ها جهت اثبات درست و معتبری می‌باشد. همچنین باید دانست که هیچ‌کدام از خلفای راشدین(رض) هرگز چنان مبالغ هنگفت و بی‌حد و نصری را نبخشیده‌اند.(15) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فصل الخطاب فی مواقف الأصحاب، 82. 
2) تاریخ الطبری (5/36). 
3) تاریخ الطبری (5/36). 
4) فصل الخطاب فی مواقف الأصحاب، ص 83. 
5) منهاج السنة (3/187، 188). 
6) منهاج السنة (3/237). والدولة الأمویّة، لحمدی شاهین، ص163. 
7) تاریخ الطبری (253). 
8) فصل الخطاب فی مواقف الأصحاب، 84. 
9) فصل الخطاب فی مواقف الأصحاب، 84. 
10) صحیح البخاری (کتاب الجزیه). 
11) البدایة و النهایة (7/201). 
12) البدایة و النهایة (7/201). 
13) صحیح البخاری (کتاب فرض الخمس). 
14) الطبقات الکبری (3/190). 
15) منهاج السنّه (3/190). <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:208.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:209.txt">عبدالله بن عمر(رض) مقام قضا را نمی‌پذیرد</a><a class="text" href="w:text:210.txt">دادگستري</a><a class="text" href="w:text:211.txt">مشهورترین قاضيان عهد عثمان(رض)</a><a class="folder" href="w:html:212.xml">نخست: اجتهادات مربوط به قصاص و جنایات، حدود و تعزیرات</a><a class="folder" href="w:html:231.xml">دوم: اقدامات و اجتهادات عثمان(رض) در زمینه عبادات و معاملات</a></body></html>عصر خلفای راشدین، در راستای عصر نبی¬اکرم(ص) و در ارتباطی کامل با سیرة آن حضرت(ص) بود و به همین دلیل، این عصر از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار می‌باشد، نظام و برنامه‌های این عهد، به طور اعم قضائی آن، به طور أخص، تداوم و استمرار همان نظام و برنامه‌های عهد رسول خدا(ص) بودند که صحابه با دقت و وسواس زیاد بر اجرا و رعایت آن نظام و برنامه‌های رهبر خویش در تمامی شئون و مسايل امت اصرار می‌ورزیدند، می‌توان اهمیت نظام قضائی عهد راشدین را در دو اصل بیان داشت: 
* رعایت احادیث رسول خدا(ص) در امور قضا و اجرای تمامی آن‌ها 
* تدوین برنامه‌ها و وضع قوانین قضائی جدید که بتواند در عین در نظر داشتن مسايل نو و به¬روز جهان اسلام، پایه‌ها و ارکان دولت نو بنیان اسلامی را تحکیم بخشند.(1)(1)  
عمر فاروق با عنایت خداوند و نیز به کمک نبوغ بی‌نظیر خود توانست نظام قضائی دولت اسلامی را گسترش و تکمیل نماید؛ او برای این نظام، ارکان و اصولی را نهادينه نمود که خلیفه‌ي بعد از او، عثمان بن عفان، توانست بر همین اساس، قضاوت دولت خود، اختیارات آنان، صفات و ویژگی‌های این قضات و میزان حقوق و مزایای ایشان را تعیین نماید؛ همچنین او منابع صدور احکام و قوانین قضائی را که قضات می‌بایست در احکام خود به آن‌ها استناد می‌کردند، در راستای همان اصول و نظامی که عمر فاروق وضع کرده بود، تدوین و اجرا نمود. 
هنگامی که عثمان به مقام خلافت رسید، در مدینه سه تن از صحابه به امر قضا می‌پرداختند که عبارت بودند از علی بن ابی طالب(رض)، زید بن ثابت(رض) و سائب بن یزید(رض). عثمان بر خلاف عمر که در امر قضا به آنان استقلال کامل داده بود، خود مستقیماً در این امور نظارت می‌کرد و در خصوص حل منازعات با این سه تن و دیگر صحابه مشورت می‌نمود، اگر نظر او با آرای آنان یکی بود، حکم را صادر می‌کرد و در غیر این‌صورت، به بحث و گفتگوی بیشتر در آن مسأله مبادرت می‌ورزید. این به معنای آن است که عثمان آن سه نفر را از مقام قضا عزل نمود و آنان را در حدّ یک مشاور نگه داشت که در مسايل متعدد با آنان و دیگران به مشورت می‌پرداخت. هر چند هستند محققانی که بر این باورند، عثمان آن سه نفر را از مقام قضا عزل ننمود و هیچ نصّ صریحی در این خصوص وجود ندارد بلکه آن‌ها را در این مقام ابقا نمود، اما در عین حال در مسايل و قضایای مهم به مشورت و تبادل آراء با ایشان اقدام می‌نمود؛ در واقع 