چنین در تابستان، یک یا دو سال بعد از بازگشت از آن فتوحات، او یزید بن حر عبسی را به همان نقاط اعزام نمود و به او دستور داد تا همان کار را انجام دهد.(5)  
در آن روزگار، سرداران گاه در تابستان و گاه در زمستان به بلاد روم عزیمت کرده و پس از جنگ‌های خود با رومیان، سربازان زیادی را در آن مناطق مستقر می‌کردند تا پس از بازگشت خود، از آن مرزها مراقبت و محافظت کنند.(6)  
به واقع می‌توان ادعا نمود که معاویه بن ابوسفیان در طول امارت خود بر شام و مرزها و سواحل آن و نیز حراست از آن مناطق، لیاقت بسیاری از خود نشان داد و کارنامه موفقی از خود به جای گذاشت.(7)  
همچنین عثمان(رض) به عبدالله بن سعد بن ابی سرح فرمان داد تا با اعزام سپاهیانی به اسکندریه و مستقر نمودن آنان در آن منطقه، از مرز آن‌جا حفاظت کامل به عمل آورد. نیز به او دستور داد تا ارزاق و حقوق آن مرزداران را تعیین نماید و هر چند وقت یک بار، جای آنان را با دیگران عوض نماید، تا این حضور مستمر در مرزها، به آنان ضرر و زیانی وارد نسازد. 
او در نامه‌ای خطاب به ابن ابی سرح چنین نوشت: 
می‌دانی که امیر المؤمنین عمر بن خطّاب نسبت به امنیت اسکندریه اهتمامی خاص داشت، رومیان تا به حال دوبار صلح را نقض کرده‌اند و به همین دلیل بر تو لازم است که سپاهیانی را به حفاظت و حراست آن‌جا بگماری؛ در عین حال ارزاق و حقوقشان را پرداخت نما و هر شش ماه دیگران را جایگزین آنان کن.(8)  
رسم فرماندهان و سرداران اسلام این بود که چون زمین را به تصرف در می‌آوردند و به قلعه‌های آن سرزمین‌ها دست می‌یافتند، اقدام به بازسازی و تعمیر آن‌ها می‌کردند و سپس سربازانی را در آن‌جا مستقر می‌نمودند. همچنین آنان علاوه بر این اقدامات، خود، دست به ساخت قلعه‌ها و پایگاه‌های دفاعی جدیدی می‌زدند. از جمله قلعه‌هایی که معاویه بن ابو سفیان به بازسازی آن‌ها مبادرت کرد، قلعه‌های رود فرات بودند که شامل قلعه‌های سمیساط(9) ، ملطیه(10) ، شمشاط، کمخ(11) ، قالیقلا(12)  می‌شد. این‌ها قلعه‌هایی بودند که مسلمانان در عهد عثمان و هنگام فتح ارمنستان بر آن‌ها چیره شدند و پس اقدام به بازسازی آن‌ها و استقرار سربازان در آن قلعه‌ها نمودند.(13)  
به عنوان مثال، حبیب بن مسلمه فهری، دو هزار سرباز را در قلعه قالیقلا مستقر نمود و زمین‌هایی را در آن‌جا به آنان واگذار کرد تا از مرزهای آن منطقه حراست کنند.(14)  
همچنین خود عثمان به حبیب بن مسلمه دستور داد تا شخصاً در مرزهای شام و شبه جزیره مستقر شده و به امنیت آن نظارت مستقیم داشته باشد.(15)  
نیز چون براء بن عازب(رض) منطقه قزوین را فتح نمود، پانصد مسلمان جنگجو را در آن‌جا باقی گذاشت و فرماندهی بر ایشان تعیین نمود و سپس زمین‌هایی را به آنان واگذار کرد که تنها متعلق به آنان بود و هیچ کس دیگر را در آن‌جا حقی نبود؛ آنان نیز به آبادانی آن همت گماردند و به کشیدن نهر‌های آب و حفر چاه‌ها اقدام نمودند.(16)  
همچنین بعد از اين‌كه سعید بن عاص، طمیسه(17)  را به تصرف در آورد، دو هزار سرباز را در آن‌جا مستقر نمود و فردی را به فرماندهی آنان منصوب نمود.(18)  
امثال این قبیل اقدامات در دوران خلافت عثمان بسیار بودند و فرماندهان و سرداران خلیفه مسلمین، سربازانی را جهت حراست از مرزهای قلمرو اسلامی در جای جای مرزهای آن مستقر می‌کردند.(19)  
در عین حال، عثمان به غزوات و لشکر‌کشی‌های تابستانه و زمستانه فرماندهان و سرداران خود اهتمام خاصّی داشت و هر سال مقدمات و ملزومات آن‌ها را فراهم می‌آورد و فرماندهان و سرداران بزرگی چون معاویه بن ابوسفیان، خود، بدان مأموریت‌ها مبادرت می‌ورزیدند. مثلاً معاویه در شهر «منبج»(20)  پلی را بنا نمود که از قبل وجود نداشت و هدف از ساخت آن ایجاد مسیری برای لشکرکشی‌های تابستانه بود. در جنگ با رومیان، عثمان اختیارات وسیعی به معاویه داد و به او اجازه داد تا فرماندهان لشکرکشی‌های تابستانه و زمستانه را خود او تعیین نماید؛ او نیز سفیان بن عوف را بدان کار گماشت که در تمام دوران خلافت عثمان بر این سمت باقی ماند. لازم به ذکر است که غزوات و لشکرکشی‌های تابستانه و زمستانه مسلمانان تنها محدود به مرزهای خشکی نمی‌شد، بلکه در دریا و مرزهای دریایی نیز چنین رویه‌ای برای عهد عثمان برقرار بود.(21)  
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری (5/244). 
2) الإدارة العسکریّة فی الدولة الإسلامیّة (2/466). 
3) فتوح البلدان (1/175). 
4) الخراج، ابن قدامه، 413. 
5) الإدارة العسکریّه فی الدولة الإسلامیّة (2/467). 
6) الإدارة العسکریّة فی الدولة الإسلامیة (2/467). 
7) الإدارة العسکریّة فی الدولة الإسلامیة (2/467). 
8) فتوح مصر، 192. 
9) سمیساط شهری بود در ساحل غربی رود فرات و نزدیک قلمرو روم. 
10) ملطیّه از شهرهای روم بود که در نزدیکی مرز شام قرار داشت. 
11) کمخ از شهرهای روم بود که با أرزنجان تنها یک روز فاصله داشت. 
12) قالیقلا شهری بود واقع در ارمنستان بزرگ و جزو مناطق خلاط و ملازگرد محسوب می‌شد. 
13) من تاریخ التحصینات، محمد عبدالهادی، 434. 
14) فتوح البلدان (1/234). 
15) فتوح البلدان (1/241). 
16) الإدارة العسکریّة فی الدولة الإسلامیة (2/469). 
17) طمیسه شهری بود واقع در دشت‌های طبرستان. 
18) الإدارة العسکریّة فی الدولة الإسلامیة (2/469). 
19) الإدارة العسکریّة (2/470). 
20) منبج جزو شهرهای قدیم شام بود. 
21) الإدارة العسکریّة (2/470). پیش از ورود سپاهیان کوفه به ارمنستان، حبیب بن مسلمه توانست سپاه رومیان را در هم شکند و بر آنان پیروز شود و به غنایم عظیمی دست یابد و چون کوفیان بدانجا رسیدند در مورد تقسیم غنایم بین آنان و شامیان دچار اختلاف شدند، حبیب بن مسلمه نامه‌ای به معاویه نوشت و او را از ماجرا با خبر ساخت و او نیز به نوبه خود طی نامه‌ای به عثمان بن عفان(رض) قضیه را برای او بازگو نمود، عثمان دستور داد تا غنایم بین شامیان و کوفیان تقسیم شود و چون نامه‌ي عثمان به دست حبیب بن مسلمه رسید، آن‌را بر شامیان قرائت نمود، شامیان نیز با شنیدن دستور عثمان، گفتند: ما به فرمان امیر المؤمنین گردن می‌نهیم و پس غنایم را با عراقیان تقسیم نمودند.(1)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الفتوح، ابن أعثم (1/341-342). بعد از فتوحات، عبدالله بن عامر در خراسان، هنگام بازگشت، قیس بن هیثم سلّمی را به امارت آن‌جا منصوب نمود. با بازگشت عبدالله بن عامر، «قارن» سپاهیانی قریب به چهل هزار نفر از مردمانی طبیسن، باد غیس، هرات و قهستان فراهم آورد و قصد حمله به مسلمانان را نمود، قیس بن هیثم نیز عبدالله بن خازم را به مشورت طلبید و از او چاره کار را جویا شد، عبدالله نیز فرصت را غنیمت شمرد و به قیس گفت: من صلاح کار را در این می‌بینم که تو از خراسان خارج شوی و امارت آن را به من بسپاری، زیرا مدت‌ها پیش عبدالله بن عامر قول امارت خراسان را به من داده بود و نامه‌ای دروغین را به قیس نشان داد؛ قیس نی