ق تصاحب چنین یاقوت با ارزشی را ندارد؛ نزد او آن یاقوت با خاک هیچ فرقی نداشت. عبدالرحمن مردی بود بزرگوار و سخاوتمند و مهمان‌نواز، شجاع و غیور، زاهد منش و با تقوا و عالم در دین. 
او با وجود آن‌که جنگجو و حاکم یک سرزمین بود، اما از متاع بی‌ارزش دنیا هیچ چیزي نداشت؛ سرانجام این سردار بزرگ فتوحات در سال سی و دوم بعد از هجرت و در منطقه‌ي بلنجر به مقام رفیع شهادت نائل آمد.(9)  
او از جمله‌ي صحابيانی بود که در اواخر عمر حضرت رسول(ص) ایشان را درک کردند و به رسالت ایشان ایمان آوردند. 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) قادة الفتح الإسلامی فی إرمینیه، 55. 
2) قادة الفتح الإسلامی فی أرمینیه، 156. 
3) در افسانه‌ها، ردم سدّی در چین بود. (5/146). 
4) الکامل ابن اثیر (3/29-30). 
5) تاریخ طبری (5/146). 
6) قادة الفتح الإسلامی فی ارمینیه، 150. 
7) تاریخ طبری (5/148). 
8) قادة الفتح الإسلامی فی أرمینیة، 154. 
9) قادة الفتح الإسلامی فی أرمینیة، 154. این صحابی جلیل القدر، نخستین فردی بود که در کوفه به منصب قضا منصوب شد. عمر بن خطّاب(رض)، پیش از شریح او را قاضی کوفه کرده بود، اما چون سعد بن ابی و قاص، در عهد عثمان برای بار دوم به امارت کوفه منصوب شد، خود منصب قضا را به عهده گرفت. 
همچنین سلمان در نبرد قادسیه شرکت کرد و در آن‌جا و نیز در مدائن منصب قضا داشت. باید این را به یاد داشت که در عهد عمر، هر کسی صلاحیّت منصب قضا را نداشت و نیز هر کسی را توان آن نبود تا در کوفه که از یک طرف مملو از بزرگان عرب و صحابه بزرگوار بود و از دیگر سو خیل عظیمی از ملت‌ها و اقوام و قبایل مختلف در آن‌جا سکونت دشتند، در جایگاه قضا نشیند و این دلیلی است بر میزان علم و معرفت سلمان نسبت به شریعت و عدل و دینداری و خرد شخصیت قوی او که سبب شد تا همه‌ي مردم به او اعتماد کامل داشته باشند. همچنین سلمان در فتح مدائن و نیز فتح باب الأبواب، عهده‌دار تقسیم غنایم بود که خود، بیانگر تقوا و درستکاری او می‌باشد. سلمان مردی بود صالح و خدا ترس که هر سال به حج می‌رفت، مردی کم نظیر که از اخلاق والایی برخوردار بود، کریم بود و سخاوتمند و مهمان نواز، شجاع بود و غیور، وفادار بود و راستگو و آنچه را برای خود دوست می‌داشت برای دیگران نیز می‌پسندید، این مرد بزرگ بعد از یک عمر جهاد در راه خدا و داشتن مناصب قضا و امارت، آن‌گاه که به شهادت رسید، نه دیناری از خود به جا گذاشت و نه خانه‌ای. او در میان دیگر سرداران هم عصرش از امتیاز خاصی در مدیریت و رهبری برخوردار بود. چون عثمان بن عفان، نامه‌ای به ولید بن عقبه امیر کوفه، نوشت و به او دستور داد تا سپاهیانی را به فرماندهی مردی شجاع و با ایمان جهت تقویت شامیان به جانب وي اعزام کند، ولید بدون هیچ شک و تردیدی، سلمان را برای این مأموریت مهم منصوب کرد. ولید، سلمان را در شرایطی به این سمت تعیین کرد که سرداران بزرگی در کوفه حضور داشتند و در فتوحات و نبردهای متعدد، لیاقت‌های خود را به اثبات رسانیده بودند. بدون شک سلمان نمونه‌ي والای شجاعت، قدرت، ورع و تقوا محسوب می‌شد که در جنگ‌های مختلف این خصایل را به اثبات رسانید. او در فنون جنگ ماهر و از قدرت مدیریت و فرماندهی فوق‌العاده‌ برخوردار بود، جزو تیراندازان قهار به حساب می‌آمد و در سوارکاری مهارتی بسیار داشت.(1)  
نسبت به اسب‌ها اطلاعات فراوانی داشت و به همین دلیل در عهد عمر بن خطاب(رض)، عهده‌دار پرورش و نگهداری اسبان شد. نقل است که عمر بن خطاب از اقصی نقاط قلمرو اسلامی اسبان بی‌شماری را گرد آورده و آماده جنگ می‌نمود. در کوفه نیز چهار هزار اسب وجود داشتند. هدف این بود که چون دشمنان به مرزها حمله‌ور شوند، مسلمانان بتوانند با آن اسبان به سوی دشمنان بشتابند و به مقابله با آنان بپردازند.(2)  
سلمان نیز در کوفه مأمور پرورش و نگهداری آن خیل عظیم اسبان بود.(3)  
در مورد شجاعت او، خودش چنین گفته است: من با همین شمشیرم، یکصد جنگجو را کشته‌ام که هیچ کدامشان خداوند(عزوجل) را پرستش نمی‌کردند و هیچ یک از آنان را در بند اسارت به قتل نرساندم.(4)  
سلمان در میدان کارزار هرگز دشمن خود را که به خداوند کفر می‌ورزید، از روی نیرنگ و خیانت نمی‌کشت، بلکه نخست او را از سرنوشت خود بر حذر می‌داشت و آن‌گاه رو در رو با او نبرد می‌کرد و در فرصت مناسب او را به قتل می‌رساند. او الگوی والای یک مجاهد راست‌کردار بود که در راه رضای خداوند(عزوجل) و اعلای کلمه‌ي حق جهاد می‌نمود و از مردن در این راه نمی‌اندیشید. سرانجام این رادمرد دلیر در سال سی و دو یا سی و سه بعد از هجرت و در حین جهاد در راه خدا، در خون خود غلتید و به مقام شهادت نائل آمد.(5)  
رشادت‌ها و اقدامات شجاعانه و بی‌نظیر این بزرگ مرد تاریخ اسلام، به یقین می‌تواند الگوی جاودان برای هر سرباز و سرداری باشد.(6)  
او تمامی خصایل نیک را در خود گرد آورده بود، فقیهی بود محدّب، قاضی‌ای عادل و دادگر، امانت‌داری پاک و راست‌کردار، مدیری دور اندیش و خردمند، جنگجویی بی‌باک، قهرمانی شهید و سرداری فاتح.(7)  
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تهذیب ابن عساکر (6/210) و تاریخ طبری (5/309). 
2) قادة الفتح الإسلامی فی أرمینیة، 169. 
3) أسر الضابة (2/327). 
4) الإستیعاب (2/633). 
5) قادة الفتح الإسلامی فی أرمینیة، 170. 
6) قادة الفتح الإسلامی فی أرمینیة، 171. 
7) قادة الفتح الإسلامی فی أرمینیة، 172. حبیب بن مسلمه، سرداری بود که از همان آغاز جوانیش در میادین مختلف کارزار حاضر شد و این نخستین میدان کارزاری بود که او تجربه می‌نمود. نقل است که عمر چون اندام تنومند و محکم او را دید، او را در بوته آزمایش قرار داد تا ببیند که حبیب چگونه مردیست، او را در انتخاب پول یا اسلحه مخیر نمود و حبیب اسلحه را برگزید و این انتخاب سرداران و مردان جنگ بود که عشق به آن در اعماق روح و جان حبیب رسوخ پیدا کرده بود. او در جنگ یرموک، فرماندة «کردوس» شد و حال آن‌که تنها بیست و چهار سال سن داشت و این بیانگر ظهور زود هنگام علائم شجاعت و رشادت سرداران در او بود. عمر بن خطّاب او را فرمانده و سرپرست منطقه جزیره نمود و این مسئولیتی نبود که عمر هر کسی را بدان منصوب نماید، زیرا عمر در کارگزاران خود، خصوصیات و امتیازهایی را جستجو می‌کرد که در هر انسانی یافت نمی‌شد. پس عمر، حبیب را والی أرمنستان و آذربایجان کرد. ولایت و إمارت این مناطق به دلیل بعد راه و دوری آن‌ها از مرکز خلافت، مراکز قدرت مسلمانان و نیز شورش‌های مردمان آن دیار بسیار سخت می‌نمود. او در عهد عثمان نیز همچنان مناصب لشکری و کشوری را در اختیار داشت. در مورد شجاعت و رشادت کم نظیر او روایت می‌کنند که چون با شش هزار سرباز عزم منطقه موریان نمود، سپاهی هفتاد هزار نفره را پیش روی خویش دید، حبیب ندا بر آورد و خطاب به سربازانش چنین گفت: اگر هم آنان و هم شما در این کارزار استقامت ورزید، بدانید که خداوند پشت