1/189). 
12) همان (1/193). 
13) نهایة الأرب (19/433). 
14) الولایة علی البلدان (1/194). 
15) الدراهم الإسلامیة، و داد علی القزاز، ص14. 
16) الولایة علی البلدان (1/194). 
17) همان (1/195). هنگامی که رسول خدا(ص) سپاه خویش را جهت عزیمت به سوی روم و نبرد با آنان مهیا می‌نمود، ثروتمندان را ترغیب به تجهیز این سپاه و فراهم نمودن لوازم و وسایل آن می‌کردند و صحابه هر یک به مقدار توان خویش به این سپاه کمک می‌کرد، امّا در اين میان، عثمان(رض) بیشترین بخشش و کمک را به این سپاه نمود(1)  که جزئیات آن در مبحث غزوه تبوک مطرح شد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الحکمة فی الدعوة إلی الله، الأَلْبانی، ص231. عمر بن خطاب در اواخر خلافت خویش، مغیره بن شعبه را به ولایت کوفه بر گزید(1) . چون عثمان به قدرت رسید، او را عزل و سعد بن ابی و قاص(رض) را بدان منصب تعیین نمود. در مورد علت این اقدام عثمان(رض) روایت می‌کنند که او آن‌را بنا به وصیّت عمر بن خطاب(رض) که در بستر مرگ، به خلیفه بعد از خود توصیه کرده بود که سعد بن ابی و قاص را بدان سمت انتخاب کند، انجام داد. عمر در وصیت خود گفته بود که او سعد را بدون اين‌كه کار اشتباهی مرتکب شود و یا خیانتی از او سرزده باشد، از ولایت کوفه عزل کرده است اما به خلیفه بعد از خود سفارش می‌کند که او را به این منصب باز گرداند(2) . عثمان در تعیین سعد به ولایت کوفه، شرط گذاشت که او عهده‌دار اقامه نماز و سپاهیان کوفه باشد و عبدالله بن مسعود(رض) مسئول بیت‌المال آن ولایت باشد(3) . سعد(رض) که خود، در عهد عمر(رض)، کوفه را بنیان نهاده بود، نسبت به اوضاع و احوال شهر شناختي کامل داشت. همچنین به خاطر اين‌كه چند سال، ولایت آن‌جا را بر عهده داشته بود، بهتر از هر کس دیگری به شرایط و مرزها و سپاهیان و مردمان آن آگاه بود(4) . از مهمترین اقداماتی که سعد در طول حکومتش بر کوفه انجام می‌داد، بازدید مستمر از مرزها و سرزمین‌های تحت سلطه ولایت کوفه بود سعد به رتق و فتق امور و مسايل آن پرداخت(5) . همچنین او در مدّت این مسافرت، به بازدید از منطقه همدان مبادرت نمود و در این بازدید، کارگزاران آن دیار را تعیین کرد. اما به مرور زمان میان سعد و ابن مسعود اختلافاتی بروز نمود، مؤرّخان، علّت این اختلاف را به این صورت روایت کرده‌اند که سعد از بیت‌المال، مبلغی پول را به صورت مدّت‌دار فرض نمود. اما هنگام سر رسید آن، قادر به بازگرداندن آن مبانع به بیت‌المال نبود. در این اثنا، ابن مسعود نیز، شخصاً، نزد او رفت تا قرض بیت‌المال را از او مطالبه کند. چون صحبت آن دو بالا گرفت و با تندی با هم سخنی گفتند، مردم گرد آنان جمع شدند، هنگامی که خبر این ماجرا به عثمان رسید، او سعد را بر کنار و ابن مسعود را همچنان در مقام خود ابقا نمود(6) . این داستان، خود دلیلی است بر زهد و ورع آن دو نفر صحابی جلیل‌القدر، تا آن‌جا درآمد ناچیز سعد کفاف معیشت او را نمی‌کرد و به همین دلیل ناچار شد از بیت‌المال، پول قرض کند. همچنین این ماجرا اثبات می‌کند که ابن مسعود تا چه حدّ، نسبت به حفظ و حراست از اموال بیت‌المال تاکید داشته است، به این ترتیب، عثمان(رض) سعد را بعد از یک سال و نیم حکومت بر کوفه عزل(7)  و ولید بن عقبه بن ابی معیط را جانشین او نمود. ولید پیشتر و در دوران خلافت ابوبکر از فرماندهای رده میانه سپاهیان اسلام در اردن بود و در دوران عمر(رض) امیر اعراب مستقر در منطقه جزیره بود(8)  او در اواخر خلافت عمر و اوایل دوران عثمان، جزو فرماندهان تحت امر والی وفه محسوب می‌شد که در نبردهای بسیاری حضور پیدا کرده بود(9) . ايشان پیش از انتصاب بدین سمت، از شناخت لازمی نسبت به ولایت کوفه، سپاهیان و مرزهای آن و نیز اخلاق مردمانش برخوردار شده بود. شایان ذکر است که خلفای راشدین هرگاه قصد داشتند والیان و امرای خود را تعیین نمایند آنان را از میان افرادی انتخاب می‌کردند که در آن حوزه از تجربه و علم و درایت بیشتری نسبت به دیگران برخوردار بودند. بر همین اساس نیز عثمان، ولید را از میان دیگر نامزدها انتخاب نمود. هر چند هستند در میان مؤرّخان قدیم و معاصر که عثمان را به خاطر این انتصاب مورد انتظار خود قرار داده‌اند. آنان چنین ادعا می‌کنند که او برادر مادری خویش را برای این منصب در نظر داشت و چون اختلاف میان سعد و ابن مسعود پیش آمد، فرصت را غنیمت شمرد و ولید را به این مقام رسانید‌(10) . باید دانست که این اتهامی است آشکار و صریح به عثمان(رض)(11)  و نباید به چنین اتهاماتی که براساس حدس و گمان و در تضاد کامل با سوابق و عملکرد عثمان است وقعی گذاشت. در اوایل کار ولید، ابن مسعود همچنان عهده‌دار امور بیت‌المال بود اما به دلیل اختلافاتی که میان آن دو روی داد، عثمان تصمیم گرفت، مانند دیگر ولایات، امر ولایت و مسئولیت بیت‌المال را به یک نفر واگذار کند و به همین دلیل، ابن مسعود را از مسئولیت خود بر کنار نمود و آن‌را به ولید واگذار کرد. در واقع، عثمان بر این باور بود که در آن شرایط، مصلحت عامّه اقتضا می‌کند که والیان هم امور ولایت و نظامیان آن‌جا را بر عهده داشته باشند و هم امور بیت‌المال را(12) . در مورد ولید می‌توان گفت که او امیری بود که نزد مردم از اعتبار و احترام خاصی برخوردار بود. گویند که خانه او در کوفه، در نداشت(13)  و او در تمام اوقات شبانه‌روز، پذیرای مراجعه کنندگان بود و به حلّ مشکلات آنان می‌پرداخت، تا آن‌که جریان قتل ابن حیسمان خزاعی پیش آمد؛ ولید پس از این حادثه که در جریان آن چند نفر از جوانان کوفه، شب، ابن حیسمان را در منزل خود به قتل رسانیده بودند، آن‌ها را قصاص کرد. این امر باعث آن شد که اقوام و نزدیکان آن جوانان، کینه ولید را به دل بگیرند و به مقابله با او بپردازند. آنان از هر اشتباه ولید، کوهی می‌ساختند و تلاش می‌کردند به هر شکل ممکن، شخصیت او را ضایع و بی‌اعتبار کنند. سرانجام همین افراد توانستند اتهام شرب خمر را بر او وارد سازند که پس از کش و قوس‌های فراوان، منجر به اجرای حدّ در مورد او و سپس عزل ايشان از ولایت کوفه شد.(14)  
بعد از عزل ولید، عثما نامه‌ای خطاب به کوفیان نوشت و به آنان چنین گفت: از امیر المؤمنین عثمان به مردم کوفه؛ سلام علیکم بدانید که من ولید بن عقبه را به ولایت شما برگزیدم. او نیز توانست بر مشکلات و سختی‌های آن‌جا فائق آید، ولید جزو مردمان صالح و نیکوکار بود که او را به رفتار و گفتاری نیک با شما امر نمودم اما شما را به چنین کاری مجبور نکردم. ولید در حقّ شما، نیک رفتار و خوب گفتار بود و هرگز به شما آسیب نرساند. این ظاهر او بود که خود به چشم خویش دیدید اما شما در مقابل، ایمان و تقوای او را مورد اتهام قرار دادید، بدانید که خداوند به احوال شما و او آگاه است و بینا؛ من پس از عزل ولید، سعید بن عاص را به ولایت شما انتخاب نمودم [پس از او اطاعت کنید و فرمان ببرید. ](15)  در واقع، این اتهام، دنبال یک سلسله شکایت‌هایی که دسته‌ای از 