ا از خود نشان می‌دادند. به عنوان مثال، عبدالله بن عامر، والی بصره، در خود بصره و نیز در سایر مناطق تحت نفوذ خود، اقدام به حفر چاه‌های متعدد نموده بود.(1)
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الولایة علی البلدان (2/80). ابوموسی(رض) روایت می‌کند که: در یکی از باغ‌هاي مدینه، خدمت رسول خدا(ص) بودم که مردی دَرِ باغ را زد. نبی خدا(ص) فرمود: 
«اِفْتَحْ له و بَشِّرْه بِالجَنَّةِ». 
«در را به روی او بگشای و او را به بهشت بشارت ده». 
در را که باز کردم ابوبکر را دیدم و او را به آنچه رسول خدا(ص) گفته بود بشارت دادم و او نیز خدا را حمد و سپاس گفت. سپس بار دیگر مردی در را زد. رسول خدا(ص) همان عبارت پیشین را تکرار نمود. من هم در را که باز کردم دیدم عمر پشت در است و او را به سخنان نبی خدا بشارت دادم و او نیز شاد شد و خدا را سپاس گفت. بعد از گذشت مدّتی بار دیگر در باغ را زدند، این بار رسول خدا(ص) فرمود: 
«اِفْتَحْ له و بَشِّرْه بالجَنَّه علی بَلْوی تُصِیبُه»
«در را به روی او بگشای و او را به خاطر [صبر و تحمل در برابر] مصیبتی که بر سر او می‌آید به بهشت بشارت ده». 
وقتی که در را باز کردم، عثمان را دیدم و او را از سخن رسول خدا(ص) آگاه نمودم. او نیز با حمد و ثنای خدا در جواب گفت: «اللهُ مُسْتَعانُ: خداوند یار و یاور ماست.»(1) 
این حدیث بیانگر فضیلت ابوبکر، عمر و عثمان است که نبی خدا(ص) بشارت بهشت را به آن‌ها داده است، و نیز مبیّن فضیلت ابوموسی می‌باشد که در خدمت رسول خدا(ص) بوده است. از طرفی دیگر این حدیث بیان می‌کند که اگر احتمال غرور و تکبّر وجود نداشته باشد جائز است رودر روی خود افراد، آنان را مدح و ثنا کرد. 
این حدیث، خود، از معجزات رسول خدا است که از فاجعه قتل عثمان و آن آشوب و بلوی و نیز تداوم و استمرار آن سه تن بر ایمان و اسلام خویش خبر داده است.(2) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح بخاری (حدیث3695).
2) شرح النووی علی صحیح مسلم (15/170 –171). والیان عهد خلفای راشدین، بنا به دستورات و سفارشات اسلام، به این جنبه از جامعه مسلمانان اهمیت ویژه‌ای می‌دادند. علاوه بر این توجّهات، خلفای راشدین، به نوبه خود، سفارشاتی را به والیان خویش می‌نمودند که کمتر فردی می‌تواند در جایگاه قدرت بنشیند و به آن سفارشات و توصیه‌ها عمل نماید. همچنین خلفا به والیان توصیه می‌نمودند که افراد جامعه را براساس جایگاه و منزلت آن‌ها مورد عنایت خویش قرار دهد و به خصوص به مقام و منزلت افرادی که در اسلام پیشقدم بوده و از شرافت والایی برخوردارند توجهی ویژه نماید. نقل است که والی کوفه، نامه‌ای به عثمان نوشت و در آن از شرایط حاکم بر کوفه گلایه کرد، او در آن نامه بیان نمود بادیه‌نشینان و آنان‌که بعد از سابقین در اسلام و مجاهدین و فاتحان نخستین به آن دیار آمده‌اند، زمام امور را در دست خود گرفته‌اند(1) . عثمان نیز در جواب این نامه، به او چنین نوشت: تو باید سابقین در اسلام و مجاهدین و فاتحین نخستین را که خداوند، این سرزمین‌ها را به خاطر رشادت‌ها و مجاهدت‌های آنان، نصیب ما نموده است بر دیگر مردمانی که پس از ایشان بدانجا آمده‌اند ارجحیت بدهی. آنان بر خلاف مردمان پس از خود، از اطاعت حق غافل نشدند و به دستورات شریعت عمل نمودند تا توانستند اسلام را سر بلند سازند. بنابراین به مقام و منزلت رفیع آنان در اسلام، احترام بگذار و مردم را براساس خدمات و لیاقتشان، مورد عنایت و بخشش دولت قرار بده که این شناخت درست و عمیق از مردم، باعث اجرای عدالت خواهد شد.(2)
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الولایة علی البلدان (2/80). 
2) تاریخ طبری (5/280). روایت می‌کنند که خانه ولید در کوفه، در نداشت و او شبانه روز از مردمی که برای رفع نیاز و حل مشکلاتشان نزد او می‌آمدند استقبال می‌نمودند و این خود، دلیلی است بر آزادی‌ای که مردم آن زمان در رابطه با والیان خود از آن برخوردار بودند. همچنین والیان عهد خلفای راشدین، در جنب منزل خویش و جدا از محل سکونت خانواده خود، مکانی را تدارک دیده بودند که در تمامی ساعات شبانه‌روز، به روی مردم باز بود و آنان می‌توانستند در صورت بروز مشکلات به آن‌جا مراجعه نمایند و مسايل خود را با والیان در میان گذارند.(1)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الولایة علی البلدان (2/82). <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:373.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:374.xml">نخست: معاویه بن ابی سفیان بن حرب</a><a class="folder" href="w:html:379.xml">دوم: عبدالله بن عامر بن کریز</a><a class="folder" href="w:html:382.xml">سوم: ولید بن عقبه</a><a class="text" href="w:text:385.txt">چهارم: سعید بن عاص</a><a class="text" href="w:text:386.txt">پنجم: عبدالله بن سعد ابی سرح</a><a class="text" href="w:text:387.txt">ششم: مروان بن حکم و پدر او</a><a class="text" href="w:text:388.txt">هفتم: آیا عثمان در مورد بیت‌المال مسلمین با خویشان خود مجامله می‌نمود؟</a></body></html>مؤرّخان بارها بیان داشته‌‌اند که عثمان، به دلیل محبت و علاقه بسیار به خویشاوندان خود، آنان را در مناصب مختلف به کار گرفت و دست آنان را در حکومت باز گذاشت و همین ادّعاهای نادرست، خشم مردمان بسیاری را علیه این مرد با اخلاص برانگیخته است(1)  ‌
عثمان تنها پنج تن از خویشاوندان خود را به ولایت گمارد، که عبارتند از: 
معاویه بن ابی سفیان، عبدالله بن سعد بن ابی سرح، ولید بن عقبه، سعید بن عاص و عبدالله بن عامر بن کریز، و این اقدام از نظر آن مردمان، نادرست بوده و به همین دلیل به خاطر آن، عثمان را مورد طعن و انتقادات تند و ناروای خود قرار داده‌اند. برای اين‌كه به این طعنه‌ها و گمانه‌زنی‌های نادرست پاسخی قاطع داد شود، نخست باید والیان عثمان را بشناسیم و آن وقت به قضاوت بنشینیم که عثمان چند درصد از آنان را از میان خویشاوندان خود برگزید. والیان عثمان عبارت بودند از: ابوموسی اشعری، قعقاع بن عمرو، جابر مزنی، حبیب بن مسلمه، عبدالرحمن بن خالد بن ولید، ابو الاعور سلمی، حکیم بن سلامه، اشعث بن قیس، جریر بن عبدالله بجلی، عینیه بن نهاس، مالک بن حبیب، نسیر عجلی، سائب بن اقرع، سعید بن قیس، سلمان بن ربیعه، خنیس بن حبیش، احنف بن قیس، عبدالرحمن بن ربیعه، یعلی بن منبه، عبدالله بن عمرو حضرمی و علی بن ربیعه بن عبدالعزی. می‌بینیم که تعداد والیان عثمان بیست و شش نفر بوده‌اند. حال این پرسش را مطرح می‌کنیم: آیا عثمان حق نداشت پنج نفر از بنی‌امیه را که خود حضرت رسول(ص) از آنان بیشتر از دیگران در مشاغل و مناصب حکومتی استفاده می‌کرد، به منصب ولایت برگزیند؟ 
از طرف دیگر، همه‌ي این پنج نفر، به طور همزمان، بر مسند قدرت نبوده‌اند. به عنوان مثال، عثمان بعد از عزل ولید، سعید بن عاص را به جای او منصوب نمود که به دلیل بعضی مسايل و اتفاقات، پس از مدتی او را نیز عزل کرد. به این ترتیب هنگام شهادت عثمان تنها سه نفر از امویان بر مسند 