ءة، ص 119؛ ابن جنی، المحتسب، ص 83 و البحر المحیط، ج 5، ص 308. 
8) مریم (19)، بخشی از آیه 26. بنگرید به : البحر المحیط، ج 6، ص 185، ابن خالویه، المختصر من کتاب البدیع، ص 84، و شواذ القراءة، ص 147. 
9) طه (20)، بخشی از آیه 96. بنگرید به : المختصر، ص 89؛ المحتسب، ص 101؛ البحر المحیط، ج 6، ص 273 و شواذ القراءة، ص 154 [قبض گرفتن باتمامی دست و قبض گرفتن با انگشتان دست]. 
10) نک : بقره (2)، بخشی از آیه 127. بنگرید به : ابوحیان، البحر المحیط، ج 1، ص 388؛ الکرمانی، شواذ القراءة، ص 32 و ابن خالویه، المختصر، ص 10 [و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه [کعبه] را بالا می‌بردند [می‌گفتند] : «ای پروردگار ما ...]. 
11) نک : بقره (2)، بخشی از آیه 129. بنگرید به : البحر المحیط، ج 1، ص 392 [پروردگارا! در میان آنان فرستاده‌ای از خودشان برانگیز ...]. 
12) بقره (2)، بخشی از آیه 184. بنگرید به : البحر المحیط، ج 2، ص 35. 
13) بقره (2)، بخشی از آیه 238. بنگرید به : ابوحیان، البحر المحیط، ج 2، ص 240 [ابوحیان 17 قول را در رابطه با صلاة وسطی می‌آورد که صلاة عصر در صدر قرار دارد]. 
14) نک : نساء (4)، بخشی از آیه 24. بنگرید به : الکرمانی، شواذ القراءة، ص 59 و البحر المحیط، ج 3، ص 218 [و زنانی را که متعه کرده‌اید، مهرشان را به عنوان فریضه‌ای به آنان بدهید]. 
15) نک : طه (20)، بخشی از آیه 15. بنگرید به : شواذ القراءة، ص 151؛ ابن خالویه، المختصر، ص 87 و البحر المحیط، ج 6، ص 233 [در حقیقت قیامت فرارسنده است. می‌خواهم آن را پوشیده دارم ...]. 
16) ابوحیان، البحر المحیط، ج 3، ص 218. 
17) ابوبکر احمدبن علی الرازی، الجصاص، احکام القرآن، ج 2، ص 147. 
18) همان.
19) آرتور جفری، ماتریال، ص 97. 
20) الکرمانی، شواذ القراءة، ص 268. 
21) جلال‌الدین السیوطی، الاتقان، ج 1، ص 65 [اندک تأملی در روایت‌های مطرح شده، اضطراب بین این دو سوره به ظاهر سوره را می‌فهماند مثلاً در برخی «نرجو رحمتک» و نخشی عذابک (باتقدیم و تأخیر) است و در برخی نخشی نقمتک]. 
22) محمدبن اسماعیل البخاری، صحیح البخاری، ج 4، ص 103. 
23) همان، ص 104.
24) عبدالوهاب حموده، القراءات والهجات، ص 80. 
25) مانسنک، مفتاح کنوز السنة، ترجمان : محمد فؤاد عبدالباقی، ص 504. 
26) جلال‌الدین السیوطی، الاتقان، ج 1، ص 65 [آمده است که حضرت علی(رض) این دو سوره یا به معنای دقیق‌تر، این دو دعا را در قنوت می‌خوانده‌اند. محمود رامیار، تاریخ قرآن، صص 350-353]. 
27) رژی بلاشر، درآمدی به قرآن، ص 38 [رژی بلاشر، در آستانه قرآن، ترجمان : محمود رامیار، ص 57]. 
28) جلال الدین السیوطی، الاتقان، ج 1، ص 58. 
29) حسین بن محمد تقی النوری، فصل الخطاب، ص 12. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:38.txt">عنوان</a><a class="text" href="w:text:39.txt">1- روایت‌های قرائتی با ویژگی لهجه‌ای</a><a class="text" href="w:text:40.txt">2- روایت‌های قرائتی با ویژگی تفسیری </a></body></html>عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب، پسر عموی پیامبر (ص) است که پیامبر(ص) برای او دعا کرد که خداوند به او حکمت و تأویل کتاب عطا کند، از این رو داناترین مردم به تأویل قرآن گشت. تفسیر وی قدیمی‌ترین تلاش برای بیان معانی قرآن است. در میان صحابة پیامبر(ص) بعد از وفات ایشان، از همه سابقه‌دارتر و پیشتر، ابن عباس بود و حتی در زمان عمر و عثمان (رض)، تا زمان مرگش، فتوا می‌داد(1) . ابن مسعود دربارة او می‌گوید: «ابن عباس چه مترجم خوبی برای قرآن است!»(2) . وی به لقب «البحر» شهرت داشت و عطاء بن ابی‌ریاح در اشاره به او می‌گفت: «قال البحر و فعل البحر»(3) . برخی از تابعین که روش او را در بررسی مسایل دینی بر گرفته بودند، او را به گونه‌ای وصف کرده‌اند که گویی خود را در برابر دژی از درستی وحکمت می‌یابیم. ابن سعد در الطبقات الکبری می‌گوید: «سفیان‌بن عیینه» از عبیدالله بن ابی‌یزید نقل می‌کند که می‌گفت: «هرگاه از ابن عباس دربارة چیزی سؤال می‌شد اگر جواب آن در قرآن بود، از قرآن بیان می‌کرد و اگر در قرآن نبود و بلکه در سخنی از پیامبر(ص) بود، بدان خبر می‌داد و اگر، نه در قرآن بود و نه در سخنی از پیامبر(ص)، از ابوبکر و عمر نقل می‌کرد و اگر در هیچ یک از اینها یافت نمی‌شد، خود اجتهاد می‌نمود»(4) . 
بدین ترتیب به میزان پایبندی وی به اصول و التزام به ترتیب مراتب استدلال [کتاب، سنت ...] پی برده و به میزان اخبار وی در ارتباط با تفسیر قرآن و کمک جستن او از شعر در توضیح ابهامات قرآن در کتاب‌های سیره واقف می‌شویم که فعلاً مجال اثبات یا تحلیل آن نیست. 
بدون شک، ابن عباس (رض) در اجماع بر مصحف نمونه [امام] بوده است و این مهم، زمانی برای خواننده روشن خواهد شد که رابطة قاریان هفتگانه در سندهای مشهورشان را با وی بیان کنیم. اگر در تاریخ آمده است که او مصحفی داشته است، بایسته است در حدود اصول نقد اصطلاحی [جرح و تعدیل] و تاریخی به آن بنگریم. کافی است در این قسمت، خبری را ذکر کنیم که به نظر ما از مهمترین خبرهایی است که موضع صحابة بزرگ را به تصویر می‌کشد و از میان اخباری که تاکنون به ما رسیده، بیانگر این مهم است که مصحف ابن عباس (رض)، از مصاحف تاریخ قرآن بوده است. 
شهاب خفاجی، قرائت ابن عباس (رض) از آیه سوره 6 سورة احزاب: «النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ [وهو صلی الله تعالی علیه وسلم، أب لهم]» (بدون «وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ») را ذکر کرده است و سپس در پی آن، خبر زیر را روایت کرده است که روزی عمر (رض) از کنار جوانی می‌گذشت که چنین قرائت می‌کرد و به او گفت: «آن را از مصحف حذف کن»(5) . 
پیداست که در دست آن جوان، مصحفی به معنای اصطلاحی آن نبوده است بلکه به طور مطلق به آن، صحیفة قرآنی، اطلاق شده است. بدون شک، آن جوان، آن متن را همان گونه که بوده فراگرفته و تلقی نموده که تماماً از قرآن است اما عمر (رض) ـ در آن روزگار اولیه ـ متوجه این نکته شده که بافت عبارت‌های اضافی، غیر قرآنی است و از نوع تفسیر می‌باشد لذا به آن جوان فرمان داد تا آن عبارت‌ها را از مصحف حذف نماید چه وقتی آن جوان متن قرآنی را از موارد تفسیری تفکیک نمی‌کرد، به گمراهی می‌افتاد. از این رو فرمان عمر (رض) در حذف این عبارت‌ها از مصحف، ریشة فتنه‌ای را از بن کند. 
این خبر، دلالت کلی دارد که در موارد بسیاری قابل صدق است اما آنچه ما را واداشت تا آن را در این قسمت بیان کنیم، ارتباط آن با ابن عباس (رض) بود. 
اگر این ملاحظات را نصب العین قرار دهیم، در مصحف ابن عباس (رض) چیزی که آن را از مصحف ابن مسعود و ابی (رض) متمایز سازد، نخواهیم یافت، بلکه مصحف او هم شامل روایت‌های قرائتی با ویژگی لهجه‌ای و روایت‌هایی با تغییر قرائتی [تفسیری] می‌باشد. 
----------------------------------------------------------------------
1) محمدبن سعد، الطبقات الکبری، ج 2، ص 366. 
2) همان.
3) همان.
4) همان.
5) احمدبن محمدبن عمر، الشهاب الخفاجی، نسیم الریاض فی شرح شفاء القاضی عیاض، ج 1، ص 303، اول، 1325 ه‍. ق. ابن عباس و گروهی «جهره» (به فتح هاء) قرائت کرده‌اند(1) . 
ابن عباس و گروهی «کما سئل» (به کسر سین) قرائت کرده‌اند(2) . 
ابن عباس 