 گروهی «أن یطاف بهما» بر وزن یفتعل قرائت کرده‌اند(3) .
ابن عباس و گروهی «كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ» (به کسر راء) قرائت کرده‌اند(4) .
ابن عباس و گروهی «أصری» (به فتح همزه) قرائت کرده‌اند(5) . 
ابن عباس و گروهی «تسلون به» (بدون همزه) قرائت کرده‌اند(6) . 
ابن عباس و گروهی «و نادی نوح ن ابنه» (به سکون‌های ضمیر) قرائت کرده‌اند که لهجة قبیلة ازدسراه یا بنی کلاب و عقیل و یا لهجة قبیلة طییء است(7) . 
ابن عباس و گروهی «وأصبع علیکم» (به صاد) قرائت کرده‌اند(8) . 
ابن عباس و گروهی «یحملون العرش» (به ضم عین) به لهجه‌ای قرائت کرده‌اند(9) . 
ابن عباس و گروهی «... الصحف الأولی (18) صحف إبراهیم ...» (به سکون حاء) به لهجة تمیم قرائت کرده‌اند(10) . 
در روایت‌ها، گرایش لهجه‌ای روشن است. بیشتر این روایت‌ها با رسم الخط مصحف هماهنگ است اما به خاطر ضعف سند آنها، شاذ می‌باشند که توضیح بیشتری دربارة آنها خواهیم داد. 
روایت نخستین شامل پدیدة ترجیح آوای حلقی (هاء) برای فتح است، و روایت دوم شامل پدیدة انسجام آوایی نرم در کلمه و سومی شامل پدیدة ادغام می‌باشد. برای خوانندة درک تفاوت‌های لهجه‌ای در بین این روایت‌های قرائتی و قرائت عمومی دشوار نخواهد بود. 
--------------------------------------------------------------------------
1) نک : بقره (2)، بخشی از آیه 55. بنگرید به : ابن خالویه، المختصر من کتاب البدیع، ص 5؛ الکرمانی، شواذ القراءة، ص 25؛ ابوحیان، البحر المحیط، ج 1، ص 211 و ابن جنی، المحتسب، ص 16 [قرائت عمومی «جهرة» است. بنابر قرائت به فتح هاء دو وجه وجود دارد. 1- جهره مصدر و هم معنای جهره. 
2) جمع جاهد و منصوب به حالیت]. 
3) نک : بقره (2)، بخشی از آیه 158. بنگرید به البحر المحیط، ج 1، ص 457 [قرائت عمومی «ان یطوف از باب تفعل است. طبق قرائت ابن عباس از باب افتعال ---» ان یطتوف قلب واو/به الف ان یطتاف قلب تاء/ به طاء ان یططاف ادغام/متن ان یطاف]. 
4) نک : بقره (2)، بخشی از آیه 265. بنگرید به : المختصر، ص 16؛ البحر المحیط، ج 2، ص 312 و شواذ القراءة، ص 43 [رائت عمومی «بربوة» است. «ربوة» لغت بنی تمیم و «ربوة» لغتی است . الفیومی، المصباح المنیر]. 
5) نک : آل‌عمران (3)، بخشی از آیه 1. بنگرید به : ابن خالویه، المختصر، ص 24، ابوحیان، البحر المحیط، ج 3، ص 157 [قرائت عمومی «تساءلون به» است]. 
6) نک : نساء (4)، بخشی از آیه 1. بنگرید به : ابن خالویه، المختصر، ص 24، ابوحیان، البحر المحیط، ج 3، ص 157 [قرائت عمومی «تساءلون به» است]. 
7) نک : هود (11)، بخشی از آیه 42. بنگرید به : البحر المحیط، ج 5، ص 226؛ ابن جنی، المحتسب، ص 78 و الکرمانی، شواذ القراءة، ص 112 [قرائت عمومی: ﴿وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ﴾ است. ازد، قبیله‌ای یمنی است. به آن زاد شنواة، ازد عمان و ازد السراة گویند]. 
8) نک : لقمان (31)، بخشی از آیه 20. بنگرید به : البحر المحیط، ج 7، ص 190؛ المحتسب، ص 78 و شواذ القراءة، ص 191 [قرائت عمومی «... أسبغ ...» است. ابوحیان می‌گوید : بنی کلب چنین لغتی دارند، اینان «سین» را چون با «غین» یا «خاء» یا «قاف» در کلمه‌ای جمع آید به «صاد» تبدیل کنند]. 
9) نک : غافر (40)، بخشی از آیه 7. بنگرید به : شواذ القراءة، ص 212؛ البحر المحیط، ج 7، ص 451 و المختصر، ص 132. 
10) نک : اعلی (87)، بخشی از آیه‌های 18 و 19. بنگرید به : شواذ القراءة، ص 263 و البحر المحیط، ج 8، ص 460. بسم‌الله‌الرحمن الرحیم
مقدمه مترجم

قرآن کریم در میان کتاب‌های آسمانی و وحیانی، تنها کتابی است که هم از حیث لفظ و هم از حیث معنا آن گونه که بر پیامبر اسلام (ص) نازل شده است، در میان پیروان آن قرار دارد. نزول قرآن آن گونه که در آیات آن آمده به قرار زیر است: 
1- در شب قدر: 
(إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ)(قدر، 97 / 1)
«ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل كرديم‏».
2- در شبی مبارک: 
(إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَکَةٍ)(دخان، 44 / 3)
«براستی ما آن را در شبى پر بركت نازل كرديم ما همواره انذاركننده بوده‏ايم!».
3- در ماه رمضان: 
(شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ)(بقره،2 / 185)
«ماه رمضان آنست كه فرود آورده شد در وى قرآن‏».
این آیات بیانگر آن است که قرآن نزول دفعی داشته است؛ اما زندگی و تاریخ اسلام گواه آن است که پس از بعثت رسول خدا (ص) به رسالت در چهل سالگی، به مدت بیست و سه دوران رسالت آن حضرت (ص) بر ایشان نازل شده است. این نزول تدریجی نیز در قرآن به آن اشاره شده است: 
(وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُکْثٍ )(اسراء،17 / 106)
«و قرآن را  [جدا جدا و] بخش بخش‏ فرو فرستاديم تا آن را با درنگ بر مردم بخوانى».
نزول تدریجی حفظ و تدوین آن را نیز می‌طلبید و لذا پیامبر (ص) در مرتبه نخست خود به حفظ کردن آن و حتی شتاب ورزیدن در این امر: 
(لَا تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ(16) إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ(17))(قیامت،75 / 16-17)
«زبان را به [تكرار] آن مجنبان تا به شتاب آن را [به خاطر بسپارى‏]. جمعش و [آسان ساختن‏] خواندنش بر [عهده‏] ماست‏»
مبادرت می‌ورزیدند. در میان مهاجران و انصار نیز گروهی از صحابه به حفظ آن می‌پرداختند. سپس قرآن به صورت نوشته درآمد و از روزگار خود پیامبر (ص) و به دستور ایشان به کتابت آن همت گماشته شد. کثرت قاریان و کاتبان وحی و جدیت و حساسیت مسلمانان به این کتاب آسمانی باعث شد که از هر گونه تحریف مصون ماند. 
گردآوری و نگارش قرآن کریم از دیرباز مورد توجه مسلمانان بوده است. گردآوری قرآن دو مرحله را پشت سر گذراند. نخست به معنای حفظ آن در سینه‌ها بوده است که نخستین حافظ آن شخص پیامبر اکرم (ص) بوده‌اند. بعد از ایشان حافظانی از اصحاب بودند که به این امر مبادرت می‌ورزیدند. اما مرحله دوم، می‌توان به امام علی، ابوبکر، عمر، عثمان، زیدبن ثابت، ابی‌بن کعب و ... اشاره کرد. این نوشته‌ها معمولاً بر روی «لخاف» (سنگ نازک یا صفحه‌های سنگی) و «عسیب» (شاخه‌های درخت خرما) و «أکتاف» (استخوان‌های پهن شتر) و «أقتاب» (تکه چوبی که بر پشت شتر می‌گذاشتند و بر روی آن سوار می‌شدند) و بر تکه‌های پوست بوده است. 
این همه تلاش و مجاهدت در حفظ و نگارش قرآن تردیدی باقی نمی‌گذارد که این کتاب همان است که بر پیامبر (ص) نازل شده و به دست ما رسیده است. از طرفی مفاهیم و معانی قرآن چنان است که راه هر گونه تحریف را بسته است. کتابی که خود را «انور» معرفی می‌نماید و جن و انس را از آوردن آن ناتوان می‌شمارد، نباید برای اثبات تحریف‌ناپذیری آن از خارج از آن کمک گرفت. علاوه بر این خداوند نیز مصونیت آن را از هر گونه تحریف تضمین نموده است: 
(إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ)(حجر، 15 / 9)
«ما قرآن را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم!».
اما تاریخ قرآن، تاریخ نزول تدریجی و شیوه گردآوری و کتابت آن است که نیاز به حجت و دلیل دارد. 

سید حسین سیدی 
مشهد مقدس، اردیبهشت 1382، 28 صفر 1424 قرائت ابن عباس: ﴿ادْخُلُوا فِي (الاسلام)﴾(1) . 
﴿وَإِنْ عَزَمُوا (السراح)﴾(2