َرْضِ إِنَّهُ كَانَ عَلِيماً قَدِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا در زمين‌ سيروسفر نكرده‌اند تا فرجام‌ كار كساني‌ را كه‌ پيش‌ از آنان‌ بودند بنگرند» و ببينند كه‌ ما بر عاد، ثمود، مدين‌ و امثالشان‌ ـ آن‌گاه‌ كه‌ پيامبران ‌ما‡ را تكذيب‌ كردند ـ چه‌ عذابهايي‌ نازل‌ كرديم‌؟ تا آثار عذابي‌ را كه‌ ما برآنان‌ فرود آورده‌ايم‌، بنگرند و در نتيجه‌ بدانند كه‌ اين‌ امر سنت‌ تغييرناپذير ما در مورد تكذيب‌كنندگان‌ است‌؟ اي‌ محمد‌ص! قومت‌ در سفرهاي‌ خود به‌سوي‌ شام ‌و غير آن‌، به‌ آن‌ مناطق‌ عذاب‌شده‌ رفته‌ و حتما آثار عذاب‌ شدگان‌ را كه‌ هنوز در ديارشان‌ موجود و نشانه‌هاي‌ آن‌ در مساكنشان‌ مشهود است‌، نگريسته‌اند پس‌ چرا از مشاهده‌ كشتارگاههاي‌ ستمگران‌، انديشه‌ نمي‌كنند؟ و چرا از روبرو شدن‌ به‌سرنوشتي‌ نظير آن‌، بيم‌ ندارند؟ «و» حال‌ آن‌كه‌ اين‌ گروههاي‌ عذاب‌ شده‌ «از آنان‌ نيرومندتر بودند» يعني‌: از اهالي‌ مكه‌ عمرهاي طولاني‌تر و سرمايه‌هاي ‌فزونتري‌ داشته‌ و در هيكل‌ و اندام‌ خود نيز تنومندتر بودند «و هرگز نيست‌ كه‌ هيچ‌ چيز  ـ نه‌ در آسمانها و نه‌ در زمين‌ ـ خدا را عاجز كند» يعني‌: هيچ‌ چيز در محدوده‌ آسمان‌ و زمين‌ نمي‌تواند از حيطه‌ قدرت‌ خداوند(ج) بگريزد چنانچه‌ او بخواهد آن‌را به‌ عذاب‌ فروگيرد؛ «چراكه‌ او همواره‌ داناي‌ تواناست» لذا چيزي‌ از او پنهان ‌نمي‌ماند و هيچ‌كاري‌ بر او دشوار نيست‌.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1610.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:1611.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:1612.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:1613.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:1614.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:1615.txt"> آيه  5</a><a class="text" href="w:text:1616.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:1617.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:1618.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:1619.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:1620.txt"> آيه  10</a><a class="text" href="w:text:1621.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:1622.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:1623.txt">﴿ سوره‌ یس ﴾</a></body></html>سوره طه آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«الله، جز او معبودي‌ نيست‌، براي‌ اوست‌ نامهاي‌ نيكو» يعني‌ نيكوترين‌ نامها مطلقا به‌ الله(ج) اختصاص‌ دارد، به‌ سبب‌ اين‌كه‌ اين‌ اسماي‌ حسني‌ بر كمال‌ و جلال ‌حضرت‌ حق‌(ج) دلالت‌ مي‌كنند. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ اسماي‌ حسناي‌ الهي‌ ـ چنان‌كه‌ در حديث‌ صحيح‌ وارد شده‌ ـ نودونه‌ اسم‌ است‌ و بيان‌ آن‌ در سوره‌ «اعراف/‌180» گذشت‌.
پس‌ آيا بعد از جلوه‌ اين‌همه‌ اسما و صفات‌، ديگر كسي‌ هست‌ كه‌ ادعا كند قرآن‌ از نزد غير الله(ج) است‌؟ آيا گرفتن‌ بتاني‌ از سنگ‌ و چوب‌ و غيره‌ به‌عنوان ‌شريك‌ خداي‌ سبحان‌ درست‌ است‌؟ و آيا كسي‌ كه‌ به‌ اين‌ صفات‌ نيكو و عظيم ‌موصوف‌ باشد، كتاب‌ نازل‌ كرده‌ او، متضمن‌ سعادت‌ دو جهاني‌ نيست‌؟
اين‌ آيات‌ مقدمه‌ سوره‌ مباركه ‌«طه‌» است‌ و عظمت‌ اين‌ آيات‌ بود كه‌ به‌مسلمان‌ شدن‌ عمربن‌خطاب‌(رض) انجاميد ـ كه‌ داستان‌ اسلام‌ عمر(رض) معروف‌ است‌.
 
	سوره فاطر آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَى ظَهْرِهَا مِن دَابَّةٍ وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر خدا مردم‌ را به‌ سزاي‌ آنچه‌ كرده‌اند» از گناهان‌ و به‌كيفر كار و كردار غلطشان‌ «گرفتار مي‌كرد، هيچ‌ جانوري‌ را» كه‌ در زمين‌ مي‌جنبد و حركت‌ مي‌كند «بر پشت‌ زمين‌ باقي‌ نمي‌گذاشت» فرزندان‌ آدم‌ را به‌ سبب‌ گناهانشان‌ و غير آنان‌ را به‌ سبب‌ شومي‌ گناهان‌ بني‌آدم‌. به‌قولي‌: مراد از «دابه‌: جانداران‌» در اينجا فقط انسانها هستند نه‌ غير آنان‌ از جانداران‌ «ولي‌ آنان‌ را تا ميعادي‌ معين‌ مهلت‌ مي‌دهد» كه‌ آن‌ ميعاد، روز قيامت‌ است‌. «و چون‌ ميعادشان‌ فرا رسد، بي‌گمان‌ خدا به‌ بندگانش‌ بيناست» يعني‌: هم‌ به‌ كساني‌ از آنان‌ كه‌ سزاوار ثواب‌اند و هم‌ به‌كساني‌ كه‌ سزاوار عذاب‌اند، بينا و آگاه‌ است‌ لذا هر كس‌ را مطابق‌ حالش‌ جزايي ‌مناسب‌ مي‌دهد.
 
 
سوره يس آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ يس ‏
 
‏ترجمه : ‏
خوانده‌ مي‌شود: «يا، سين» به‌ مد يا و اظهار نون‌ ساكنه‌، يا به‌ ادغام‌ نون‌ سين‌ در واوي‌ كه‌ بعد از آن‌ است‌. سخن‌ در باب‌ حروف‌ مقطعه‌ در اول‌ سوره‌ «بقره‌» گذشت‌ اما از ابن‌عباسك روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «يس‌: يعني‌ اي‌ انسان‌!».
 
	سوره يس آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سوگند به‌ قرآن‌ حكيم» واو در: (والقرآن‌...) واو قسم‌ است‌. يعني‌: خداوند متعال‌ براي‌ محمد‌ص به‌ قرآن‌ حكمت‌آموز كه‌ مملو از حكمت‌ است‌ سوگند مي‌خورد كه‌: «قطعا او از پيامبران‌ است‌» (آيه‌ بعد). يا «حكيم‌» به‌ معناي ‌محكم‌ است‌. يعني‌: سوگند به‌ قرآني‌ كه‌ با لفظ و بيان‌ متين‌ و معاني‌ بديع‌ خويش ‌محكم‌ و استوار مي‌باشد كه‌ محمد‌ص فرستاده‌اي‌ از نزد الله(ج)است‌. هدف‌ از اين ‌سوگند اين‌ است‌ تا كسي‌ در اين‌ حقيقت‌ كه‌ آن‌ حضرت‌‌ص فرستاده‌ خداوند (ج)هستند، شك‌ نكند.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: اين‌ آيه‌ تا ده‌ آيه‌ بعد، هنگامي‌ نازل‌ شد كه‌ جمعي‌ از قريش‌ ـ كه‌ از قرائت‌ سوره‌ «سجده‌» از سوي‌ رسول‌‌خدا‌ص ناراحت ‌شده‌ بودند ـ خواستند تا آن‌ حضرت‌‌ص را دستگير و زنداني‌ كنند اما تا رفتند كه‌ اين‌ نقشه‌ خود را عملي‌ كنند، دستهايشان‌ بر گردنهايشان‌ بسته‌ شد و هر كاري‌ مي‌كردند از گردنهايشان‌ جدا نمي‌گشت‌، بناچار به‌ آن‌ حضرت‌‌ص روي‌ آورده‌ و با التماس‌ گفتند: اي‌ محمد‌ص! تو را به‌ خدا و به‌ پيوند رحمي‌ كه‌ ميان‌ ما و تو وجود دارد، سوگند مي‌دهيم‌ كه‌ براي‌ ما كاري‌ بكن‌! همان‌ بود كه‌ رسول‌‌خدا‌صدعا كردند آن‌گاه‌ دستهايشان‌ به‌ حال‌ عادي‌ برگشت‌.
 
	سوره يس آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! سوگند به‌ قرآن‌ حكيم‌ كه‌: «قطعا تو» اي‌ محمد‌ص «از پيامبراني» اين ‌جمله‌ «مقسم‌ عليه‌» است‌. يعني‌: سوگند به‌ قرآن‌ حكيم‌ كه‌ در رسالت‌ تو هيچ‌ شكي‌ نيست‌.
اين‌ آيه‌ ردي‌ قاطع‌ بر پندار كفاري‌ است‌ كه‌ منكر رسالت‌ آن‌ حضرت‌‌ص بوده ‌و مي‌گفتند: تو فرستاده‌ خداوند (ج)نيستي‌.
	سوره يس آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! قطعا تو از جمله‌ پيامبران‌‡ هستي‌: «بر صراطي‌ مستقيم» صراط مستقيم‌: راه‌ راستي‌ است‌ كه‌ در آن‌ هيچ‌ كجي‌ و پيچي