ِهِ أَزْوَاجٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و عذاب‌هاي‌ ديگر همانند آن‌ به‌ انواع‌ و اقسام‌ است» يعني‌: براي‌ دوزخيان‌؛ آب‌جوشان‌، زرداب‌ و انواع‌ گونه‌گون‌ ديگري‌ از عذاب‌ مانند آب‌ و زرداب‌ است‌. حسن‌ بصري‌ گفته‌ است‌: «براي‌ دوزخيان‌ انواع‌ و اقسامي‌ از عذاب‌ ؛ همانند زمهرير، سموم‌، نوشيدن‌ آب‌ جوش‌ و خوردن‌ زقوم‌ تا غير اينها از اشياي‌ مختلف‌ و متضاد است‌».
 
	سوره ص آيه  59
‏متن آيه : ‏
‏ هَذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ لَا مَرْحَباً بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ فوجي‌ است‌ كه‌ همراه‌ با شما در دوزخ‌ فرو مي‌روند» يعني‌: چون‌ دوزخيان‌ به‌دوزخ‌ وارد شوند، نگهبانان‌ آن‌ به‌ رؤسا و رهبران‌ دوزخي‌ مي‌گويند: اين‌ پيروان‌ شما فوجي‌ هستند كه‌ همراه‌ با شما به‌ دوزخ‌ وارد مي‌شوند «آنان‌ را خوشامدي ‌نيست» اين‌ حكايت‌ سخن‌ رهبران‌ و رؤساء است‌. يعني‌: براي‌ پيروان‌ ما هيچ‌ كرامت‌ و حرمتي‌ نيست‌. به‌ اين‌ترتيب‌، خداي‌ سبحان‌ از انقطاع‌ مودت‌ و محبت ‌ميان‌ كفار در آخرت‌ خبر داده‌ و روشن‌ مي‌سازد؛ مودتي‌ كه‌ در دنيا ميان‌ آنها بوده ‌است‌، در آخرت‌ به‌ عداوت‌ تبديل‌ مي‌گردد. سپس‌ رؤسايشان‌ در ادامه‌ مي‌گويند: «زيرا آنان» يعني‌: پيروان‌ ما «داخل‌ آتش‌ مي‌شوند» چنان‌كه‌ ما به‌ آن‌ وارد شده‌ايم ‌و مستحق‌ آنند؛ چنان‌كه‌ ما سزاوار آن‌ گرديده‌ايم‌.
 
	سوره ص آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَباً بِكُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مي‌گويند» تابعان‌ به‌ رؤسا «بلكه‌ بر خود شما خوش‌ مباد!» يعني‌: شما خود از عزت‌ و كرامت‌ بي‌بهره‌ باشيد زيرا اين‌ «شما بوديد كه‌ آن‌ راه‌ را پيش ‌پاي‌ ما گذاشتيد» و ما را در راه‌ گمراهي‌ افگنده‌ و به‌سوي‌ آن‌ فراخوانديد ؛ با آنچه‌ كه ‌براي‌ ما بدين‌ مضمون‌ عنوان‌ مي‌كرديد: حق‌ فقط همان‌ چيزي‌ است‌ كه‌ ما بر آن ‌قرار داريم‌ و پيامبران‌ در آنچه‌ كه‌ آورده‌اند، راستگو نيستند! «و چه‌ بد قرارگاهي ‌است» جهنم‌؛ هم‌ براي‌ ما و هم‌ براي‌ شما.
 
	سوره ص آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَاباً ضِعْفاً فِي النَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مي‌گويند» پيروان‌ «پروردگارا! هر كس‌ اين‌ عذاب‌ را از پيش‌ براي‌ ما فراهم‌ آورده‌، عذاب‌ او را در آتش‌ دوزخ‌ دوچندان‌ كن» عذابي‌ در برابر كفر او و عذابي ‌ديگر در برابر اين‌كه‌ ما را به‌سوي‌ آن‌ فراخوانده‌ است‌.
بدين‌ گونه‌ است‌ كه‌ پيروان‌ براي‌ زعما و رهبران‌ خويش‌، عذابي‌ دوچندان‌ را مي‌طلبند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1920.txt">آيه  62</a><a class="text" href="w:text:1921.txt">آيه  63</a><a class="text" href="w:text:1922.txt">آيه  64</a><a class="text" href="w:text:1923.txt">آيه  65</a><a class="text" href="w:text:1924.txt">آيه  66</a><a class="text" href="w:text:1925.txt">آيه  67-68</a><a class="text" href="w:text:1926.txt">آيه  68</a><a class="text" href="w:text:1927.txt">آيه  69-70</a><a class="text" href="w:text:1928.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:1929.txt">آيه  72</a><a class="text" href="w:text:1930.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:1931.txt"> آيه  74</a><a class="text" href="w:text:1932.txt">آيه  75</a><a class="text" href="w:text:1933.txt">آيه  76</a><a class="text" href="w:text:1934.txt">آيه  77</a><a class="text" href="w:text:1935.txt"> آيه  78</a><a class="text" href="w:text:1936.txt">آيه  79</a><a class="text" href="w:text:1937.txt">آيه  80-81</a><a class="text" href="w:text:1938.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:1939.txt"> آيه  83</a></body></html>سوره طه آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى مَن يَكْفُلُهُ فَرَجَعْنَاكَ إِلَى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَقَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُوناً فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَى قَدَرٍ يَا مُوسَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ در فراز ديگري‌ از بيان‌ نعمت‌ خويش‌ بر موسي‌(ع)، چنين‌ مي‌فرمايد: «آن‌گاه‌ كه‌ خواهر تو» مريم‌ بر كرانه‌ رودخانه‌ نيل‌ «مي‌رفت‌» تا مسير صندوقچه‌ را با نگاهش‌ دنبال‌ كند و ببيند كه‌ سرانجام‌ آن‌ صندوقچه‌ چه‌ مي‌شود، به‌ كجا و به‌ دست‌ چه‌ كسي‌ مي‌رسد؟ در اين‌ اثنا فرعون‌ و زنش‌ را يافت‌ كه‌ در جست‌وجوي‌ زن‌ شيردهي‌ هستند كه‌ موسي‌(ع) را شير دهد پس‌ خواهرش‌ به‌ آنان ‌گفت‌: «آيا كسي‌ را به‌ شما نشان‌ دهم‌ كه‌ سرپرستي‌ او را عهده‌دار شود؟» يعني‌: او را پرورش‌ دهد؟ نقل‌ است‌ كه‌ هر زن‌ شيردهي‌ را آوردند، موسي‌(ع) پستان‌ او را نگرفت‌ اما مادرش‌ را كه‌ آوردند، پستان‌ وي‌ را گرفت‌ «پس‌ تو را به‌سوي‌ مادرت ‌بازگردانيديم‌ تا ديده‌اش‌ روشن‌ شود» يعني‌: تا مادرت‌ به‌ بازگشت‌ فرزندش‌ به‌ آغوش‌ خود شادمان‌ شود، بعد از آن‌كه‌ او را در دريا افگند و فراقش‌ بر وي‌ بسيارسخت‌ و دشوار گشت‌ «و غم‌ نخورد» به‌سبب‌ حادثه‌ ناگواري‌ كه‌ ممكن‌ بود بعد از رها كردنت‌ به‌ دريا برايت‌ پيش‌ بيايد.
و در فراز ديگري‌ از بيان‌ نعمت‌ خويش‌ بر موسي‌(ع)، مي‌فرمايد: «و شخصي‌ را كشتي‌» موسي‌(ع) در نوجواني‌ به‌ فرد قبطي‌اي‌ كه‌ با فرد اسرائيلي‌اي‌ درآويخته‌ بود و اسرائيلي‌ از او عليه‌ وي‌ كمك‌ خواسته‌ بود، مشتي‌ زد و او را كشت‌ و كشتن‌ او نه ‌به‌ عمد بلكه‌ از روي‌ خطا بود، از سوي‌ ديگر موسي‌(ع) در آن ‌وقت‌ دوازده‌ سال ‌بيشتر نداشت‌ «پس‌ تو را از غم‌ نجات‌ داديم‌» همان‌ غمي‌ كه‌ از بيم‌ مجازات‌ كشتن ‌او به‌ تو دست‌ داده‌ بود «و چنان‌كه‌ بايدوشايد تو را آزموديم‌» يعني‌: تو را باري‌ پس ‌از بار ديگر، از محنت‌هايي‌ كه‌ در آن‌ مي‌افتادي‌ ـ و ذكر برخي‌ از آنها گذشت‌ ـ رهايي‌ بخشيديم‌، قبل‌ از آن‌كه‌ تو را به‌ رسالت‌ برگزينيم‌. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: تو را باربار با انواع‌ ابتلا آزموديم‌. اين‌ عبارت‌ اشاره‌اي‌ اجمالي‌ است‌ به ‌رخدادهاي‌ سخت‌ و محنت‌باري‌ كه‌ موسي‌(ع) با آنها روبرو شد؛ مانند هجرت‌ از وطن‌، ترك‌ ياران‌ و عزيزان‌ و فرار توأم‌ با وحشت‌ با پاي‌ پياده‌، نبود توشه‌ راه‌، به ‌اجاره ‌دادن‌ نفس‌ خود و غيره‌ حوادثي‌ كه‌ در اثناي‌ رهسپار شدن‌ از مصر به‌سوي ‌مدين‌ با آنها روبرو شد «پس‌ چند سالي‌ در ميان‌ اهل‌ مدين‌ درنگ‌ كردي‌» يعني‌: در راه‌ فرار خويش‌ از مصر، به‌ مدين‌ آمدي‌ و در آنجا چند سال‌ درنگ‌ كردي‌. مدين‌ در هشت‌ منزلي‌ مصر در سرزمين‌ عرب‌ واقع‌ است‌ كه‌ موسي‌(ع) به‌ آنجا گريخت‌ و در آنجا ده‌ سال‌ نزد شعيب‌ پيامبر، خدمت‌ و اقامت‌ كرد و اين‌ ده‌ سال‌ خدمت ‌وي‌، مهر «صفورا» دختر شعيب‌(ع) بود «سپس‌ اي‌ موسي‌! در زمان‌ مقدر آمدي‌» يعني‌: در وقتي‌ آمدي‌ كه‌ قضا و قدر سا