يمه‌، همان‌ تفسيري‌ است‌ كه‌ دانشمند امت‌ و ترجمان‌ قرآن‌، حضرت ‌عبدالله بن‌عباس‌(رض) از آن‌ كرده‌ است‌ اما در عين‌حال‌ اضافه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ ما منكر سفارش‌ نيك‌ در حق‌ اهل‌ بيت‌ رسول‌اكرم‌ ص و منكر دستور به‌ احسان‌ و احترام‌ واكرام‌ ايشان‌ نيستيم‌ زيرا ايشان‌ از تبار پاك‌ نبوت‌ بوده‌ و در فخر و حسب‌ و نسب‌، از گرامي‌ترين‌ و شريف‌ترين‌ خانواده‌هايي‌ هستند كه‌ بر روي‌ زمين‌ وجود دارند. آن‌گاه‌ ابن‌كثير درباره‌ حب‌ اهل ‌بيت‌ و وجوب‌ حرمت‌ گذاشتن‌ به‌ ايشان‌ حديث‌ شريف ‌مربوط به‌ «غدير خم‌» را نقل‌ مي‌كند كه‌ رسول‌ خدا ص در آنجا فرمودند: «إني ‌تارك‌ فيكم‌ الثقلين: كتاب‌ الله‌ وعترتي‌، وإنهما لم‌ يفترقا حتي‌ يردا علي‌ الحوض: همانا من‌ در ميان‌ شما ثقلين‌ (دو امر سنگين‌ و پراهميت)‌ را به ‌جا گذارنده‌ هستم‌، اول‌ آن‌ كتاب‌ خدا(ج)  و دوم‌، عترت‌ (اهل‌بيت‌) من‌ اند، آن‌ دو از هم‌ جدا نمي‌شوند تا اين‌كه‌ بر سر حوض‌ كوثر بر من‌ وارد شوند».
و چنان‌كه‌ در برخي‌ از احاديث‌ آمده‌ است‌، آل‌ بيت‌ پيامبر ص عبارتند از: علي‌، فاطمه‌، حسن‌ و حسين‌ (رض)، و امهات المؤمنین رضی الله عنهن. بنابراين‌، رعايت‌ قرابت‌ و دوستي‌ و احترام‌ اهل‌بيت‌ بر مؤمنان‌ واجب‌ است‌ به‌ همين‌ جهت‌ است‌ كه‌ دعا در حق‌ ايشان ‌در پايان‌ تشهد (التحيات‌) مشروع‌ شده‌ است‌ و آن‌ اين‌ دعاي‌ رسول‌خدا‌ص است ‌كه‌ ما آن‌ را در همه‌ نمازها مي‌خوانيم: «اللهم‌ صل‌ علي‌ محمد وعلي‌ آل‌ محمد كما صليت‌ علي‌ إبراهيم‌ وعلي‌ آل‌ إبراهيم‌...). شكي‌ نيست‌ كه‌ خواندن‌ اين‌ دعا منصبي ‌بزرگ‌ و تعظيم‌ و بزرگداشتي‌ سترگ‌ است‌ كه‌ در حق‌ غير آل‌ پيامبر ص وجود ندارد و خود اين‌ دلالت‌ مي‌كند بر اين‌كه‌ حب‌ آل‌ محمد ص واجب‌ است‌.
امام‌ شافعي‌؛ درباره‌ حب‌ آل‌ محمد ص شعر معروفي‌ دارد، آنجا كه‌ مي‌گويد:
يا راكبا قف‌ بالمحصب‌ من‌ مني‌ واهتف‌ بساكن‌ خيفها و الناهض‌
سحرا إذا فاض‌ الحجيج‌ إلي‌ مني‌ فيضا كملتطم‌ الفرات‌ الفايض‌
إن‌ كان‌ رفضا حب‌ آل‌ محمد فليشهد الثقلان‌ أني‌ رافضي‌
اي‌ سوار! در محصب‌ از سرزمين‌ مني‌ توقف‌ كن‌ و به‌ كساني‌ كه‌ در خيف‌ نشسته‌ يا ايستاده‌ هستند، ندا در ده‌؛
به‌هنگام‌ سحر آن‌گاه‌ كه‌ سيلاب‌ حاجيان‌ به‌سوي مني‌ سرازير مي‌شود؛
سيلابي‌ مواج‌، مانند امواج‌ سركش‌ رودخانه‌ هميشه ‌لبريز فرات‌؛
كه‌ اگر حب‌ آل‌ محمد ص رفض‌ است‌؛
پس‌ جن‌ و انس‌ هر دو گواه‌ باشند كه‌ من‌ رافضي‌ هستم‌.
قتاده‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده ‌است‌ كه‌ مشركان‌ گفتند: شايد محمد در آنچه‌ كه‌ انجام‌ مي‌دهد (از امر تبليغ‌)، خواهان‌ پاداشي‌ است‌. پس‌ اين ‌آيه‌كريمه‌ نازل‌ شد تا اين‌ پندارشان‌ را نفي‌ نموده‌ و در عوض‌، آنان‌ را به‌ مودت‌ و دوستي‌ با آن‌ حضرت‌ ص و نزديكانشان‌ برانگيزد.
 	
آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً فَإِن يَشَأِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر مي‌گويند: پيامبر بر خداوند دروغي‌ بسته‌است‌» يعني: يا مگر اين‌ گروه‌ ستمگر مي‌گويند: محمد ص با ادعاي‌ نبوت‌، بر خداوند(ج) دروغ‌ بربسته ‌است ‌«پس‌ اگر خدا بخواهد، بر دلت‌ مهر مي‌نهد» يعني: اگر نفست‌ اين‌ پندار را بر تو القا كند كه‌ بر خداوند(ج)  دروغ‌ بربندي‌، بي‌گمان‌ او ـ اگر بخواهد ـ بر قلبت‌ مهر مي‌نهد لذا بر دروغ‌ بستن‌ قادر نمي‌شوي‌. مراد، استبعاد دروغ‌بافي‌ از سوي‌ كسي‌ مانند پيامبر اكرم‌ص است‌. ابوالسعود در تفسير خويش‌ مي‌گويد: «آيه‌ كريمه‌ شاهدي‌ بر بطلان‌ افتراي‌ مشركان‌ است‌ زيرا بيانگر اين‌ امر مي‌باشد كه‌ اگر آن حضرت‌ص بر خداوند(ج)  دروغ‌ برمي‌بست‌، خداوند(ج)  به‌طور قطع‌ او را ـ با كوبيدن‌ مهر بر قلبش‌ ـ از اين‌ كار بازمي‌داشت‌، به‌گونه‌اي‌ كه‌ هيچ‌ معنايي‌ از معاني ‌آن‌ افتراها در ضميرش‌ نقش‌ نمي‌بست‌ و او نمي‌توانست‌ به‌ حرفي‌ از آن‌ حروف ‌نطق‌ كند».
«و خدا باطل‌ را» يعني: شرك‌ و افترارا «محو مي‌كند» پس‌ اگر آورده‌هاي ‌پيامبر ص باطل‌ مي‌ بود، قطعا خداوند(ج)  آنها را محو و نابود مي‌كرد چنان‌‌كه ‌عادت‌ پروردگار در خصوص‌ افتراكنندگان‌ به‌ وي‌ اين‌ بوده‌ است‌ «و حق‌ را» يعني: اسلام‌ را «استوار مي‌دارد» ولذا آن‌ را «با كلمات‌ خويش‌» يعني‌ با آنچه‌ كه‌ از قرآن‌ نازل‌ كرده‌ است‌، بيان‌ مي‌دارد «همانا الله به‌ راز سينه‌ها» يعني: به‌ آنچه‌ كه‌ در دلهاي‌ بندگان‌ است‌ «داناست‌».
 
	آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اوست‌ كسي‌ كه‌ توبه‌ را از بندگان‌ خود مي‌پذيرد» يعني: از بندگان‌ گنهكارش ‌توبه‌ و بازگشتشان‌ را به‌سوي‌ خود از گناهاني‌ كه‌ كرده‌اند، مي‌پذيرد. اين‌ تعريض‌ وكنايه‌ گويي‌ به‌ بندگان‌ نافرمان‌ است‌ كه: بايد به‌ توبه‌ روي‌ آورند «و از گناهان‌ درمي‌گذرد» اعم‌ از صغيره‌ و كبيره‌ آنها «و آنچه‌ مي‌كنيد» از گناه‌ و توبه‌ «را مي‌داند» پس‌ در قبال‌ آن‌ به‌ شما جزاي‌ مناسب‌ مي‌دهد.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌بن‌ مالك‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌خدا ص فرمودند: «بي‌گمان‌ خداوند متعال‌ به‌ توبه‌ بنده‌ خود ـ هنگامي‌ كه‌ به‌سوي‌ وي‌ بازمي‌گردد ـ شادمان‌تر از كسي‌ از شماست‌ كه‌ مركب ‌سواريش‌ در بياباني‌ از نزدش ‌گريخته‌ در حالي‌كه‌ غذا و نوشيدني‌اش‌ نيز بر بالاي‌ آن‌ مركب‌ قرار داشته‌ است‌ و او از يافتن‌ مركب‌ خويش‌ نا اميد گشته‌ و در اين‌ حال‌ نوميدانه‌ به‌پاي‌ درختي‌ مي‌آيد و خود را در سايه‌ آن‌ به‌پهلو مي‌افگند و در اين‌ اثنا كه‌ او غرق‌ در نوميدي ‌فروافتاده ‌است‌، بناگاه‌ مي‌بيند كه‌ مركبش‌ در نزدش‌ ايستاده ‌است‌ پس‌ افسار آن‌ را مي‌گيرد و از شدت‌ شادماني‌ و خوشحالي‌ (دست‌ و پاچه‌ شده‌ و از روي‌ شكرگزاري) مي‌گويد: اللهم‌ أنت‌ عبدي‌ و أنا ربك: بارخدايا! تو بنده‌ من‌ هستي‌ و من‌ پروردگارت‌!!».
 	سوره طه آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُّوسَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ موسي‌ در ضمير خود ترسي‌ را يافت‌» يعني‌: موسي‌ به‌ حكم‌ سرشت‌ و طبيعت‌ بشري‌، در هنگام‌ مشاهده‌ كارهاي‌ هيجان‌آور و واهمه‌افگن‌ جادوگران ‌احساس‌ ترس‌ كرد كه‌ مبادا مغلوب‌ شود.
 
	آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَ