ي‌ مي‌شود و از بين‌ مي‌رود «و آنچه‌ نزد الله است‌» از ثواب‌ و پاداش‌ طاعات‌؛ مانند باغهاي‌ بهشتي‌ «بهتر است‌» از اين‌ اندك ‌بهره‌ دنيا «و پاينده‌تر است‌» زيرا پاداش‌ الهي‌ هميشگي‌ و گسست‌ناپذير است‌ در حالي‌كه ‌بهره‌ دنيا به‌سرعت‌ مي‌گذرد و نابود مي‌شود. پاسخ‌ اين‌ سؤال‌ كه‌ چه‌ كساني ‌شايستگي‌ پاداش‌ بهشتي‌ را دارند، اين‌ است: «براي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ و به ‌پروردگارشان‌ توكل‌ مي‌كنند» يعني: كساني‌ كه‌ همه‌ كار خويش‌ را به‌ او تفويض ‌نموده‌ و در تمام‌ شؤون‌ خويش‌، بر او تكيه‌ مي‌كنند.
علي‌بن‌ابي‌طالب‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ مي‌گويد: «ابوبكر(رض) تمام‌ مالش‌ را در راه‌ خدا(ج)  انفاق‌ كرد سپس‌ كساني‌ او را بر اين‌ كار سرزنش‌ كردند، همان‌ بود كه‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد».
سپس‌ خداي‌ عزوجل‌ در آيات‌ بعدي‌ «39 ـ 37» اهل‌ بهشت‌ را به‌علاوه‌ ايمان ‌و توكل‌، به‌ اوصاف‌ ذيل‌ توصيف‌ مي‌نمايد:
1 ـ ايشان‌ از گناهان‌ كبيره‌ پرهيز مي‌كنند.
2 ـ ايشان‌ در هنگام‌ قدرت‌، عفو و گذشت‌ را پيشه‌ خود مي‌كنند.
3 ـ ايشان‌ از خداي‌ متعال‌ كاملا انقياد و اطاعت‌ مي‌كنند.
4 ـ ايشان‌ نماز را برپا مي‌دارند.
5 ـ ايشان‌ به‌ نظام‌ شور و مشورت‌ پايبنداند.
6 ـ ايشان‌ در راه‌ خير انفاق‌ مي‌كنند.
7 ـ ايشان‌ در حق‌ شجاع‌ و دليرند. چنان‌كه‌ مي‌فرمايد:
 
	آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و همچنين‌» بهشت‌ برين‌ «براي‌ كساني‌ است‌ كه‌ از گناهان‌ كبيره‌» مانند شرك‌، فرار از جنگ‌، زنا و غيره‌... «پرهيز مي‌كنند».
بيان‌ محققانه‌ گناهان‌ در سوره‌ نساء «آيه‌/31» گذشت‌ از جمله‌ در آنجا از ابن‌عباس‌(رض) نقل‌ كرديم‌ كه‌ فرمود: «گناه‌ كبيره‌ هر گناهي‌ است‌ كه‌ خداوند متعال ‌آن‌ را با تهديداتي‌ چون‌ آتش‌ دوزخ‌، يا خشم‌، يا لعنت‌، يا عذاب‌ خويش‌ همراه ‌كرده‌ باشد».
«و» همچنين‌ بهشت‌ برين‌ براي‌ كساني‌ است‌ كه‌ پرهيز مي‌كنند «از فواحش‌» يعني: از زشتي‌ها و ناشايستي‌ها، كه‌ عبارت‌ است‌ از: گناهاني‌ چون‌ قتل‌، زنا، گواهي ‌دروغ‌ و مانند آنها. گفتني‌ است‌ كه‌ هرچند اينها نيز از گناهان‌ كبيره‌اند ولي‌ گويي ‌در سنگيني‌ خود از گناهان‌ كبيره‌ بزرگتر مي‌باشند لذا مستقلا ذكر شدند «و» از اوصاف‌ بهشتيان‌ يكي‌ اين‌ است‌ كه‌ «چون‌ به‌ خشم‌ در مي‌آيند، درمي‌گذرند» يعني‌ درمي‌گذرند از تعدي‌اي‌ كه‌ ايشان‌ را به‌خشم‌ آورده‌ است‌ پس‌ خشم‌ خويش‌ را فرومي‌خورند و با كسي‌ كه‌ بر ايشان‌ ستم‌ نموده‌، با حلم‌ و بردباري‌ رفتار مي‌كنند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «ما انتقم‌ النبيص لنفسه‌ قط إلا أن‌ تنتهك‌ حرمات ‌الله: رسول‌ خدا ص هرگز به‌خاطر خودشان‌ انتقام‌ نگرفتند مگر اين‌كه‌ حرمتي‌ از حرمات‌ خداي‌ عزوجل‌ در هم‌ شكسته‌ شود».
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ آمده‌ است: اين‌ آيه‌ درباره‌ عمر(رض) ـ هنگامي‌كه‌ در مكه‌ از سوي‌ مشركان‌ به‌ باد دشنام‌ و ناسزا گرفته‌ مي‌شد ـ نازل‌ گرديد. به‌قولي: اين‌آيه‌ درباره‌ ابوبكر(رض) نازل‌ شد؛ هنگامي‌كه‌ بعضي‌ او را سرزنش‌ كردند كه‌ چرا مالش‌ را در راه‌ خدا(ج) انفاق‌ كرده‌ است‌ و نيز آن‌گاه‌ كه‌ به‌ باد دشنام‌ و ايذا واستهزاء گرفته‌ شد ولي‌ بردباري‌ پيشه‌ كرد.
آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» بهشتيان‌ «كساني‌» اند «كه‌ نداي‌ پروردگارشان‌ را اجابت‌ كرده‌اند» يعني: فرمان‌ او را در آنچه‌ كه‌ ايشان‌ را بدان‌ فراخوانده‌، اجابت‌ كرده‌ و پذيرفته‌اند و از پيامبران(ع) اطاعت‌ كرده‌اند «و» بهشتيان‌ كساني‌ اند كه‌ «نماز را برپا داشته‌اند» در اوقات‌ آنها با رعايت‌ شروط و آداب‌ و اركان‌ آنها. دليل‌ اين‌كه‌ خداوند(ج) نماز را به‌ يادآوري‌ مخصوص‌ گردانيد، اين‌ است‌ كه‌ نماز برترين‌ انواع‌ عبادات‌ است‌ زيرا نماز پيوند و رابطه‌اي‌ است‌ ميان‌ بنده‌ و پروردگارش‌ «و» از اوصاف ‌بهشتيان‌ اين‌ است‌ كه‌ «كارشان‌ با يك‌ديگر از سر مشورت‌ است‌» يعني: در هر كاري‌ كه‌ بر ايشان‌ رخ‌ نمايد، در ميان‌ خويش‌ رايزني‌ و مشورت‌ مي‌كنند پس‌ درتصميم‌گيريها نه‌ شتاب‌ مي‌ورزند و نه‌ تك‌رأيي‌ مي‌كنند لذا برخي‌ از آنها بر برخي ‌ديگر در هيچ‌ كاري‌ استبداد و خودرأيي‌ نمي‌ورزند.
بايد دانست‌ كه‌ حوزه‌ مشاوره‌، امور و شؤون‌ عامه‌ است‌؛ مانند تعيين‌ خليفه ‌(حاكم‌)، تدبير شؤون‌ دولت‌ و اداره‌ امور آن‌، توظيف‌ كارگزاران‌ و واليان ‌(استانداران‌) و احكام‌ قضاء. همين‌طور، اين‌ آيه‌ شامل‌ مشورت‌ در امور خاصه ‌نيز مي‌شود. حسن‌ بصري‌: گفته‌ است: «هيچ‌ قومي‌ با يك‌ديگر مشاوره‌ نكردند، جز اين‌كه‌ بر بهترين‌ و شايسته‌ترين‌ امورشان‌ راهياب‌ شدند». و ـ چنان‌كه‌ در روايات‌ آمده‌ است‌ ـ رسول‌اكرم‌ ص با اصحابشان‌ در اموري‌ كه‌ متعلق‌ به‌ جنگ ‌بود، مشورت‌ مي‌كردند اما در احكام‌ با اصحابشان‌ مشورت‌ نكردند زيرا احكام‌ با تمام‌ اقسام‌ خويش‌ ـ اعم‌ از فرض‌، مستحب‌، مكروه‌، مباح‌ و حرام‌ ـ از جانب ‌خداي‌ عزوجل‌ مقرر گرديده‌ است‌.
ولي‌ پس‌ از آن‌كه‌ خداوند(ج)  رسول‌اكرم‌ ص را به‌سوي‌ خويش‌ برگرفت‌، صحابه‌ كرام‌(رض) در احكام‌ نيز با همديگر مشاوره‌ نموده‌ و آنها را از كتاب‌ و سنت ‌استنباط مي‌كردند. گفتني‌ است‌؛ اولين‌ امري‌ كه‌ صحابه‌(رض) درباره‌ آن‌ باهم‌ مشاوره‌ كردند، قضيه‌ خلافت‌ بود زيرا رسول‌ خدا ص درباره‌ جانشيني‌ خود صراحتا چيزي ‌نفرموده‌ بودند. همين‌ طور صحابه‌(رض) در امر ارتداد قبايل‌ باهم‌ رأي‌زني‌ و مشاوره‌ كردند، كه‌ سرانجام‌ ابوبكرصديق‌(رض) به‌ جنگ‌ با مرتدان‌ مصمم‌ شد. همچنين ‌اصحاب(رض) در امر ميراث‌ پدربزرگ‌ (جد) و در كيفيت‌ اجراي‌ حد شراب‌نوشي ‌نيز باهم‌ مشاوره‌ كردند. همان‌ طور كه‌ ايشان‌ بعد از رسول‌ خدا ص در جنگها نيز با هم‌ مشورت‌ مي‌كردند تا بدانجا كه‌ عمر(رض) با «هرمزان‌» كه‌ به‌ اسلام‌ مشرف‌ شده‌ و به‌ محضر ايشان‌ آمده‌ بود، درباره‌ جنگ‌ با «كسري‌» مشورت‌ كرد. در حديث‌ شريف ‌به‌ روايت‌ ترمذي‌ از ابوهريره‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «إذا كان ‌أمراؤكم‌ خياركم‌ وأغنياؤكم‌ سمحاءكم‌ وأمركم‌ شوري‌ بينكم‌ فظهر الأرض‌ خير لكم‌ من ‌بطنها، وإذا كان‌ أمراؤكم‌ شراركم‌ وأغنياؤكم‌ بخلاؤكم‌ وأموركم‌ إلي‌ نسائكم‌ فبط