ن‌ سبب‌ نزول‌ آيات‌ (33 ـ 41) از واحدي‌ و ابن‌جرير نقل‌ كرده‌اند كه‌ اين‌ آيات‌ درباره‌ وليدبن‌مغيره‌ نازل‌ شد زيرا او در آغاز پيرو دين ‌رسول‌ خدا ص گرديد ولي‌ با طعن‌ و سرزنش‌ بعضي‌ از مشركان‌ روبرو شد و وقتي‌ به ‌او گفتند: چرا دين‌ بزرگان‌ را ترك‌ كرده‌ و راه‌ و رسم‌ آنان‌ را گم‌ كرده‌اي‌ و پنداشته‌اي‌ كه‌ آنان‌ در دوزخ‌اند؟ وليد گفت: من‌ از عذاب‌ خدا ترسيدم‌. سپس‌ آن‌ شخص‌ براي‌ وليد ضامن‌ و عهده‌دار اين‌ امر شد كه‌ اگر چيزي‌ از مال‌ خويش‌ را به‌ وي‌ بدهد و به‌ شرك‌ برگردد، وي‌ از جاي‌ او عذاب‌ خداي‌ سبحان‌ را تحمل ‌مي‌كند و برمي‌دارد! پس‌ در آغاز وليد بخشي‌ از مالي‌ را كه‌ براي‌ آن‌ شخص‌ در برابر اعطاي‌ آن‌ تعهد به‌ گردن‌ گرفته‌ بود داد اما پس‌ از آن‌ بخل‌ ورزيد و تمام‌ آن‌ رابه‌ وي‌ نپرداخت‌. آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ اين‌ آيات‌ را نازل‌ نمود. البته‌ در سبب‌ نزول‌اين‌ آيات‌، روايات‌ ديگري‌ نيز نقل‌ شده‌ است‌.
 
	سوره نجم آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَعْطَى قَلِيلاً وَأَكْدَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اندكي‌ بخشيد» از مال‌ «و باز ايستاد» از بخشيدن‌ بقيه‌ پس‌ پرداخت‌ آن‌ را به‌ اتمام‌ نرسانيد؟ گفته‌ مي‌شود: حفر فاكدي: حفر كرد اما به‌ زميني‌ سخت‌ وصخره ‌مانند رسيد كه‌ چاه‌كن‌ را از ادامه‌ كار و به‌ اتمام‌ رساندن‌ حفر آن‌ بازمي‌دارد. همچنين‌ وقتي‌ خير شخص‌ كم‌ شود، گفته‌ مي‌شود: اكدي‌ الرجل‌.
 
	سوره نجم آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا علم‌ غيب‌ نزد اوست‌ و او مي‌بيند؟» يعني: آيا اين‌ شخص‌ بي‌خير، به‌ عذابي ‌كه‌ از وي‌ غايب‌ است‌ علم‌ دارد لذا به‌ اين‌ امر يقين‌ دارد كه‌ فرد ديگري‌ از جايش ‌عذاب‌ را تحمل‌ مي‌كند؟ يا معني‌ اين‌ است: آيا اين‌ شخص‌ كه‌ دست‌ از انفاق‌ مال ‌كشيد ـ يعني‌ وليدبن‌ مغيره‌ ـ علم‌ غيب‌ دارد كه‌ مالش‌ با انفاق‌ تمام‌ مي‌شود؟ درحالي‌ كه‌ قضيه‌ چنان‌ كه‌ او مي‌پندارد، نيست‌.
 
	سوره نجم آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا بدانچه‌ در صحيفه‌هاي‌ موسي‌ است‌» يعني: به‌ اسفاري‌ كه‌ به‌ موسي‌(ع) داده ‌شد و مشتمل‌ بر تورات‌ بود «آگاهش‌ نكرده‌اند؟» دليل‌ اين‌كه‌ حق‌ تعالي‌ صحيفه‌هاي‌ موسي‌(ع) را مقدم‌ ذكر كرد، اين‌ است‌ كه‌ اين‌ صحيفه‌ها از ديگر صحف‌ مشهورتر، از نظر زمان‌ نزديكتر و از نظر تعداد بيشتر بود.
	سوره نجم آيه  37‏متن آيه : ‏‏ وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى ‏
آيه  38‏متن آيه : ‏‏ أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ‏ 
‏ترجمه : ‏
«و ابراهيمي‌ كه‌ وفا كرد» يعني: آيا از مضمون‌ صحفي‌ كه‌ خداوند متعال‌ به‌ ابراهيم‌(ع) باوفا داد، آگاه‌ نشده‌ است‌، ابراهيمي‌ كه‌ عهد به‌ جاي‌ آورد و آنچه‌را كه‌ بدان‌ مأمور شده‌ بود، به‌ پايه‌ اكمال‌ و اتمام‌ رسانيد؟ به‌قولي: معناي‌ (وفي‌) اين‌ است: ابراهيم‌(ع) در وفا كردن‌ به‌ عهدي‌ كه‌ با خداي‌ عزوجل‌ بسته‌ بود، سعي ‌بليغ‌ كرد. به‌ ذكر صحيفه‌هاي‌ ابراهيم‌ و موسي‌ علیهماالسلام اكتفا شد زيرا مشركان‌ ادعا مي‌كردند كه‌ بر آيين‌ ابراهيم‌(ع) اند و اهل‌ كتاب‌ نيز به‌ تورات‌ تمسك‌ مي‌ورزيدند.آري‌! قاعده‌ مطرح‌ شده‌ در صحيفه‌هاي‌ ابراهيم‌ و موسي علیهماالسلام اين‌ بود: «كه‌ هيچ ‌بردارنده‌اي‌ بار گناه‌ ديگري‌ را برنمي‌دارد» يعني: هيچ‌ كس‌ به‌ گناه‌ غير خود مؤاخذه ‌نمي‌شود پس‌ هر كس‌ مرتكب‌ جرمي‌ مانند كفر يا هر گناه‌ ديگري‌ شد، بار گناهش ‌فقط بر دوش‌ خود اوست‌ و هيچ‌ كس‌ آن‌ را از جايش‌ بر نمي‌دارد. كه‌ اين‌ اصل‌، معروف‌ به‌ اصل‌ «مسئوليت‌ فردي‌» است.
 
سوره نجم آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» آيا از «اين‌» امر آگاه‌ نشده‌ است‌ «كه‌ به‌ انسان‌ جز آنچه‌ عمل‌ كرده ‌نرسد» يعني: به‌ انسان‌ جز پاداش‌ و جزاي‌ سعي‌ و عمل‌ خود وي‌ چيز ديگري ‌نمي‌رسد و او در برابر عملي‌ كه‌ انجامش‌ نداده‌ است‌، مستحق‌ اجر و مزدي‌ نيست‌. البته‌ اين‌ قاعده‌ كه‌ هيچ‌ كس‌ جز در برابر عمل‌ خودش‌ پاداش‌ داده‌ نمي‌شود، در مقابل‌ قاعده‌ سابق‌ است‌ كه‌ هيچ‌كس‌ گناه‌ ديگري‌ را بر نمي‌دارد. پس‌ همچنان‌كه ‌احدي‌ مسئوليت‌ يا گناه‌ غير خويش‌ را بر دوش‌ نمي‌كشد، همين‌گونه‌، جز در برابر كاركرد خودش‌ پاداشي‌ نيز به‌ وي‌ تعلق‌ نمي‌گيرد.
امام‌ شافعي(ره)از همين‌ آيه‌ كريمه‌ چنين‌ استنباط كرده‌ است‌ كه‌ ثواب‌ قرائت ‌قرآن‌ به‌ مردگان‌ نمي‌رسد؛ زيرا اين‌ قرائت‌ از عمل‌ و كسب‌ خودشان‌ نيست‌. اما معتمد در مذاهب‌ چهارگانه‌ اين‌ است‌ كه‌ ثواب‌ قرائت‌ به‌ اموات‌ مي‌رسد زيرا اين‌ بخشش‌ و دعايي‌ است‌ به‌ وسيله‌ قرآن‌ كه‌ در هنگام‌ تلاوتش‌، رحمت‌ها نازل ‌مي‌شود. در سنت‌ نبوي‌ص نيز رسيدن‌ ثواب‌ دعا و صدقه‌ (ايصال‌ ثواب‌) براي ‌ميت‌ به‌ ثبوت‌ رسيده‌ است‌ و اين‌ امري‌ اجماعي‌ است‌. مسلم‌، بخاري‌ و اصحاب‌ كتب‌ حديث‌ ـ جز ابن‌ماجه‌ ـ از ابي‌هريره‌(رض) در حديث‌ شريف‌ ذيل‌ روايت‌ كرده‌اند كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «إذا مات‌ الإنسان‌ انقطع‌ عمله‌ إلا من‌ ثلاث: صدقة‌جارية‌، أو علم‌ ينتفع‌ به‌، أو ولد صالح‌ يدعو له‌ :  چون‌ انسان‌ بميرد؛ عمل‌ وي‌ قطع‌مي‌شود جز از سه‌ چيز: صدقه‌ جاري‌، يا علمي‌ كه‌ از آن‌ سود برده‌ مي‌شود، يا فرزند شايسته‌اي‌ كه‌ براي‌ او دعا مي‌كند». قرطبي‌ مي‌گويد: «بسياري‌ از احاديث‌ بر اين‌ قول‌ دلالت‌ دارند كه‌ ثواب‌ عمل‌ صالح‌ ديگران‌ به‌ مؤمن‌ مي‌رسد».
	سوره نجم آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اين‌» امر نيز در صحيفه‌هاي‌ ابراهيم‌ و موسي‌ علیهماالسلام آمده‌ است‌ «كه‌ كوشش‌ او زودا كه‌ ديده‌ شود» يعني: عمل‌ هر شخص‌، ثبت‌ شده‌ و محفوظ است‌ و به‌ زودي ‌اين‌ سعي‌ و عملش‌ در روز قيامت‌ بر او آشكار ساخته‌ شده‌ و عرضه‌ مي‌شود پس ‌اهل‌ قيامت‌ حاصل‌ سعي‌ و عملش‌ را مي‌بينند تا نيكوكار مورد اكرام‌ و بدكار مورد سرزنش‌ و توبيخ‌ قرار گيرد.
 
	سوره نجم آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ به‌ حسب‌ آن‌ سعي‌، به‌ پاداشي‌ هر چه‌ تمامتر» يعني: به‌ پاداشي‌ كامل و ناكاسته‌ به‌ تمام‌ترين‌ شكل‌ و صورت‌ «پاداش‌ داده‌ خواهد شد» بنابراين‌، انسان‌ در برابر گناه‌ جزايي‌ همانند آن‌ دريافت‌ مي‌كند اما در برابر ثواب‌، از ده‌ برابر تا هفتصدبرابر و بيشتر از آن‌ ـ تا آنجا كه‌ خداوند عزوجل‌ بر آن‌ بيفزايد