 إِلَيْكَ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏

2 ـ «و البته‌ نبايد تو را از آيات‌ الهي‌» يعني: از عمل‌ به‌ قرآن‌ «پس‌ از آن‌كه‌ بر تو نازل‌ شده ‌است، بازدارند» و نبايد سخنان‌ دروغ‌ و آزارهاي‌ كافران، مانع‌ تلاوت ‌كتاب‌ خداأ و عمل‌ به‌ آن‌ از سوي‌ تو شود.
3 ـ «و به‌سوي‌ پروردگارت‌ دعوت‌ كن‌» يعني: مردم‌ را به‌سوي‌ خداوندأ، يگانگي ‌وي، عمل‌ به‌ فرايض‌ و پرهيز از معاصي‌ فراخوان‌.
4 ـ «و زنهار! از مشركان‌ مباش‌» در عمل، يا در اعتقاد. اين‌ دستور كنايه‌گويي‌ به ‌ديگران‌ ـ بجز پيامبر ص است‌ ـ همچنين‌ اين‌ خطاب:
 
‏‏سوره قصص آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
5 ـ «و با خدا معبود ديگري‌ را نخوان، خدايي‌ جز او نيست‌» يعني: فقط حق‌ تعالي‌خداي‌ يگانه‌اي‌ است‌ كه‌ بر همه‌چيز تواناست‌ و غير وي‌ نه‌ مي‌توانند به‌ تو زياني ‌برسانند و نه‌ منفعتي‌. مراد از اين‌ دو خطاب‌ اخير ـ چنان‌كه‌ گفتيم‌ ـ مخاطبان‌ ديگر جز پيامبر ص هستند «همه‌چيز» هر چه‌ كه‌ باشد «هلاك‌ شونده‌ است، جز وجه ‌او» يعني: جز ذات‌ او پس‌ اين‌ فقط حق‌ تعالي‌ است‌ كه‌ زنده‌ پاينده‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «راست‌ترين‌ سخني‌ را كه‌ لبيد شاعر گفته‌ اين‌ سخن‌ است: الا كل‌ شي‌ء ما خلا الله‌ باطل: آگاه‌ باشيد كه‌ همه‌چيز جز خداوند، فاني‌ و نابود است‌».
«حكم‌ از آن‌ اوست‌» يعني: فقط فرمان‌ و قضاي‌ حق‌ تعالي‌ است‌ كه‌ نافذ است، به‌ هر چه‌ بخواهد حكم‌ مي‌كند و فرمان‌ مي‌راند «و به‌سوي‌ او بازگردانيده ‌مي‌شويد» در هنگام‌ رستاخيز و حشر و نشر، نه‌ به‌سوي‌ غير وي‌ تا نيكوكار را در قبال‌ نيكوكاريش‌ و بدكار را در برابر بدكاري‌اش‌ جزا دهد.
سوره عنكبوت آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ الم ‏
 ‏ترجمه : ‏
خوانده‌ مي‌شود: «الف، لام، ميم‌» و سخن‌ درباره‌ حروف‌ مقطعه، در آغاز سوره‌ «بقره‌» گذشت‌.
سوره عنكبوت آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا مردم‌ پنداشته‌اند كه‌ تا گفتند ايمان‌ آورديم، رها مي‌شوند و مورد آزمايش‌ قرار نمي‌گيرند» در اموال‌ و جانهايشان‌؟ نه‌! قضيه‌ چنان‌كه‌ آنان‌ پنداشته‌اند نيست‌ بلكه ‌لابد آنان‌ را به‌ وسيله‌ جهاد، يا فقر، يا آفت‌ و زيان‌ جاني، يا غير اين‌ از انواع ‌مصايب‌ مي‌آزماييم‌ تا انسان‌ وارسته‌ و مخلص‌ از انسان‌ منافق‌ و انسان‌ صادق‌ از انسان‌ كاذب‌ متمايز گردد بنابراين، ايمان‌ فقط كلمه‌اي‌ نيست‌ كه‌ به‌ زبان‌ گفته‌ شود بلكه‌ حقيقتي‌ است‌ داراي‌ تكاليف، امانتي‌ است‌ همراه‌ با دشواري‌ها و مسئوليت‌ها و جهادي‌ است‌ كه‌ به‌ صبر و تحمل‌ فراوان‌ نياز دارد و براي‌ كسي‌ سزاوار نيست‌ كه ‌خلاف‌ اين‌ بپندارد. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: «سخت‌ترين‌ مردم‌ در ابتلا انبيا هستند، سپس‌ صالحان‌ و سپس‌ بهترين‌ها به‌حسب‌ مراتبشان‌ لذا انسان‌ بر حسب ‌دين‌ خويش‌ مورد آزمايش‌ قرار مي‌گيرد پس‌ اگر در دينش‌ صلابتي‌ بود، در ابتلايش‌ افزوده‌ مي‌شود».
ابن‌كثير در بيان‌ سبب‌ نزول‌ از ابن‌ابي‌حاتم‌ نقل‌ مي‌كند: اين‌ آيه‌ درباره‌ جمعي ‌نازل‌ شد كه‌ در مكه‌ بودند و اسلام‌ آورده‌ بودند اما ياران‌ محمدص در مدينه‌ به‌ آنان‌ نوشتند كه‌ اسلامشان‌ پذيرفته‌ نمي‌شود تا هجرت‌ نكنند پس‌ ايشان‌ راه‌ هجرت ‌به‌سوي‌ مدينه‌ را در پيش‌ گرفتند ولي‌ مشركان‌ ايشان‌ را از راه‌ بازگردانيدند.
اما ابن‌سعد روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ اين‌ آيه‌ درباره‌ عماربن‌ياسرt نازل‌ شد زيرا او در راه‌ خداأ مورد شكنجه‌ قرار مي‌گرفت‌.
 
سوره عنكبوت آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌يقين، كساني‌ را كه‌ پيش‌ از اينان‌ بودند» نيز «آزموديم‌» يعني: اين‌ سنت‌ ما در ميان‌ بندگان‌ ماست‌ لذا ما مؤمنان‌ اين‌ امت‌ را نيز مي‌آزماييم‌ چنان‌كه‌ امتهاي ‌پيش‌ از آنان‌ را مورد آزمايش‌ قرار داديم‌ و از آنان‌ كساني‌ بودند كه‌ اره‌ بر فرق ‌سرشان‌ نهاده‌ مي‌شد و از ميان‌ دو نيم‌ مي‌شدند اما از دين‌ خويش‌ بر نمي‌گشتند چنان‌كه‌ قرآن‌ كريم‌ در داستانهاي‌ انبيا‡ و آزمايشهايي‌ كه‌ ايشان‌ و پيروانشان ‌شدند، اين‌ حقيقت‌ را بيان‌ كرده‌ است‌ «البته‌ خداوند آنان‌ را كه‌ راست‌ گفته‌اند» در اين‌ سخنشان‌ كه: ايمان‌ آورده‌ايم‌ «معلوم‌ مي‌دارد و دروغگويان‌» مدعي‌ ايمان‌ را «نيز معلوم‌ مي‌دارد» و به‌ وسيله‌ امتحان‌ ميان‌ آنها تمييز ايجاد مي‌كند.
مراد از (ألا لنعلم‌) يعني‌ «معلوم‌ داشتن‌» از سوي‌ حق‌ تعالي، متمايز كردن ‌راستگويان‌ و دروغگويان‌ در عرصه‌ عينيت‌ است، نه‌ به‌دست‌ آوردن‌ معلومات ‌جديد چرا كه‌ خداوندأ آنچه‌ را كه‌ در گذشته‌ بوده‌ و آنچه‌ را كه‌ در آينده ‌خواهد بود و آنچه‌ را كه‌ وجود ندارد و اگر قرار باشد كه‌ به‌ عرصه‌ وجود آيد چگونه‌ به‌ وجود خواهد آمد، همه‌ را مي‌داند. و اين‌ امري‌ اجماعي‌ است‌ كه‌ در ميان‌ ائمه‌ اهل‌ سنت‌ مورد اتفاق‌ است‌.
بنابراين، حق‌ تعالي‌ مي‌خواهد تا به‌ وسيله‌ آزمايش، آنچه‌ را كه‌ در علم‌ وي ‌آشكار و از علم‌ بشر غايب‌ است، در عالم‌ واقع‌ نيز نمايان‌ سازد تا مردم‌ را در برابر عملشان‌ ـ و نه‌ فقط به‌ مجرد علم‌ خويش‌ ـ مورد محاسبه‌ قرار دهد و اين‌ آزمايش ‌اگر از يك‌ جهت‌ فضلي‌ از جانب‌ حق‌ تعالي‌ است، از جهتي‌ ديگر نمايانگر عدل ‌اوست‌ و از جهت‌ سوم، تربيت‌ و ويرايشي‌ براي‌ نهاد آنان‌ است‌. ازاين‌ روي ‌ابن‌عباس‌t و غير وي‌ از مفسران‌ سلف، در تفسير اين‌ فرموده‌ خداوند متعال: (الالنعلم‌) و نظاير آن‌ گفته‌اند: اين‌ جمله‌ و نظاير آن‌ در قرآن‌ كريم‌ به‌ اين‌ معني‌ است: (مگر براي‌ اين‌ كه‌ ببينيم‌). زيرا رؤيت‌ به‌ موجود تعلق‌ مي‌گيرد در حالي‌ كه‌ علم‌ از رؤيت‌ عام‌تر بوده‌ به‌ موجود و معدوم‌ هر دو تعلق‌ مي‌گيرد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:13.xml">صفحة (302) </a><a class="folder" href="w:html:23.xml">صفحة (303)</a><a class="folder" href="w:html:38.xml">صفحة (304) </a><a class="folder" href="w:html:51.xml">صفحة (305)</a><a class="folder" href="w:html:64.xml">صفحة (306)</a><a class="folder" href="w:html:79.xml">صفحة (307) </a><a class="folder" href="w:html:91.xml">صفحة (308)</a><a class="folder" href="w:html:105.xml">صفحة (309) </a><a class="folder" href="w:html:119.xml">صفحة (310)</a><a class="folder" href="w:html:131.xml">صفحة (311