اي‌ فاطمه‌! بگو: بارخدايا! اي‌ پروردگار ما و پروردگار همه‌ چيز! اي ‌فرودآورنده‌ تورات‌ و انجيل‌ و فرقان‌! اي‌ شكافنده‌ دانه‌ها و هسته‌ها! پناه‌ مي‌برم‌ به‌ تو از شر همه‌ چيزي‌ كه‌ تو گيرنده‌ موي‌ پيشاني‌ آن‌ هستي‌ (يعني‌ تحت‌ قبضه‌ وتصرف‌ توست) تويي‌ اول‌؛ پس‌ قبل‌ از تو چيزي‌ نيست‌ و تويي‌ آخر؛ پس‌ بعد از تو چيزي‌ نيست‌ و تويي‌ ظاهر؛ پس‌ فوق‌ تو چيزي‌ نيست‌ و تويي‌ باطن‌؛ پس‌ وراي‌ تو چيزي‌ نيست‌، بپرداز از ما وام‌ را و ما را از فقر بي‌نياز كن‌».
 
سوره أنبياء آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ مَا آمَنَتْ قَبْلَهُم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَفَهُمْ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پيش‌ از آنان‌ نيز هيچ‌ شهري‌ كه‌ آن‌ را هلاك‌ كرده‌ايم‌ به‌ آيات‌ ما ايمان ‌نياورده ‌بود» يعني‌ قبل‌ از آنان‌ نيز مردم‌ شهرهاي‌ پيشين‌ كه‌ از پيامبرانشان‌ درخواست ‌معجزه‌ كرده ‌بودند و معجزات‌ حسي‌ بزرگي‌ برايشان‌ آمد، به‌ آن‌ معجزات‌ ايمان ‌نياوردند و در نتيجه‌ آنان‌ را هلاك‌ كرديم‌، آيا اگر پيشنهاد اينان‌ را نيز برآورده‌ كنيم‌، به‌ اين‌ معجزات‌ ايمان‌ مي‌آورند؟!.
اين‌ آيه‌ بيانگر اين‌ سنت‌ الهي‌ در حق‌ امتهاي‌ پيشين‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ به‌ آنان ‌معجزه‌ درخواستي‌شان‌ فرستاده‌ مي‌شد و سپس‌ ايمان‌ نمي‌آوردند، به‌ طور قطع ‌عذابي‌ ريشه‌كن‌ كننده‌ و خانمان‌ برانداز بر آنان‌ نازل‌ مي‌شد. در اينجا نيز خداوند(ج) مي‌فرمايد: هرگاه‌ سنت‌ ما چنين‌ است‌ پس‌ ما چگونه‌ درخواست‌ مشركان‌ منكر محمد ص و قرآن‌ را در ارائه‌ معجزات‌ حسي‌ ديگر ـ افزون‌ بر معجزاتي‌ كه‌ وجود داردـ برآورده‌ مي‌كنيم‌؟ «پس‌ آيا اينان‌ ايمان‌ مي‌آورند؟» يعني: هرگاه‌ امتهاي ‌هلاك‌ شده‌ پيشين‌ ـ با وصف‌ آن‌كه‌ معجزات‌ درخواستي‌شان‌ نيز به‌ آنان‌ ارائه شدـ ايمان‌ نياوردند، ديگر چگونه‌ اين‌ گروه‌ ايمان‌ خواهند آورد؛ حتي‌ اگر آنچه ‌را درخواست‌ كرده‌اند به‌ آنان‌ فرستاده‌ شود؟ گو اين‌كه‌ خداوند متعال‌ با اين‌ بيان‌، به‌ رحمت‌ خويش‌ بر اين‌ امت‌ اشاره‌ كرده‌ و تلويحا مي‌گويد: ما اراده‌ نداريم‌ تا اين ‌امت‌ را به‌ سرنوشت‌ امتهاي‌ پيشين‌ كه‌ استيصال‌ و نابودي‌ مطلق‌شان‌ بود روبرو سازيم‌، به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ پيشنهادشان‌ در فرستادن‌ معجزات‌ حسي‌ بيشتري‌ را اجابت‌ نمي‌كنيم‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ مردم‌ مكه‌ به‌رسول‌ خدا ص گفتند: «اگر آنچه‌ مي‌گويي‌ حق‌ است‌ و ايمان ‌آوردن‌ ما تو را خوشحال‌ مي‌كند پس‌ كوه‌ صفا را براي‌ ما طلا بگردان‌». در اين‌ هنگام‌ جبرئيل‌(ع) نزد آن‌ حضرت‌ ص آمد و گفت: «اگر بخواهي‌ اين‌ درخواست‌ قومت‌ برآورده ‌مي‌شود ولي‌ در صورتي‌ كه‌ برآورده‌ شد و آن‌گاه‌ ايمان‌ نياوردند، ديگر به‌ آنان ‌هيچ‌ مهلتي‌ داده‌ نمي‌شود. و اگر مي‌خواهي‌ كه‌ بر قومت‌ مهرباني‌ كني‌، نيز مختاري‌». رسول‌ خدا ص فرمودند: «بلكه‌ بر قومم‌ مهرباني‌ مي‌كنم‌ و در فرود آمدن‌ عذاب‌ بر آنان‌، شتاب‌ و عجله‌ به‌خرج‌ نمي‌دهم‌ و برايشان‌ خواستار مهلت‌ هستم‌». همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد.
 
	﴿سوره‌ حدید ﴾
مدني‌ است‌ و داراي‌ (29)‌ آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ جهت‌ «حديد» ناميده‌ شد كه‌ در آيه‌ (25) ازآن‌ به‌ منافع‌ حديد (آهن‌) و اهميتي‌ كه‌ اين‌ عنصر در مدنيت‌ و عمران‌ دارد، توجه‌ داده‌ شده‌ است‌. و چنان‌كه‌ قرطبي‌ گفته‌ است‌؛ اين‌ سوره‌ از نظر جمهور مفسران ‌مدني‌ است‌ و قولي‌ كه‌ مي‌گويد: اين‌ سوره‌ مكي‌ است‌، ضعيف‌ است‌.
فضيلت‌ آن: در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عرباض‌بن‌ساريه‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص قبل‌ از آن‌كه‌ بخوابند، سوره‌هاي‌ «مسبحات‌»[1] را مي‌خواندند وفرمودند: «بي‌گمان‌ در مسبحات‌ آيه‌اي‌ است‌ كه‌ بهتر از هزار آيه‌ است‌». و آن‌ عبارت‌ از اين‌ فرموده‌ حق‌ تعالي‌ است: (‏ هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‏)» «حديد/3».
محور اين‌ سوره‌ دعوت‌ از جامعه‌ اسلامي‌ به‌ سوي‌ تثبيت‌ حقيقت‌ ايمان‌ در وجود خود با همه‌ مظاهر آن‌ و با ايثار و اخلاص‌ است‌.
 
[1] مسبحات: سوره‌هايي‌ اند كه‌ با (سبح‌ لله) آغاز شده‌اند، كه‌ اين‌ سوره‌ نيز از آن‌ جمله‌ است‌.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3012.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:3013.txt"> آيه  5</a><a class="text" href="w:text:3014.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:3015.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:3016.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:3017.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:3018.txt"> آيه  10</a><a class="text" href="w:text:3019.txt">آيه  11</a></body></html>سوره حديد آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اوست‌ آن‌كه‌ آسمانها و زمين‌ را در شش‌ روز» يعني: در شش‌ طور از اطوار مختلف‌ «آفريد» و البته‌ او قادر است‌ كه‌ آنها را در يك‌ لحظه‌ بيافريند ولي‌ اين‌عدد را به‌كار گرفت‌ تا تأني‌ و تأمل‌ در امور را به‌ بندگانش‌ بياموزد «سپس‌ بر عرش ‌استوا يافت‌» به‌ چنان‌ استوايي‌ كه‌ سزاوار جناب‌ اوست‌. اين‌ رأي‌ سلف‌ در باب ‌استوا بر عرش‌ است‌ و اين‌ رأي‌ به‌ احتياط اولي‌ است‌ اما خلف‌، استوا را به‌ تدبير حق‌ تعالي‌ و استيلايش‌ بر كليدهاي‌ امور و سلطه‌ وي‌ بر همه‌ چيز تأويل‌ مي‌كنند «آنچه‌ را كه‌ به‌ زمين‌ وارد مي‌شود» از باران‌ و غير آن‌ «مي‌داند و آنچه‌ را كه‌ از آن‌بيرون‌ مي‌آيد» از ارواح‌، فرشتگان‌، ماهواره‌ها، سفينه‌هاي‌ فضايي‌، نباتات‌ و غيره ‌نيز مي‌داند «و آنچه‌ را از آسمان‌ فرود مي‌آيد» از باران‌ و غيره‌ «و آنچه‌ را در آن‌ بالا مي‌رود» يعني: آنچه‌ را به‌سوي‌ آن‌ بالا مي‌رود؛ از فرشتگان‌، اعمال‌، ارواح‌ بندگان‌، دعاها، بخارهاي‌ متصاعد و مانند اين‌ها را نيز مي‌داند پس‌ ذره‌اي‌ از علم‌ وي‌ پنهان‌ نيست‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «عمل‌ شب‌ قبل‌ از عمل‌ روز و عمل‌ روز قبل‌ از عمل‌ شب‌ به‌سوي‌ خداوند متعال‌ بالا برده‌ مي‌شود». «و او با شماست‌» به‌ قدرت‌، سلطه‌ و علم‌ خويش‌ «هر جا كه‌ باشيد» يعني: در هر جايي ‌از زمين‌ و ماحول‌ و اندرون‌ آن‌ اعم‌ از خشكه‌ و دريا و فضا كه‌ بگرديد. ابوحيان ‌مي‌گويد: «اين‌ آيه‌اي‌ است‌ كه‌ امت‌ اسلام‌ بر تأويل‌ آن‌ و اين‌كه‌ بر ظاهر