خرفروشي‌ كردند... پس‌ در آغاز زندگان‌ را برشمردند سپس‌ گفتند: بياييد به‌سوي‌ گورستان‌ برويم‌ تا ببينيم‌ كه‌ چه‌ كسي‌ از ما دو گروه‌ در شمار بيشتر است‌؟ لذا به‌ گورستان‌ رفته‌ و به‌ شمردن‌ قبرهاي‌ يك‌ديگر پرداختند. همان‌ بود كه‌ خداوند(ج) اين‌ سوره‌ را نازل‌ فرمود.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ مسلم‌، ترمذي‌ و نسائي‌ از عبدالله بن‌شخير(رض) آمده‌است‌ كه‌ فرمود: «نزد رسول‌ خدا ص رفتم‌ در حالي‌كه‌ ايشان‌ سوره‌ (‏ أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ ‏)  را مي‌خواندند ـ و به‌ روايتي: سوره‌ (‏ أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ ‏) بر ايشان‌ نازل‌ شده ‌بود ـ پس‌ فرمودند: فرزند آدم‌ مي‌گويد: مال‌ من‌! مال‌ من‌! و مگر برايت‌ از مالت ‌جز آن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ خورده‌اي‌ و نابودش‌ كرده‌اي‌، يا پوشيده‌اي‌ و كهنه‌اش ‌ساخته‌اي‌، يا صدقه‌ داده‌اي‌ و آن‌ را مصرف‌ كرده‌اي‌؟». در روايت‌ ديگري‌ اضافه ‌شده ‌است: «بدان‌ كه‌ ماسواي‌ اين‌ هر چه‌ كه‌ داري‌، بر باد رفته ‌است‌ و آن‌ را براي ‌مردم‌ باقي‌ گذاشته‌اي‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌بن‌مالك‌(رض) آمده است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «يتبع‌ الميت‌ ثلاثة:‌ فيرجع‌ اثنان‌ ويبقي‌ معه ‌واحد: يتبعه‌ أهله‌ وماله‌ وعمله‌، فيرجع‌ أهله‌ وماله‌ ويبقي‌ عمله: سه‌ چيز مرده‌ را دنبال‌ مي‌كند پس‌ دو چيز برمي‌گردد و يك‌ چيز همراه‌ او باقي‌ مي‌ماند: دنبال‌ مي‌كنند او را خانواده‌، مال‌ و عملش‌ پس‌ خانواده‌ و مالش‌ برمي‌گردند و عملش‌ باقي‌ مي‌ماند».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4188.txt">آيه 1‏‏ </a><a class="text" href="w:text:4189.txt">آيه 2‏‏</a><a class="text" href="w:text:4190.txt">آيه 3</a><a class="text" href="w:text:4191.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ عصر ﴾</a></body></html> سوره عصر
 
آيه 1‏‏
 وَالْعَصْرِ ‏

‏ترجمه : ‏
«سوگند به‌ عصر» خداي‌ سبحان‌ از آن‌ روي‌ به‌ روزگار سوگند مي‌خورد كه‌ روزگار محمل‌ گذر شب‌ و روز و پياپي‌ آمدن‌ تاريكي‌ها و نور و ظرف‌ رخدادها و اموري‌ در امر قوام‌ يافتن‌ زندگي‌ و مصالح‌ و منافع‌ زندگان‌ است‌ كه‌ روزگار آنها را در بستر خود مي‌پروراند و شكي‌ نيست‌ كه‌ اين‌ امور بر وجود صانع‌ عزوجل‌ و بريگانگي‌ وي‌ دلالت‌ روشني‌ دارند. بنابراين‌، سوگند خوردن‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌روزگار، دليل‌ شرف‌ و اهميت‌ آن‌ است‌، از اين‌ جهت‌ در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است: «لاتسبو الدهر، فإن‌ الله‌ هو الدهر: روزگار را دشنام‌ ندهيد زيرا خداي‌ عزوجل ‌خود (آفريننده) روزگار است‌». اما به‌ قول‌ مقاتل: مراد از «عصر» نماز عصر است‌ از اين‌ جهت‌ بسياري‌ از علما «صلاه‌ وسطي‌» را به‌ نماز عصر تفسير كرده‌اند. بنابراين‌ وجه‌ تفسيري‌، اين‌ سوگند اشاره‌ به‌ آن‌ دارد كه‌ عمر باقي‌ مانده‌ دنيا نسبت ‌به‌ آنچه‌ كه‌ از آن‌ گذشته‌ است‌، مانند وقت‌ باقي‌ مانده‌ در ميان‌ نماز عصر و مغرب ‌است‌ پس‌ بر انسان‌ لازم‌ است‌ تا به‌ تجارتي‌ بي‌زيان‌ مشغول‌ شود زيرا وقت‌ به‌ آخر نزديك‌ شده‌ و جبران‌ مافات‌ ممكن‌ نيست‌. اما ابن‌كثير معني‌ اول‌ را ترجيح ‌داده ‌است‌.
	آيه 2‏‏
 إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ‏

 
‏ترجمه : ‏
جواب‌ سوگند آيه‌ قبل‌ اين‌ است: «كه‌ بي‌گمان‌ انسان‌ در خسر است‌» خسر وخسران: زيانكاري‌، نقصان‌ و از بين‌ رفتن‌ سرمايه‌ است‌. يعني: هر انساني‌ كه‌ به‌تجارت‌ و كار و تلاش‌ مادي‌ و صرف‌ عمر در كارهاي‌ دنيا مشغول‌ است‌، در زيان‌و گمراهي‌ از حق‌ و در معرض‌ نابودي‌ قرار دارد و از اين‌ قاعده‌ هيچ‌ كس‌ مستثني ‌نيست‌، بجز كساني‌ كه‌ در آيه‌ ذيل‌ مورد استثنا قرار گرفته‌اند:
		سوره حج آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُم بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«روزي‌ كه‌ آن‌ را» يعني: آن‌ زلزله‌ يا قيامت‌ را «ببينيد، هر شيردهنده‌اي‌ از آن‌ كس‌ كه‌ شير مي‌دهد، غافل‌ مي‌شود» يعني: هر شيردهنده‌اي‌ از نوزاد شيري‌اش‌ غافل ‌مي‌شود و او را فراموش‌ مي‌كند، آن‌ گونه‌ كه‌ پنداري‌ اصلا نوزاد شير خواري ‌نداشته ‌است‌. و اين‌ از شدت‌ هول‌ و سهمگيني‌ آن‌ زلزله‌ يا از شدت‌ هول‌ و سهمگيني ‌قيامت‌ است‌ «و هر آبستني‌ بار خود را فرو مي‌نهد» يعني: جنين‌ خود را از شدت‌ هول‌و هراس‌ بي‌اختيار فرومي‌افگند، بي‌ آن‌كه‌ موعد وضع‌ حملش‌ فرارسيده‌ باشد «ومردم‌ را مست‌ مي‌بيني‌» يعني: بيننده‌ مردم‌ را چنان‌ مي‌بيند كه‌ گويي‌ مست‌ اند «وحال‌ آن‌كه‌ مست‌ نيستند» در واقع‌ و حقيقت‌ امر «ولي‌ عذاب‌ خدا شديد است‌» پس ‌به‌سبب‌ اين‌ شدت‌ و هول‌ بزرگ‌، عقل‌ هايشان‌ از سرشان‌ مي‌پرد و فهم‌ هايشان‌ آشفته‌ و مشوش‌ مي‌گردد و بنابراين‌، مانند شخص‌ مست‌، مدهوش‌ مي‌شوند.
روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ اين‌ دو آيه‌ شب‌ هنگام‌ در غزوه‌ بني‌مصطلق‌ نازل‌ شد و رسول‌ خدا ص آن‌ را بر مردم‌ خواندند و مردم‌ در هيچ‌ زمان‌ ديگري‌ بيش‌ از آن ‌شب‌ چنان‌ گريان‌ و پريشان‌ ديده‌ نشده‌ بودند به‌ طوري‌كه‌ همه‌ يا غرق‌ گريه‌ بودند، يا غرق‌ اندوه‌ و تفكر.
 
	آيه 3

‏ ‏
‏ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ‏

‏ترجمه : ‏
«مگر كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌اند و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند» يعني: مردان‌ و زنان ‌مؤمني‌ كه‌ در ميان‌ ايمان‌ به‌ خدا(ج) و عمل‌ صالح‌ جمع‌ كرده‌اند، در سودند نه‌ در زيان‌ زيرا كارهاي‌ دنيا آنان‌ را به‌ خود مشغول‌ نساخته‌ و براي‌ آخرت‌ خويش‌ عمل‌كرده‌اند «و» مگر كساني‌ كه‌ «همديگر را به‌ حق‌ سفارش‌ كرده‌اند» همان‌ حقي‌ كه‌ بپاخاستن‌ براي‌ آن‌، شايسته‌ و بايسته‌ است‌ و آن‌ عبارت‌ از: ايمان‌ به‌خداي‌ عزوجل‌ و يگانگي‌ وي‌ و انجام‌ دادن‌ همه‌ چيزهايي‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي ‌مشروع‌ كرده‌ است‌ و اجتناب‌ از همه‌ چيزهايي‌ كه‌ او از آنها نهي‌ كرده ‌است‌ «و» مگر كساني‌ كه‌ «همديگر را سفارش‌ كرده‌اند به‌ صبر» و شكيبايي‌ در خود داري‌ از ارتكاب‌ نافرماني‌هاي‌ خداي‌ عزوجل‌، شكيبايي‌ بر انجام‌ فرايض‌ وي‌ و شكيبايي‌ بر مقدرات‌ دردآور وي‌. پس‌ صبر از خصلت‌هاي‌ حقي‌ است‌ كه‌ مؤمنان‌ صالح‌ بايد يك‌ديگر را به‌ آن‌ سفارش‌ كنند و از آنجا كه‌ صبر نسبت‌ به‌ ديگر خصلت‌هاي ‌نيك‌ شرف‌ بيشتري‌ دارد و درجه‌ آن‌ از آنها بالاتر است‌ و نيز از آنجا كه‌ بسياري‌ از بپاخاستگان‌ براي‌ حق‌، مورد دشمني‌ و تعدي‌ قرار مي‌گيرند پس‌ نياز به‌ صبر و شكي