د: من‌ آن‌ شخص‌ منافق‌ را ديدم‌ كه‌ بر تنگ‌ ميان‌ بند شتر رسول‌ خداص درآويخته‌ بود، درحالي‌كه‌ سنگها پاهايش‌ را مي‌خراشيد و مي‌گفت‌: «يارسول‌الله! ما فقط بازي‌ و سرگرمي‌ مي‌كرديم‌! و رسول‌ خداص به‌ او مي‌گفتند: ﴿ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ ‏﴾ :  آيا به‌ خدا و آيات‌ او و پيامبرش‌ تمسخرمي‌كرديد؟».
 
[4] مخشي‌ : يعني‌ متعفن‌ و گنديده‌ . حمير : يعني‌ خر . پس‌ مخشي‌بن‌حمير ، يعني‌ گنديده‌ فرزند خر!آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مردان‌ و زنان‌ منافق‌ همه‌ از يك‌ديگرند» مردان‌ منافق‌، در نفاق‌ همانند زنانشان ‌هستند و احوالشان‌ در اين‌ امر با هم‌ يكسان‌ است‌ «امر به‌ منكر و نهي‌ از معروف ‌مي‌كنند» بدين‌سان‌ است‌ كه‌ در نفاق‌ و دوري‌ از ايمان‌، حد نهايي‌ انحطاط را مي‌پيمايند «و دستهاي‌ خود را فرو مي‌بندند» يعني‌: از انفاق‌ مال‌ در صدقه‌ و صله‌ رحم‌ و جهاد كه‌ اموري‌ لازمي‌ است‌، بخل‌ مي‌ورزند «خدا را فراموش‌ كردند» تا بدانجا كه‌ بيم‌ و پرواي‌ وي‌ در ذهن‌ و نهادشان‌ خطور نمي‌كند «پس‌ خدا هم ‌فراموششان‌ كرد» يعني‌: آنان‌ را از رحمت‌ و فضل‌ خويش‌ به‌دور داشت‌ «در حقيقت‌، اين‌ منافقانند كه‌ فاسقند» يعني‌: منافقان‌ در فسقشان‌ كاملند، فسقي‌ كه‌ عبارت‌ از تمرد و بريدن‌ از هر گونه‌ خيري‌ است‌.
 
	آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُوْلَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَآئِفِينَ لهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كيست‌ ظالم‌تر؟» استفهام‌ انكاري‌ است، يعني: كسي‌ ظالم‌تر نيست‌ «ازآن‌ كس‌ كه‌ نگذارد در مساجد خدا نام‌ وي‌ برده‌ شود» و كساني‌ را كه‌ براي‌ اداي‌ نماز،ذكر و تلاوت‌ و تعليم‌ قرآن‌ به‌ مساجد مي‌آيند، از آن‌ بازدارد «و در ويراني‌ آنهابكوشد» يعني: در ويرانسازي‌ بناي‌ آنها، يا در تعطيل‌ كردن‌ طاعات‌ و عبادات‌ درآنها - چون‌ تعليم‌ علم، نشستن‌ در آنها براي‌ اعتكاف‌ و امثال‌ آن‌ از فعاليتهاي‌مشروع‌ ديگر - بكوشد؟ چنان‌كه‌ مشركان‌ در روز حديبيه‌ با رسول‌ خدا ص همين‌كار را كردند، آن‌گاه‌كه‌ آن‌ حضرت‌ ص و همراهانشان‌ را از ورود به‌ مكه‌بازداشتند «آنان‌ را نسزد جز اين‌ كه‌ ترسان‌ و لرزان‌ در آنها درآيند» يعني: سزاوارشان ‌اين‌ بود كه‌ با ترس‌ و لرز از هيبت‌ الله (ج) كه‌ پروردگارشان‌ است‌، به‌ مساجد واردمي‌شدند زيرا مساجد خانه‌هاي‌ عبادت‌ حق‌ تعالي‌ است. يا معني‌ اين‌ است: كفار رابا جهاد چنان‌ مرعوب‌ كنيد كه‌ كسي‌ از آنها با احساس‌ امنيت‌ وارد مساجد شمانشود «در اين‌ دنيا برايشان‌ خواري‌ است‌» يعني: براي‌ اين‌ گروهي‌ كه‌ مساجد خدا(ج) را ويران‌ كرده‌ و از ذكر خداي‌ عزوجل‌ در آنها جلوگيري‌ مي‌كنند، در دنيا از جانب‌ خداوند متعال‌ خواري‌ و ذلتي‌ سخت‌ است، كه‌ اين‌ خواري‌ و ذلت‌ رابه‌دست‌ مؤمنان‌ جهادگر در راه‌ دينش‌ برآنها وارد مي‌سازد، بدين‌گونه‌ كه‌ مجاهدان‌مؤمن، آنها را مي‌كشند، به‌ اسارت‌ مي‌گيرند و بر آنان‌ جزيه‌ وضع‌ مي‌كنند «وبرايشان‌ در آخرت‌ عذابي‌ بزرگ‌ است‌» در آتش‌ جهنم‌.
اين‌ آيه‌ مؤمنان‌ را ارشاد مي‌كند كه‌ بايد مساجد خدا(ج) را از تسلط كفار نگه‌دارند، همچنين‌ به‌ مؤمنان‌ اجازه‌ مي‌دهد كه‌ هرگاه‌ كفار بيمناك‌ و ذليل‌ بودند، درهاي‌ مساجد را بر رويشان‌ نبندند. مفسران‌ در تعيين‌ مراد آيه‌ از كساني‌ كه‌ مؤمنان‌ را از مساجد خدا(ج) باز مي‌دارند و در ويرانسازي‌ آنها مي‌كوشند، بر دو قول‌اند؛ قول‌ اول‌ اين‌ است‌ كه: مراد از آنان‌ نصاري‌ هستند كه‌ مردم‌ را از اداي‌ نماز دربيت‌المقدس‌ باز مي‌داشتند. قول‌ دوم‌ اين‌ است‌ كه: مراد از آنان، مشركان‌ قريشندكه‌ رسول‌ خداص را در روز حديبيه‌ از ورود به‌ مسجدالحرام‌ بازداشتند. ابن‌كثير قول‌ دوم‌ را ترجيح‌ داده، و در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آن‌ نيز هر دو قول‌ روايت‌ شده‌ است‌.
 
آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَدَ الله الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خدا به‌ مردان‌ و زنان‌ منافق‌ و كافران‌، آتش‌ دوزخ‌ را وعده‌ داده‌ است‌، در آن ‌جاودانه‌اند، آن‌ برايشان‌ كافي‌ است» يعني‌: آتش‌ دوزخ‌ برايشان‌ بس‌ است‌ و به‌عذابي‌ برتر از آن‌ نيازي‌ ندارند. اين‌ تعبير خود، بر سختي‌ عذاب‌شان‌ دلالت ‌مي‌كند «و خدا آنان‌ را لعنت‌ كرد» يعني‌: آنان‌ را از رحمت‌ خويش‌ طرد كرد و دور ساخت‌ «و براي‌ آنان‌ عذاب‌ پايداري‌ است» كه‌ از آنان‌ هيچ‌ جدايي‌ ندارد.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1532.txt">آيه  69</a><a class="text" href="w:text:1533.txt">آيه  70</a><a class="text" href="w:text:1534.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:1535.txt">آيه  72</a></body></html>آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالاً وَأَوْلاَداً فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلاَقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ بِخَلاَقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُواْ أُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الُّدنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خطاب‌ به‌ منافقان‌ مي‌فرمايد: «مانند كساني‌ كه‌ پيش‌ از شما بودند» يعني‌: شما منافقان‌ مانند پيشينيانتان‌ از كفار هستيد، يا عمل‌ شما مانند عمل‌ پيشينيانتان ‌است‌، آنها «از شما نيرومندتر و داراي‌ اموال‌ و فرزندان‌ بيشتري‌ بودند پس‌ از نصيب ‌خويش» كه‌ خداوند(ج)  برايشان‌ از لذت‌هاي‌ دنيا مقدر كرده‌ بود «برخوردار شدند و شما نيز» اي‌ منافقان‌! «از نصيب‌ خويش‌ برخوردار شديد» همان‌ نصيبي‌ كه‌ خداوند(ج)  براي‌ شما مقدر كرده‌ بود «همان‌گونه‌ كه‌ آنان‌ كه‌ پيش‌ از شما بودند، از نصيب‌ خويش‌ برخوردار شدند» بدين‌سان‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ غرق‌ شدن‌ دربهره‌هاي‌ دنيا را ـ بدان‌ گونه‌ كه‌ به‌ غفلت‌ از حق‌ منعم‌ ذوالمنن‌ بينجامد ـ بر هر دو گروه‌ عيب‌ گرفته‌ و نكوهش‌ مي‌كند «و شما فرورفتيد» در لذتهاي‌ دنيا و لهو و لعب ‌آن‌ و به‌ قولي‌: در تكذيب‌ 