رمودند: «دوست‌ داريد كه‌ به‌ شما چه‌ چيزي‌ را بياورم‌؟» گفتند: كوه‌ صفا را براي‌ ما طلاگردان‌. فرمودند: «اگر چنين‌ كنم‌، مرا تصديق‌ مي‌كنيد؟»، گفتند: آري‌! والله كه ‌اگر چنين‌ كني‌، ما همه‌ از تو پيروي‌ مي‌كنيم‌. آن‌گاه‌ رسول‌ خداص برخاستند و به ‌دعا مشغول‌ شدند، همان‌ بود كه‌ جبرئيل‌(ع) دررسيد و به‌ ايشان‌ چنين‌ فرمود: «اگرمي‌خواهي‌، خداوند(ج) كوه‌ صفا را به‌ طلا تبديل‌ مي‌كند اما اگر در آن ‌هنگام‌ نيز تورا تصديق‌ نكردند، قطعا عذابشان‌ مي‌كند و اگر هم‌ مي‌خواهي‌ آنان‌ را به‌ حال‌ خودشان‌ واگذار تا توبه‌كارشان‌ توبه‌ كند». رسول‌ خداص فرمودند: «بلكه‌ ترجيح‌مي‌دهم‌ كه‌ توبه‌كارشان‌ توبه‌ كند». همان‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آيه: ﴿‏ وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ ...﴾ را نازل‌ كرد.
آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُواْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و دلها و ديدگانشان‌ را برمي‌گردانيم‌» در روز قيامت‌ بر شعله‌هاي‌ سوزان‌ و اخگرهاي‌ فروزان‌ جهنم‌ «چنان‌كه‌ نخستين‌ بار به‌ آن‌» يعني: به‌ قرآن‌ «ايمان‌ نياوردند» در دنيا بلكه‌ درباره‌ قرآن‌ آرا و انديشه‌هاي‌ باطلي‌ را به‌هم‌ بافتند و سخنان ‌درهم‌ و برهم‌ بسياري‌ گفتند. يا ممكن‌ است‌ معني‌ چنين‌ باشد: شما چه‌ مي‌دانيد كه ‌ما دلها و ديدگانشان‌ را بر مي‌گردانيم‌، در نتيجه‌ حقيقت‌ را درنيافته‌ و حق‌ را نمي‌بينند بنابراين‌، اگر حتي‌ معجزه‌اي‌ محسوس‌ هم‌ نازل‌ شود ايمان‌ نمي‌آورند چنان‌كه‌ اولين‌بار در هنگام‌ نزول‌ آيات‌ ما ايمان‌ نياوردند «و آنان‌ را رها مي‌كنيم‌» يعني: در دنيا مهلت‌شان‌ مي‌دهيم‌ و مجازاتشان‌ نمي‌كنيم‌ «تا در طغيانشان ‌سرگردان‌ بمانند» و سرگشته‌ و حيران‌ در طغيان‌ و تجاوزشان‌ دست‌وپا زنند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1066.xml">صفحة (142)</a><a class="folder" href="w:html:1075.xml">صفحة (143)</a><a class="folder" href="w:html:1082.xml">صفحة (144)</a><a class="folder" href="w:html:1090.xml">صفحة (145)</a><a class="folder" href="w:html:1097.xml">صفحة (146)</a><a class="folder" href="w:html:1103.xml">صفحة (147)</a><a class="folder" href="w:html:1108.xml">صفحة (148) </a><a class="folder" href="w:html:1114.xml">صفحة (149)</a><a class="folder" href="w:html:1121.xml">صفحة (150)</a><a class="folder" href="w:html:1130.xml">صفحة (151)</a><a class="folder" href="w:html:1143.xml">صفحة (152)</a><a class="folder" href="w:html:1155.xml">صفحة (153)</a><a class="folder" href="w:html:1164.xml">صفحة (154)</a><a class="folder" href="w:html:1172.xml">صفحة (155)</a><a class="folder" href="w:html:1179.xml">صفحة (156) </a><a class="folder" href="w:html:1188.xml">صفحة (157)</a><a class="folder" href="w:html:1195.xml">صفحة (158)</a><a class="folder" href="w:html:1206.xml">صفحة (159)</a><a class="folder" href="w:html:1213.xml">صفحة (160)</a><a class="folder" href="w:html:1222.xml">صفحة (161)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1067.txt">آيه  111</a><a class="text" href="w:text:1068.txt">آيه  112</a><a class="text" href="w:text:1069.txt">آيه  113</a><a class="text" href="w:text:1070.txt">آيه  114</a><a class="text" href="w:text:1071.txt">آيه  115</a><a class="text" href="w:text:1072.txt">آيه  116</a><a class="text" href="w:text:1073.txt">آيه  117</a><a class="text" href="w:text:1074.txt">آيه  118</a></body></html>آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلآئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً مَّا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ إِلاَّ أَن يَشَاءَ اللّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر ما» درخواست‌ اين‌ گروه‌ مشرك‌ را اجابت‌ كرده‌ و «فرشتگان‌ را به‌ سوي ‌آنان‌ مي‌فرستاديم‌» تا به‌ چشم‌ سر آنها را ديده‌ و با آنان‌ سخن‌ بگويند و از زبان ‌ايشان‌ از صدق‌ و راستگويي‌ات‌ باخبر شوند «و اگر مردگان‌ با آنان‌ سخن‌ مي‌گفتند» يعني: اگر طبق‌ پيشنهاد ديگري‌ كه‌ دادند، مردگاني‌ كه‌ براي‌ آنان‌ شناخته‌ شده‌ هستند، به‌فرمان‌ ما زنده‌ ساخته‌ مي‌شدند و به‌ آنان‌ مي‌گفتند: همانا اين‌پيامبرص در ادعاي‌ رسالتش‌ از سوي‌ خدا(ج) راستگوست‌ پس‌ به‌ او ايمان‌ آوريد؛ «و» اگر «بر آنان‌ هر چيزي‌ را» از جنس‌ معجزات‌ و نشانه‌ها «دسته‌ دسته‌ گردمي‌آورديم‌» قبلا: دسته‌دسته‌ و گروه‌گروه‌، يا به‌طور روياروي‌ و قابل‌ مشاهده ‌«هرگز ايمان‌ نمي‌آوردند» به‌ اختيار و انتخاب‌ خود «مگر آن‌ كه‌ خدا بخواهد» كه ‌ايمان‌ آورند. يعني: پس‌ تو اي‌ پيامبر! دل‌نگران‌ ايمان‌ آوردنشان‌ نباش‌ بلكه ‌همچنان‌ كه‌ مأمور شده‌اي‌، فقط پيامت‌ را به‌ آنها ابلاغ‌ كن‌. «ولي‌ بسياري‌ از آنان‌ نمي‌دانند» اين‌ حقيقت‌ را تا از خداوند متعال‌ ملتمسانه‌ درخواست‌ هدايت‌ كنند. يا معني‌ اين‌ است: بسياري‌ از مؤمنان‌ نمي‌دانند كه‌ حتي‌ اگر خواسته‌ها و پيشنهادات ‌اينان‌ برآورده‌ هم‌ بشود؛ باز هم‌ ايمان‌ نمي‌آورند.
ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ مي‌كند: گروهي‌ از كفار مكه‌ و زعماي‌ آن‌ نزد رسول‌ خداص آمده‌ و به‌ ايشان‌ گفتند: يا فرشتگان‌ را به‌ ما نشان‌ بده‌ كه‌ بر رسالت‌ تو گواهي‌ بدهند، يا بعضي‌ از مردگانمان‌ را زنده ‌كن‌ تا از آنان‌ بپرسيم ‌كه‌ آيا تو بر حق‌ هستي‌ يا خير؟ يا خدا و فرشتگان‌ را با ما روياروي‌ گردان‌...! همان‌ بود كه‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد.
 
	آيه  112
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوّاً شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بدين‌گونه‌ براي‌ هر پيامبر دشمناني‌ را پديد آورديم‌» يعني: چنان‌كه‌ تو را به‌ كفر و عناد اين‌ مشركان‌ معاند مبتلا كرديم‌، پيامبران‌ قبل‌ از تو را نيز به‌ اين‌ آزمايشها مبتلا كرده‌ و بر هريك‌ از آنان‌ دشمناني‌ از كفار زمانشان‌ برگمارديم‌ زيرا ابتلا سبب ‌ثبات‌ و پايداري‌ و بسيار شدن‌ اجر و ثواب‌ است‌. نقل‌ است‌ كه‌ ورقه‌بن‌ نوفل‌ به‌ رسول‌ خداص گفت: «قطعا هيچ‌كس‌ پيامي‌ همچون‌ پيام‌ تو نياورده‌ است‌ مگر اين‌ كه‌ مورد دشمني‌ قرار گرفته‌». آري‌! اين‌ دشمنان‌ «از شياطين‌ انس‌» اند، چون‌ كاهنان‌ و ساحران‌ و رؤساي‌ كفر ـ كه‌ از خداي‌ ذوالجلال‌ نمي‌ترسند «و» از شياطين‌ «جن‌» اند. شياطين‌ جن: فرزندان‌ ابليس‌ لعنه‌الله هستند كه‌ ساير جنيان‌ وهمچنان‌ آدميان‌ را گمراه‌ مي‌سازند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ ابوذر(رض)  نمازمي‌خواند، رسول‌ خداص به‌ او فرمودند: «اي‌ ابوذر! آيا از شياطين‌ انس‌ و جن‌پناه‌ جستي‌؟». ابوذر گفت: مگر از آدميان‌ هم‌ شياطيني‌ وجود دارند؟رسول‌ خداص فرمودند: «آري‌!» آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ را تلاوت‌ كردند. «بعضي‌ از آنها 