انيم‌» از آن‌كه‌ به‌ او آسيب‌ يا ناراحتي‌اي‌ برسد.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1940.txt">آيه  64</a><a class="text" href="w:text:1941.txt">آيه  65</a><a class="text" href="w:text:1942.txt">آيه  66</a><a class="text" href="w:text:1943.txt">آيه  67</a><a class="text" href="w:text:1944.txt">آيه  68</a><a class="text" href="w:text:1945.txt">آيه  69</a></body></html>آيه  150
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از هرجا بيرون‌ آمدي‌» در سفرها، يعني: هر جا كه‌ بودي‌؛ در خشكي‌ يا دريا «روي‌ خود را به‌ سمت‌ مسجدالحرام‌ بگردان‌» تكرار امر، به‌ منظور اهتمام‌ و عنايت ‌به‌ شأن‌ قبله‌ است‌ «و هرجا كه‌ بوديد» اي‌ جماعتهاي‌ مسلمين‌! در ساير نقاط زمين‌، در مدينه‌ منوره‌ و در ساير مساجد بجز مسجدالحرام‌، «رويهاي‌ خود را به‌ سوي‌ آن‌» يعني: به‌ سمت‌ كعبه‌ «بگردانيد» اگر رو آوردن‌ به‌ سوي‌ عين‌ كعبه‌ مقدور نبود «تامردم‌ را بر شما حجتي‌ نباشد» يعني: تا يهوديان‌ عليه‌ شما حجت‌ و بهانه‌اي‌ نداشته ‌باشند زيرا يهوديان‌ مي‌گفتند: محمدص در قبله‌ ما با ما موافقت‌ و همراهي‌ مي‌كند و نزديك‌ است‌ كه‌ در دين‌ ما نيز با ما موافقت‌ و همراهي‌ نمايد. حجت: به‌ معناي‌محاججه، يعني‌ مخاصمه‌ و مجادله‌ است‌. خداوند(ج) آن‌ را حجت‌ ناميد و سپس‌ به‌فساد آن‌ حكم‌ كرد؛ چرا كه‌ از ظالمي‌ سرزده‌ بود، بدين‌ جهت‌ فرمود: «غير ازستمگرانشان‌» و آنان‌ مشركان‌ عربند كه‌ به‌ زودي‌ بر شما احتجاج‌ خواهند ورزيد وخواهند گفت: همانا محمدص در دين‌ خود متحير گشته‌، و به‌ قبله‌ ما روي ‌بازنگردانيد، مگر به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ ما از او راه‌ يافته‌تريم‌ و چنان‌ كه‌ به‌ قبله‌ ما بر گشت، به‌زودي‌ به‌ دين‌ ما نيز برخواهدگشت‌.
اما قتاده‌ مي‌گويد: «مراد از ستمگران‌، اهل‌ كتابند كه‌ چون‌ خداوند(ج) پيامبرش‌ را به‌ سوي‌ كعبه‌ برگرداند، گفتند: اين‌ مرد به‌ سوي‌ خانه‌ پدري‌ و دين‌قومش‌ مشتاق‌ گشت‌. و غير اين‌ از سخناني‌ كه‌ جز از بت‌پرست‌ يا يهودي‌ يامنافقي، شنيده‌ نمي‌شود». «پس، از آنان‌ نترسيد» يعني: از طعنه‌ها و ايرادهاي‌آنان‌ نترسيد زيرا اين‌ طعنه‌ها و جدالها، ناروا و بي‌حاصل‌ است‌ و به‌ شما زياني‌نمي‌رساند «و از من‌ بترسيد» زيرا من‌ سزاوار آن‌ هستم‌ كه‌ از من‌ پروا داشته‌ باشيد «و تا نعمت‌ خود را بر شما كامل‌ گردانم‌» يعني: قبله‌ و جهت‌ روي‌نمودن‌ به‌ سوي‌خويش‌ را به‌ اين‌ خاطر به‌ شما شناساندم‌ تا نعمت‌ خود را بر شما تمام‌ گردانم‌. آري‌! هدايت‌ به‌ سوي‌ قبله، اتمام‌ نعمت‌ است‌ زيرا موجب‌ آن‌ مي‌شود تا شريعت ‌شما مستقل‌ و كامل‌ گردد «و تا هدايت‌ شويد» به‌ سوي‌ حقي‌ كه‌ ديگران‌ از آن‌ به‌بيراهه‌ رفته‌اند. به‌همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ اين‌ امت، شريف‌ترين‌ و برترين‌ امتهاست‌.
 
آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلاَّ كَمَا أَمِنتُكُمْ عَلَى أَخِيهِ مِن قَبْلُ فَاللّهُ خَيْرٌ حَافِظاً وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» يعقوب‌(ع)  «شما را در حق‌ او امين‌ نمي‌بينم‌ مگر همان‌گونه‌ كه‌ پيش‌ از اين، شما را بر برادر وي‌ امين‌ گردانيده‌ بودم‌» يعقوب‌(ع)  از آن‌ ترسيد كه‌ آنان‌ در مورد بنيامين‌ نيز به‌ او خيانت‌ كنند چنان‌كه‌ در مورد يوسف‌(ع)  خيانت‌ كردند و مگر در حق‌ يوسف‌(ع)  هم‌ نگفته‌ بودند كه: ﴿وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ‏﴾  : «همانا ما نگهبان‌ او هستيم‌»؟! «پس‌ خدا بهترين‌ نگهبان‌ است‌ و اوست‌ مهربان‌ترين‌ مهربانان‌» يعني: حق‌ تعالي ‌به‌خاطر پيري‌ و ناتواني‌ام‌ و اشتياق‌ فراوانم‌ به‌ ديدار يوسف‌(ع)  بر من‌ رحم‌ خواهد كرد و من‌ اميدوارم‌ كه‌ خداوند(ج)  او را به‌ من‌ برگرداند پس‌ بر او توكل‌ كردم‌ و او بهترين‌ مهربانان‌ است‌.
 
آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا فَتَحُواْ مَتَاعَهُمْ وَجَدُواْ بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ قَالُواْ يَا أَبَانَا مَا نَبْغِي هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَيْنَا وَنَمِيرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَيْلَ بَعِيرٍ ذَلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هنگامي‌كه‌ بار و بنه‌ خودرا باز كردند، سرمايه‌ خود را» كه‌ به‌ مصر برده‌ بودند تا با آن‌ آذوقه‌ بخرند «بازگردانده‌ شده‌ به‌ خود يافتند، گفتند: پدرجان‌! ديگر بيش‌ از اين‌چه‌ مي‌خواهيم‌» از اين‌ پادشاه‌ رعيت‌ پرور نيكو منظر، بعد از آن‌كه‌ با ما چنين ‌احسان‌ بزرگ‌ و شفقت‌ بسياري‌ كرده؛ چراكه‌ سرمايه‌مان‌ را برگردانده‌ و ما را در هنگامي‌ كه‌ نزد وي‌ بوده‌ايم‌ سخت‌ گرامي‌ داشته‌ و اكرام‌ كرده‌ است‌؟ به‌ قولي: ﴿ مَا نَبْغِي﴾ به‌ اين‌ معني‌ است: بعد از اين‌ ديگر چه‌ بگوييم‌ و چه‌ توصيفي‌ بالاتر از اين‌ را بيابيم‌ كه‌ برايت‌ بيفزاييم‌ «اين‌ سرمايه‌ ماست‌ كه‌ به‌ ما باز گردانده‌ شده‌» پس‌ كسي‌ كه ‌بر ما با بازگرداندن‌ سرمايه‌ مان‌ چنين‌ فضل‌ و احساني‌ كرده‌ است، به‌ راستي‌ سزاوارستايش‌ و قدرداني‌ است‌ لذا اي‌ پدر! به‌ ما اجازه‌ بده‌ كه‌ برويم‌ و بنيامين را نيز با خودمان‌ ببريم‌ «و براي‌ خانواده‌ خود آذوقه‌ مي‌آوريم‌» ميره: غله‌ و خوراك‌ است‌ «وبرادر خود» بنيامين‌ را «نگهباني‌ مي‌كنيم‌» از آنچه‌ كه‌ تو بر وي‌ بيم ‌داري‌ «و زياده‌ مي‌آوريم‌» به‌ سبب‌ بردن‌ او «پيمانه‌ يك‌ شتر» يعني: بار يك‌ شتر ديگر را، افزون‌ برآنچه‌ كه‌ اين‌ بار آورده‌ايم‌ «و اين‌ پيمانه‌اي‌ ناچيز است‌» يعني: افزودن‌ بار يك ‌شتر بر پادشاه، كاري‌ سهل‌ و ساده‌ است‌ و او اين ‌بار اضافه‌ را هرگز بسيار نمي‌شمرد و بر ما درآن‌ مضايقه‌ نمي‌كند.
 
	آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَكُمْ حَتَّى تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِّنَ اللّهِ لَتَأْتُنَّنِي بِهِ إِلاَّ أَن يُحَاطَ بِكُمْ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت: هرگز او را با شما نمي‌فرستم‌ تا آن‌كه‌ عهدي‌ به‌ نام‌ خدا به‌ من‌ بدهيد» يعني: تا به‌ من‌ چيزي‌ بدهيد كه‌ بتوانم‌ به‌ آن‌ اعتماد كرده‌ و پشت‌گرم‌ باشم‌ كه‌ آن‌ چيز، فقط سوگند شما به‌ نام‌ خداوند متعال‌ است: «كه‌ حتما او را نزد من‌ باز آوريد» يعني: بايد به‌ نام‌ خداوند(ج)  سوگند ياد كنيد كه‌ بنيامين‌ را به‌ من‌ بر مي‌گردانيد «مگر آن‌كه‌ گرفتار شويد» يعني: مگر آن