 جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ السِّقَايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ هنگامي‌ كه‌ آنان‌ را به‌ ساز و برگشان‌ مجهز كرد، جام‌ آبخوري‌ را» كه‌ قبلا پادشاه‌ با آن‌ آب‌ مي‌نوشيد، سپس‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ پيمانه‌ استفاده‌ مي‌شد «در بار برادر خود» بنيامين‌ «نهاد» رحل: ظرفي‌ بود كه‌ در آن‌ غله‌ خريداري‌ شده‌ از مصر نهاده‌ مي‌شد «سپس‌» به‌ دستور يوسف‌(ع)  «ندا دهنده‌اي‌ بانگ‌ در داد كه‌ اي‌ كاروان‌» يعني: اي‌ كاروانيان‌! «قطعا شما دزد هستيد» عير: شتر سواري‌اي‌ است‌كه‌ بار و بنه‌ بر آن‌ نهاده‌ شده‌ است‌.
	آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ وَأَقْبَلُواْ عَلَيْهِم مَّاذَا تَفْقِدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
پس‌ چون‌ برادران‌ يوسف‌(ع)  اين‌ سخن‌ را شنيدند: «گفتند; در حالي‌كه‌ به‌ آنان‌» يعني: در حالي‌ كه‌ به‌ آن‌ بانگ‌ دردهنده‌ از مأموران‌ «روي‌ كرده‌ بودند: چه‌گم‌ كرده‌ايد؟ 	آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ نَفْقِدُ صُوَاعَ الْمَلِكِ وَلِمَن جَاء بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَأَنَاْ بِهِ زَعِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
گفتند» مأموران‌ يوسف‌(ع)  «پيمانه‌ پادشاه‌ را گم‌ كرده‌ايم‌» صواع: پيمانه‌ است‌ «و براي‌ هر كس‌ كه‌ آن‌ را بياورد، يك‌ بار شتر خواهد بود» يعني: هر كس ‌داوطلبانه‌ ـ بي‌آن‌كه‌ از وي‌ بازرسي‌ و تفتيش‌ به‌ عمل‌ آيد ـ آن‌ را بياورد، يك‌ بارشتر جايزه‌ دارد. بعير: شتر مذكر است‌. سپس‌ آن‌ منادي‌ افزود: «و من‌ ضامن‌ اين ‌وعده‌ هستم‌» يعني: من‌ ضامنم‌ كه‌ اين‌ بار به‌ او داده‌ شود.
 
	آيه  151
‏متن آيه : ‏
‏ كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولاً مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! نعمت‌ قبله‌ را برشما ارزاني‌ داشتيم‌؛ «همچنان‌كه‌ پيامبري‌ از خودتان‌ را به‌ميان‌ شما فرستاديم‌» يعني: نعمت‌ قبله، همانند نعمت‌ رسالت‌ است‌. بعضي‌گفته‌اند: معناي‌ كلام‌ بنا بر تقديم‌ و تأخير مي‌باشد، يعني: پس‌ مرا ياد كنيد (آيه‌152)، چنان‌كه‌ پيامبري‌ از خودتان‌ را به‌ميان‌ شما فرستادم‌؛ «كه‌ آيات‌ ما را بر شما مي‌خواند و شما را پاك‌ مي‌گرداند» از اخلاق‌ پست‌، اعمال‌ جاهليت‌ و پليدي‌ نفسها، وشمارا از تاريكي‌ها به‌ سوي‌ نور مي‌برد «و به‌ شما كتاب‌ و حكمت‌ مي‌آموزد» حكمت: سنت‌ رسول‌ اكرم‌ص است‌ «و آنچه‌ را نمي‌دانستيد، به‌ شما مي‌آموزد» زيرا مسلمانان ‌در عصر جاهليت‌ نادان‌ و جاهل‌ بودند، پس‌ به‌ بركت‌ رسالت‌ و به‌ يمن‌ پيامبري‌ آن‌حضرت‌ص، از آن‌ حالت‌ جهل‌ و ناداني‌ بيرون‌ آمده‌ و حال‌ اوليا و اخلاق‌ وسجاياي‌ علما را پيدا كردند و داناترين‌ و پاكدل‌ترين‌ مردم‌ گشتند.
آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ تَاللّهِ لَقَدْ عَلِمْتُم مَّا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِي الأَرْضِ وَمَا كُنَّا سَارِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: به‌ خدا سوگند شما خوب‌ مي‌دانيد كه‌ ما نيامده‌ايم‌ تا در زمين‌ فساد كنيم‌ و ما هرگز دزد نبوده‌ايم‌» يعني: برادران‌ يوسف‌(ع)  سوگند خوران‌ گفتند: قطعا يوسف‌(ع)  و يارانش‌ مي‌دانند كه‌ ساحت‌ ما از اين‌ اتهام‌ مبراست‌ و دامن‌ ما از پليدي‌ فسادافروزي‌ در زمين‌ كه‌ دزدي‌ از بزرگترين‌ گونه‌ها و نمونه‌هاي‌ آن‌ مي‌باشد، پاك ‌است‌ و شما اين‌ حقيقت‌ را در سفر قبلي‌مان‌ به‌ مصر خوب‌ دانسته‌ايد، به‌ همين‌ دليل ‌نيز بود كه‌ سرمايه‌مان‌ را در بارهايمان‌ نهاده‌ و آن‌ را به‌ ما برگردانديد كه‌ اين‌ خود دليل‌ نهايت‌ امانتداري‌ ماست‌.
 
	آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ فَمَا جَزَآؤُهُ إِن كُنتُمْ كَاذِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» مأموران‌ يوسف‌(ع) ، يا آن‌ منادي‌ «پس‌ اگر دروغگو باشيد» در آنچه‌ كه‌ از برائت‌تان‌ ادعا مي‌كنيد «كيفر آن‌ چيست‌؟» يعني: در آن‌ صورت، نزد شما جزاي‌ سرقت‌ پيمانه‌ چيست‌؟.
 
آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ جَزَآؤُهُ مَن وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزَاؤُهُ كَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» برادران‌ يوسف‌(ع)  «كيفرش‌ همان‌ كسي‌است‌ كه‌ جام‌ در بار او پيدا شود پس‌ كيفرش‌ خود اوست‌» يعني: كيفر دزدي‌ پيمانه، گرفتن‌ همان‌ كسي‌ است‌ كه ‌پيمانه‌ در بار او پيدا شود. آري‌! جزاي‌ دزد در آيين‌ يعقوب‌(ع)  اين‌ بود كه‌ به ‌مدت‌ يكسال‌ برده‌ آن‌ كسي‌ مي‌ گشت‌ كه‌ از وي‌ دزدي‌ كرده‌ بود «ما ستمكاران‌ را» كه‌ بر ديگران‌ با ار تكاب‌ سرقت‌ ستم‌ مي‌كنند «اين‌گونه‌ كيفر مي‌دهيم‌» و يوسف‌(ع)  هم‌ دقيقا در انتظار شنيدن‌ همين‌ سخن‌ بود.
 
آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعَاء أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَهَا مِن وِعَاء أَخِيهِ كَذَلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلاَّ أَن يَشَاءَ اللّهُ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مِّن نَّشَاء وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ شروع‌ كرد» يوسف‌ «به‌» بازرسي‌ «بارهاي‌ آنان‌» يعني: بارهاي‌ برادران‌ ده‌گانه‌ «پيش‌ از بار برادرش‌» براي‌ دفع‌ تهمت‌ از خود و پنهان‌ كردن‌ حيله‌اي‌ كه ‌انديشيده‌ بود «آن‌گاه‌ آن‌ را» يعني: آن‌ جام‌ يا پيمانه‌ را «از بار برادرش‌ بيرون‌ آورد، اين‌گونه‌ به‌ يوسف‌ تدبير و ترفند آموختيم‌» يعني: به‌ او اين‌ ترفند را وحي‌ كرديم‌. كيد: حيله‌اي‌ است‌ كه‌ فرجام‌ آن‌ افتادن‌ شخص‌ فريب‌ خورده‌ از جايي‌ كه‌ احساس ‌نمي‌كند در امر ناخوشايندي‌ است‌ كه‌ هيچ‌ راهي‌ براي‌ دفع‌ آن‌ وجود ندارد «چرا كه ‌او نمي‌توانست‌ برادرش‌ را طبق‌ رسم‌ و آيين‌ پادشاه‌ بازداشت‌ كند» زيرا در آيين ‌پادشاه‌ كيفر دزد اين‌ بود كه‌ مورد ضرب‌ و شتم‌ قرار گرفته‌ و دو برابر مالي‌ را كه‌ دزديده‌ است، غرامت‌ بدهد، نه‌ اين‌كه‌ ـ مانند شريعت‌ يعقوب‌(ع)  ـ به‌ مدت‌ يك‌ سال‌ برده‌ ساخته‌ شود «ليكن‌ او را اسير گرفت‌» يوسف‌(ع)  «به‌ مشيت ‌خداوند» كه‌ اين‌ راه‌ را بدو نمود «درجات‌ كساني‌ را كه‌ بخواهيم‌ بالا مي‌بريم‌» با بخشيدن‌ انواع‌ علوم‌ و معارف‌ و عطيه‌ها و كرامت‌ها به‌ آنان‌ چنان‌كه‌ درجه‌ يوسف‌(ع)  را با اين‌ مواهب‌ بلند برديم‌ «و فوق‌ هر صاحب‌ دانشي‌» از آنان‌كه ‌خداوند(ج)  ايشان‌ را با علم، رفعت‌ و برتري‌ داده‌ است‌ «دانشوري‌ است‌» كه‌ از نظر مرتبه‌ علمي، از ايشان‌ برتر و بلندمرتبه‌تر است‌. حسن‌ بصري‌ در تفسير اين‌ جمله‌ مي‌گويد: «هيچ‌ دانشمندي‌ نيست‌ مگر اين‌كه‌ فوق‌ آن‌ 