انا شما گروهي‌ ناآشنا هستيد» يعني‌: شما مردمي‌ ناشناس‌ هستيد و من‌ شما را نمي‌شناسم.
 
آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ بَلْ جِئْنَاكَ بِمَا كَانُواْ فِيهِ يَمْتَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» نه‌ «بلكه‌ براي‌ تو چيزي‌ آورده‌ايم‌ كه‌ در آن‌ ترديد مي‌كردند» يعني‌: عذابي ‌را بر دشمنانت‌ به‌ همراه‌ آورده‌ايم‌ كه‌ قومت‌ در آن‌ شك‌ مي‌كردند بنابراين‌، حامل‌ چيزي‌ هستيم‌ كه‌ تو را خشنود مي‌سازد.
	آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَتَيْنَاكَ بَالْحَقِّ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و حق‌ را» يعني‌: وعده‌ راستين‌ را كه‌ همانا عذاب‌ قطعي‌ فرودآينده‌ بر قوم ‌توست‌ «براي‌ تو آورده‌ايم‌ و قطعا ما راستگويانيم‌» در اين‌ خبري‌ كه‌ به‌ تو داديم.
 
	آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَاتَّبِعْ أَدْبَارَهُمْ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ وَامْضُواْ حَيْثُ تُؤْمَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ پاسي‌ از شب‌ گذشته، خانواده‌ات‌ را همراه‌ ببر» تفسير نظير اين‌ عبارت‌ در سوره‌ هود «آيه/‌81» گذشت‌ «و خودت‌ به‌ دنبال‌ آنان‌ برو» يعني‌: تو از پي‌ آنان ‌باش‌ تا از ايشان‌ مراقبت‌ كني‌ كه‌ مبادا يكي‌ از ايشان‌ عقب‌ بماند و درنتيجه‌ گرفتار عذاب‌ شود. مفسران‌ مي‌گويند: سنت‌ هميشگي‌ پيامبر ماص نيز اين‌ بود كه‌ در راه، ياران‌ خويش‌ را پيش‌ مي‌انداختند و مي‌فرمودند: «پشت‌ سرم‌ را براي‌ فرشتگان‌ بگذاريد». «و هيچ‌ يك‌ از شما نبايد كه‌ به‌ عقب‌ بنگرد» يعني‌: نه‌ تو و نه‌ هيچ‌ يك‌ ازآنان‌ نبايد كه‌ به‌ عقب‌ خويش‌ بنگرد زيرا در آن‌ صورت‌ عذابي‌ را كه‌ بر آنان‌ نازل ‌شده‌ مي‌بينيد و به‌ آن‌ مشغول‌ مي‌شويد لذا سرعت‌ حركت‌تان‌ كند مي‌شود و باز مي‌مانيد. يا بر احوال‌ و عذاب‌ سهمگينشان‌ آگاه‌ شده‌ و چنان‌ صحنه‌هاي‌ هولناكي ‌را مي‌بينيد كه‌ ديدن‌ آنها را تاب‌ نمي‌آوريد «و آنجا كه‌ به‌ شما دستور داده‌ مي‌شود، برويد» يعني‌: به‌ همان‌ سمتي‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ شما را به‌ رفتن‌ آن‌ دستور داده، برويد. به‌قولي‌: جايي‌ كه‌ بايد مي‌رفتند، سرزمين‌ ابراهيم‌ خليل‌(ع)  بود.
 
	آيه  170
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌ آنان‌» يعني‌ به‌ كفار «گفته‌ شود: از آنچه‌ خدا نازل‌ كرده‌است‌» از فرمان‌دادن‌ به‌ يگانه‌پرستي‌ و حلال‌ ساختن‌ پاكيزگي‌ها «پيروي‌ كنيد؛ مي‌گويند: نه‌ بلكه‌ ازچيزي‌ كه‌ پدران‌ خود را بر آن‌ يافته‌ايم، پيروي‌ مي‌كنيم‌. آيا هرچند نياكانشان‌ چيزي‌ رادرك‌ نمي‌كرده‌ و به‌ راه‌ صواب‌ نمي‌رفته‌اند» باز هم‌ درخور پيروي‌ هستند؟ آخر پدرانشان‌ در گمراهي‌ آشكاري‌ بوده‌اند و يك‌ نمونه‌ آن، تحريم‌ چيزهايي‌ توسط آنهاست‌ كه‌ خداوند(ج)  آن‌ را حرام‌ نكرده‌ است، پس‌ آيا اگر راه‌ و رسم‌ پدران‌ ازعقلي‌ صحيح‌ و نقلي‌ صريح، يعني‌ از سرچشمه‌ خرد و هدايت‌ آسماني‌ بي‌بهره‌باشد، باز هم‌ بايد كوركورانه‌ از آنان‌ پيروي‌ كرد؟
بنابراين‌ آيه‌ و امثال‌ آن‌ از آيات، امت‌ اسلام‌ اجماع‌ دارند بر اين‌ كه‌ تقليد درعقايد جايز نيست‌ و بر هر مكلف‌ (بالغ‌ عاقل)، آموختن‌ عقيده‌ توحيد و يقين‌ به‌آن‌ فرض‌ است‌. تقليد: نزد علما عبارت‌ است‌ از: قبول‌ سخني‌ بدون‌ حجت‌. اما «اتباع‌»، پذيرفتن‌ سخن‌ ديگري‌ بعد از شناخت‌ دليل‌ آن‌ است‌. اما در مورد تقليد در احكام‌ بايد گفت: بر هر شخص‌ عامي‌اي‌ كه‌ نمي‌تواند احكام‌ را از اصول‌ آنهااستنباط كند، فرض‌ است‌ كه‌ از اهل‌ علم‌ بپرسد و از فتوايشان‌ پيروي‌ كند.
 
آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَضَيْنَا إِلَيْهِ ذَلِكَ الأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَؤُلاء مَقْطُوعٌ مُّصْبِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ سوي‌ او وحي‌ فرستاديم‌» يعني‌: به‌سوي‌ لوط(ع)  «اين‌ امر را» يعني‌: نابودي‌ قومش‌ را. سپس‌ «امر» را با اين‌ فرموده‌اش‌ تفسير مي‌كند: «كه‌ ريشه‌ آن‌ گروه، صبحگاهان‌ بريده‌ مي‌شود» يعني‌: آخرين‌ كسي‌ كه‌ از آنان‌ باقي‌ مانده، نيز صبحگاهان‌ هلاك‌ مي‌شود.
 
	آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَاء أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» از سوي‌ ديگر «مردم‌ شهر شادي‌كنان‌ روي‌ آوردند» يعني‌: مردم‌ شهر «سدوم‌» كه‌ شهر قوم‌ لوط بود، درحالي‌كه‌ از قدوم‌ ميهمانان‌ لوط شاد و مسرور بودند، به‌ انگيزه‌ طمع‌ در ارتكاب‌ عمل‌ فحشا با آنان، به‌سوي‌ خانه‌ لوط روي ‌آوردند.
	آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِنَّ هَؤُلاء ضَيْفِي فَلاَ تَفْضَحُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» لوط(ع)  به‌ قومش‌ «هرآينه‌ اينان‌ مهمانان‌ منند» لوط(ع)  فرشتگان‌ را به ‌هيأت‌ مهمانان‌ ديد، درحالي‌كه‌ قومش‌ ـ به‌ عنوان‌ ابتلايي‌ از سوي‌ حق‌تعالي‌ ـ ايشان‌ را امرداني‌ نيكوروي‌ ديدند، از اين‌ جهت‌ در آنان‌ طمع‌ كردند. لوط(ع)  افزود: «پس‌ مرا رسوا نكنيد» با تعرض‌ به‌ آنان‌ به‌ منظور ارتكاب‌ فحشا زيرا در آن‌ صورت‌ آنها مي‌دانند كه‌ من‌ از حمايتشان‌ به‌ عنوان‌ كساني‌ كه‌ به‌ مثابه ‌ميهمان‌ نزدم‌ فرود آمده‌اند، ناتوانم‌ و اين‌ رسوايي‌اي‌ براي‌ من‌ است.
 
آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ وَاتَّقُوا اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از خدا پروا كنيد» در كارشان‌ «و مرا خوار نسازيد» خزي‌: ذلت‌ و خواري ‌است. لوط(ع)  از آن‌ ترسيد كه‌ اگر از حمايت‌ ميهمانانش‌ عاجز شود، ذليل‌ وبي‌مقدار خواهد شد.
ابن‌كثير مي‌گويد: «لوط(ع)  اين‌ سخن‌ را به‌ قومش‌ قبل‌ از آن‌ گفت‌ كه‌ بداند; آنان‌ فرستادگان‌ خداوند(ج)  اند ـ چنان‌كه‌ در سوره‌ «هود» آمده‌ است‌  ـ و در اينجا نيز سياق‌ آيات‌ مقتضي‌ ترتيب‌ نيست، چرا كه‌ برخلاف‌ اين‌ ترتيب، دليل ‌آمده‌ است.
 
	آيه  70
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: آيا تو را از جهانيان‌ منع‌ نكرده‌ بوديم‌؟» يعني‌: آيا قبلا نزد تو نيامديم‌ و تو را منع‌ نكرديم‌ از اين‌كه‌ با ما درباره‌ احدي‌ از مردم‌ ـ چون‌ بر او قصد ارتكاب ‌فحشا كرديم‌ ـ سخن‌ نگويي‌؟ نقل‌ است‌ كه‌ آنان‌ بر هر شخص‌ غريبي‌ تعرض‌مي‌كردند و لوط(ع)  هم‌ به‌ قدر توان‌ خود آنان‌ را از اين‌ تجاوز و تعرض‌ منع ‌مي‌كرد. به‌قولي‌: قوم‌ لوط(ع)  او را از ميهمان‌ كردن‌ مردم‌ بيگانه‌ منع‌ كرده‌ بودند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2176.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:2177.txt">آيه  72</a><a class="text" href="w:text:2178.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:2179.txt">آيه  7