ول‌ خداص فرض‌ بود و براي‌ امتشان‌ نافله‌ است‌ «باشد كه‌ پروردگارت‌ تو را به‌مقامي‌ محمود برساند» مقام‌ محمود: مقامي‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص در آن‌ به ‌شفاعت‌ عظمي‌ براي‌ تمام‌ مردم‌ در روز قيامت‌ مي‌ايستند تا پروردگار متعال‌ آنان‌ را از آن‌ شدت‌ و زحمت‌ جان‌فرسا بيرون‌ آورد پس‌ اهل‌ محشر جملگي‌ آن‌حضرت‌ص را بر اين‌ مقام‌ مي‌ستايند، در حالي ‌كه‌ «لواي‌ حمد» در دست‌ مبارك‌ آن‌ سيد و سالار كونين‌ و آن‌ امام‌ اولين‌ و آخرين‌ است‌.
ابن‌كثير احاديث‌ متعددي‌ را در شرح‌ اين‌ مقام‌ نقل‌ كرده‌ و با بيان‌ مقدمه‌اي‌ كه ‌ناظر بر بسياري‌ از اين‌ احاديث‌ است‌ مي‌گويد: «در روز قيامت‌ براي‌رسول‌ خداص خصلت‌ها و تشريفات‌ مخصوصي‌ وجود دارد كه‌ هيچ‌ كس‌ در آنها با ايشان‌ برابر نيست‌ زيرا:
ـ آن‌ حضرت‌ص اولين‌ كسي‌ هستند كه‌ زمين‌ از پيكر مطهرشان‌ شكافته‌ مي‌شود.
ـ ايشان‌ به‌سوي‌ محشر سواره‌ برانگيخته‌ مي‌شوند.
ـ برايشان‌ در محشر پرچمي‌ است‌ كه‌ آدم‌ و همه‌ فرزندان‌ وي‌ در زير پرچم‌ ايشان ‌قرار دارند.
ـ برايشان‌ در محشر حوضي‌ است‌ كه‌ خلقي‌ بسيار بر آن‌ وارد مي‌شوند.
ـ برايشان‌ نزد خداي‌ عزوجل‌ شفاعت‌ عظمي‌ است‌ تا حق‌ تعالي‌ بر اثر شفاعت ‌ايشان‌، براي‌ فيصله ‌دادن‌ نهايي‌ ميان‌ خلايق‌ تشريف‌ آورد و اين‌ بعد از آن‌ است‌ كه‌ مردم‌ اين‌ شفاعت‌ را از آدم‌ درخواست‌ مي‌كنند، سپس‌ از نوح‌، آن‌گاه‌ از ابراهيم‌، سپس‌ از موسي‌ و آن‌گاه‌ از عيسي‌ ‡ اما همه‌ آنها مي‌گويند كه‌ ما اهل‌ اين‌ شفاعت ‌نيستيم‌. پس‌ سرانجام‌ نزد محمدص مي‌آيند و آن‌ حضرت‌ص در پاسخ‌ درخواستشان‌ مي‌گويند: «من‌ اهل‌ آنم‌! من‌ اهل‌ آنم‌!».
ـ از جمله‌ اين‌ تشريفات‌: شفاعت‌ آن‌ حضرت‌ص در حق‌ گروههايي‌ از مردم‌ است‌ كه‌ فرمان‌ افگندن‌شان‌ در دوزخ‌ صادر شده‌ ولي‌ در اثر شفاعت‌ ايشان‌ از دوزخ‌ برگردانده‌ مي‌شوند و اين‌ نوع‌ ديگري‌ از شفاعت‌ است‌ كه‌ غير از شفاعت ‌عظمي‌ براي‌ جملگي‌ خلايق‌ مي‌باشد.
ـ از جمله‌ اين‌ تشريفات‌ يكي‌ اين‌ است‌ كه‌ ايشان‌ اولين‌ پيامبران‌ در قضاوت‌ ميان ‌امتشان‌ هستند، يعني‌ امتشان‌ اولين‌ امتي‌ است‌ كه‌ خداوند(ج)  حساب‌ كارشان‌ رافيصله‌ مي‌دهد.
ـ ايشان‌ اولين‌ پيامبران‌ در گذراندن‌ امت‌ خويش‌ از پل‌ صراط اند.
ـ ايشان‌ اولين‌ كسي‌ هستند كه‌ در بهشت‌ شفاعت‌ مي‌كنند. و اين‌ نوع‌ ديگري‌ از شفاعت‌ خاصه‌ است‌.
ـ ايشان‌ اولين‌ كسي‌ هستند كه‌ به‌ بهشت‌ وارد مي‌شوند و امتشان‌ نيز قبل‌ از همه ‌امت‌هاي‌ ديگر به‌ بهشت‌ داخل‌ مي‌شوند.
ـ ايشانند كه‌ براي‌ بلند بردن‌ درجات‌ گروههايي‌ شفاعت‌ مي‌كنند كه‌ اعمالشان‌ در حد و اندازه‌ آن‌ درجات‌ نيست‌ و اين‌ نوع‌ ديگري‌ از شفاعت‌ خاصه‌ است‌.
ـ ايشان‌ صاحب ‌«وسيله‌» اي‌ هستند كه‌ برترين‌ منزلت‌ در بهشت‌ است‌، كه‌ اين ‌منزلت‌ جز براي‌ آن‌ حضرت‌ص، لايق‌ شأن‌ هيچ‌ كس‌ ديگري‌ نيست‌.
ـ چون‌ خداي‌ عزوجل‌ در حق‌ گنهكاران‌ اذن‌ شفاعت‌ دهد، فرشتگان‌ و پيامبران‌ و مؤمنان‌ صالح‌ همه‌ برايشان‌ شفاعت‌ مي‌كنند اما آن‌ حضرت‌ص در حق‌ خلقي‌عظيم‌ شفاعت‌ مي‌كنند كه‌ هيچ‌ كس‌ جز خداوند(ج)  شمارشان‌ را نمي‌داند پس ‌هيچ‌كس‌ همانند ايشان‌ شفاعت‌ نمي‌كند».
از جابربن‌عبدالله (رض)  روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص در حديث‌ شريف ‌فرمودند: «هر كس‌ در هنگام‌ شنيدن‌ أذان‌ بگويد: (اللهم رب هذه الدعوة التامة والصلاة القائمة آت محمداً نِ‌ الوسيلة والفضيلة وابعثه مقاماً محموداً الذي وعدته‌)  قطعا شفاعت‌ من‌ بر وي‌ در روز قيامت‌ حلال‌ مي‌شود».
 
سوره إسراء آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَاناً نَّصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: اين‌ آيه‌ هنگامي‌ نازل‌ شد كه‌ رسول‌ خداص به ‌هجرت‌ مأمور شدند. «و بگو: پروردگارا! داخل‌ كن‌ مرا به‌ طرز پسنديده‌ و بيرون ‌آور مرابه‌ طرز پسنديده‌» مراد: داخل‌ كردن‌ آن‌ حضرت‌ص به‌ مدينه‌ و بيرون ‌آوردنشان‌ ازمكه‌ است‌ به‌ ورودي‌ عزتمندانه‌ و بيرون‌آوردني‌ پيروزمندانه‌ همراه‌ با مدد و نصرت‌حق‌ تعالي‌. ولله الحمد كه‌ چنين‌ شد «و براي‌ من‌ از سوي‌ خويش‌ سلطه‌اي ‌ياري‌بخش‌» يعني‌: حجتي‌ آشكار و مقهور كننده‌ «قرار ده‌» كه‌ مرا با آن‌ بر تمام‌ مخالفانم‌ پيروز گرداني‌. به‌قولي‌: آن‌ حضرت‌ص مأمور شدند تا از پروردگارشان‌ سلطه‌ و دولت‌ دنيوي‌ نيرومندي‌ درخواست‌ كنند كه‌ به‌وسيله‌ آن‌ دولت‌ و قوت‌، پايگاهي‌ از عزت‌ برايشان‌ برپا شود تا در نتيجه‌، شأن‌ و شوكت‌ دين‌ حق‌ برقرارگردد و نصرت‌ حق‌ تعالي‌ همه‌ وقت‌ شامل‌ حالشان‌ باشد. و لله‌ الحمد كه‌ چنين‌ شد؛ و خداي‌ عزوجل‌ براي‌ آن‌ حضرت‌ص پايه‌هاي‌ دولتي‌ كريمه‌ و مقتدر را در مدينه‌ برافراشت‌. ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌ قول‌ راجح‌ تر است‌».
 
	سوره إسراء آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً ‏
 
‏ترجمه :
«و بگو: حق‌ آمد» يعني‌: آنچه‌ كه‌ خداوند(ج)  به‌ پيامبرش‌ از ظهور و پيروزي‌ اسلام‌ وعده‌ داده‌ بود، تحقق‌ يافت‌ «و باطل‌ نابود شد» يعني‌: شرك‌ از ميان‌ برافتاد و مضمحل‌ شد «هرآينه‌ باطل‌ همواره‌ نابودشدني‌ است‌» زيرا باطل‌ در ماهيت‌ وجوهره‌ عناصر خود از مايه‌هاي‌ بقا برخوردار نيست‌ بلكه‌ حيات‌ موقت‌ خويش‌ را از عوامل‌ خارجي‌ و تكيه‌گاه‌هاي‌ غيرطبيعي‌ استمداد مي‌كند پس‌ چون‌ اين‌ تكيه‌گاه‌ها سست‌ شوند، باطل‌ نيز فرومي‌پاشد؛ اما حق‌ عناصر وجودي‌ خويش‌ را از ذات‌ وماهيت‌ خود بر مي‌گيرد. بخاري‌ و مسلم‌ از ابن‌مسعود(رض)  روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: «رسول‌ خداص در روز فتح‌ مكه‌ در حالي‌ وارد آن‌ شدند كه‌ بر گرداگرد خانه‌ كعبه‌ سيصد و شصت‌ بت‌ نصب‌ شده‌ بود پس‌ با چوبي‌ كه‌ در دست‌ داشتند برآن‌ بتان‌ مي‌كوبيدند و اين‌ آيه‌ را مي‌خواندند: ﴿‏ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً ‏﴾  .
 
سوره إسراء آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَاراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از قرآن‌ فرود مي‌آوريم‌ آنچه‌ را كه‌ شفاست‌» براي‌ دلها از بيماريهاي‌ باطني ‌آنها؛ با زوال‌ جهل‌ و ازبين ‌رفتن‌ شك‌ و شبهه‌ و گمراهي‌ از آنها. به‌ قولي‌: اين‌ شفا شامل‌ امراض‌ ظاهري‌ نيز مي‌شود. چن